پایان نامه کارشناسی ارشد رشته فقه اسلامی با موضوع بررسی دیدگاه های فقهی ارتداد در اسلام

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

با عنوان : بررسی دیدگاه های فقهی ارتداد در اسلام

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامی

رشته فقه اسلامی

با موضوع :

بررسی دیدگاه های فقهی ارتداد در اسلام

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

مقدمه

 اصل قانوني بودن جرايم و مجازات‏ها از جمله بديهي‏ترين اصول حقوقي است كه در نظام‏هاي حقوقي دنيا پذيرفته شده است. به موجب اين اصل، هيچ عملي جرم نيست؛ مگر آن‏كه در قانون مدون كشور جرم شناخته شده باشد. هيچ كس را نمي‏توان مجازات كرد؛ مگر آن‏كه مجازات وي توسط دادگاه واجدصلاحيتي كه در قانون پيش‏بيني شده است، تعيين شده باشد. اين اصل در قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز پذيرفته شده و اعلام شده است كه از ابتدا در تعاليم اسلامي مطرح بوده است. قاعده مشهور فقهي «منع عقاب بلابيان» همين معنا را سال‏ها قبل از طرح اصل «قانوني بودن جرايم و مجازات‏ها» در برداشته است. به هر حال به موجب اصل سي و ششم قانون اساسي، «حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد». در قانون مجازات مصوب سال 1361 و نيز قانوني كه اخيرا به تصويب رسيده است، «جرم»، عبارت است از فعل و ترك فعلي كه به موجب قانون براي آن مجازات تعيين شده است.
با توجه به اين مقدمه، سؤال اساسي اين است كه آيا در نظام حقوقي امروز ايران، جرمي به نام ارتداد وجود دارد؟ و آيا در دادگاه‏هاي ايران مي‏توان فردي را به عنوان «مرتد» مجازات كرد؟ البته در قوانين فعلي كشور در مواردي به واژه ارتداد اشاره شده است؛ مثلاً در بيست و ششمين ماده قانون مطبوعات آمده است: «هر كس به وسيله مطبوعات به دين مبين اسلام و مقدسات آن اهانت كند، در صورتي كه به ارتداد منجر شود، حكم ارتداد در حق وي صادر خواهد شد و اگر به ارتداد نينجامد، طبق نظر حاكم شرع بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد». در ماده 29 قانون تشكيلات، وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي كشور و انتخابات شهرداران، مصوب سال 1375، نيز «محكومين به ارتداد، به حكم محاكم صالح قضايي» از داوطلب شدن براي عضويت در شوراها محروم شده‏اند. اما نه در قانون مطبوعات و نه در قانون مجازات اسلامي، مجازاتي براي ارتداد تعيين نشده است و در هيچ يك از قوانين فوق نيز ارتداد به عنوان جرم معرفي نگرديده است. قانون‏گذاران ايران در سال 1361، كه براي اولين‏بار در حال تدوين قانون مجازات اسلامي بودند، در مورد بسياري از احكام فقهي شامل قصاص، حدود، ديات و تعزيرات، به وضع قانون پرداختند؛ به طوري كه بسياري از مواد قانوني، ترجمه تحت اللفظي متن كتاب‏هاي فقهي است. با وجود اين، نه در سال 1361 و نه حدود 17 سال بعد در مجلس پنجم، قانون مجازات اسلامي، ارتداد را به عنوان جرم معرفي نكرده است. بنابراين چون در قوانين موضوعه، مجازاتي براي ارتداد تعيين نشده است، در نظام حقوقي فعلي نمي‏توان در مورد ارتداد حكمي صادر كرد. البته بعضي به اصل 167 قانون اساسي استناد مي كنند كه مي‏گويد: «قاضي موظف است كوشش كند تا حكم هر دعوا را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيابد، با استناد به منابع معتبر اسلامي يا فتاوي معتبر، حكم قضيه را صادر نمايد و نمي‏تواند به بهانه سكوت يا نقض يا اجمال يا تعارض قوانين مدونه، از رسيدگي به دعوا و صدور حكم امتناع ورزد» و از اين اصل نتيجه مي‏گيرند كه اگر عملي در قوانين مدونه جرم نبود، قاضي مي‏تواند به استناد منابع فقهي، حكم صادر نمايد؛ حال آن‏كه اين استنباط صحيح نيست؛ چرا كه اين با اصل سي و ششم قانون اساسي مبني بر اين‏كه «حكم به مجازات و اجراي آن، بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد»، در تعارض قرار مي‏گيرد. از طرفي اصل يكصد و شصت و هفتم، قاضي را موظف مي‏كند كه حكم هر دعوا را بيابد و آن را فيصله دهد. دعوا نيز در موارد نزاع‏هاي حقوقي است و شامل حد شرعي و مجازات نمي‏شود. در دعوا حد شرعي جاري نمي‏شود و متهمي وجود ندارد تا به حد شرعي محكوم گردد.

ارتداد درلغت

ارتداد از ماده “ردّ” مشتق شده و به معناي “رجوع وبرگشت[1]” و نيز “دگرگوني”[2] است.در معناي واژه “ردّ” چنين گفته اند:

   «الردّ صرف الشئ و الردّ مصدر رددت الشئ ؛ ردّعبارت است از برگرداندن يك چيز ، و ردّ مصدر”رددت الشئ” مي باشد.»

   وقتي مي گويند:”ردّه الي منزله” ؛ يعني او را به خانه اش برگرداند. ويا وقتي مي گويند:”ردّ عليه جوابا[3]” يعني پاسخي را به او برگرداند. درمعناي”ارتداد” نيز نوشته اند:

   «ارتداد به معناي بازگشت است و واژه مرتد از همين مادّه مي باشد و”ردّ” اسم(مصدر) ارتداد است[4]

لغوي ديگر درتعريف ارتداد مي گويد:

«و قد ارتدّ وارتدّ عنه تحوّل[5] ؛ (وقتي گفته مي شود) مرتد شده و از آن برگشته است ؛ يعني دگرگون شد.»

سپس مي نويسد:

«ازهمين قبيل است بازگشت ازاسلام واگر كسي ازاسلام برگردد به او گفته مي شود كه از دين خود مرتد شده است.[6]»

در مفردات راغب آمده است:

   «ارتداد و الردّه،الرجوع في الطريق الذي جاء منه لكن الردّه تختص بالكفر و الارتداد يستعمل فيه و في غيره[7] ؛ ارتداد و رده بازگشت در راهي است كه از آن آمده است ؛ اما رده اختصاص به كفر دارد و ارتداد هم در مورد كفر و هم در مورد غير كفر استعمال مي شود.»

بنابراين مرتد را از آن جهت مرتد مي گويند كه خود را به كفرخويش برمي گرداند.[8]

ارتداد دراصطلاح

دراصطلاح فقهاي شيعه و اهل سنت ارتداد عبارت است از اينكه كسي ازاسلام خارج شود و كفر را برگزيند[9]. ازجمله اينكه شيخ طوسي مي گويد:

«ارتداد عبارت است از كافر شدن بعد از مسلمان بودن.[10]»

ابن قدامه از فقهاي اهل سنت نيز مي گويد:

«مرتد كسي است كه از دين اسلام به كفر برگردد[11]

بنابراين همچنان كه برخي از محققان گفته اند:

     « درواقع ارتداد يك حالت جديد اعتقادي و تحول عقيدتي است كه با انكار يكي ازاصول سه گانه اسلام (توحيد ، نبوت، معاد) و يا اصلي از اصول ضروري دين كه انكارآن اصل به انكار اصول سه گانه اسلام منتهي مي شود ، براي شخص مسلمان رخ مي دهد[12]

   از ظاهر اين تعاريف بر مي آيد كه صرف تغيير عقيده ، درتحقق ارتداد كافي است ، امّا با دقّت در برخي تعاريف ديگر و نيز راه های تحقق ارتداد از نظر فقيهان مي فهميم كه چنين نيست ؛ بلكه اظهار كفر سبب تحقّق ارتداد است. به عنوان مثال ابوصلاح حلبي درتعريف ارتداد چنين گفته است:

«ارتداد آشكار نمودن شعائر كفر است پس ازايمان به گونه اي كه همراه آن ، انكار پيامبر اكرم (ص) يا چيزي از مسلمات دين او مانند نماز ، زكات ، حرمت زنا و شرب خمر باشد. اما اگر كفر او نسبت به چيزي از دين استدلال علمي ثابت شود؛ مانند اعتقاد به جبر يا تشبيه يا انكارامامت و مانند اينها ، دراين صورت ارتداد در مورد او صدق نمي كند؛ هرچند كه انكار چنين اموري في نفسه كفر است.[13]»

   چنان كه از اين تعريف برمي آيد ، اظهار كفر ملاك تحقّق اين موضوع است وصرف تغييرعقيده كافي نخواهد بود.

علامه حلي در باره راههاي تحقق ارتداد مي گويد:

   «ارتداد به يكي از اين راه ها محقق مي شود: يا ازطريق انجام عملي مانند سجده در مقابل بت ،پرستش خورشيد ، انداختن قرآن در زباله ها وهرعملي كه به صراحت تمسخر تلقي شود ، يا از طريق گفتار؛ مانند به زبان آوردن كلمه اي كه به صراحت دلالت داشته باشد بر انكار واجب يا حرامي كه از ضروريات دين به شمار مي آيد؛ خواه اين گفتار از سر ستيز باشد و يا از روي شبهه ويا از روي باور و اعتماد و يا به منظور تمسخر[14]

   ازاين گفتار نيز بر مي آيد كه تحقّق ارتداد ، وابسته به اظهار و آشكار كردن آن است؛ خواه در ضمن عملي از اعمال واقع شود و خواه از طريق گفتار.ازبرخي تعاريف اهل سنت نيز همين مطلب استفاده مي شود؛آنجا كه مي گويند:

«رده عبارت است از بريدن از اسلام با نيت ، آن هم به قول يا به فعل، و آن كفر است و فرقي نمي كند اين عمل از روي استهزا يا اعتقاد و يا عناد باشد.[15]»

    نيز برخي ديگر از فقهاي اهل سنت معتقدند كه ارتداد عبارت است از رجوع از ايمان[16] و مرتد كسي است كه از دين اسلام برگشته باشد.[17]

   ازاين تعاريف و مطالب ، معلوم مي شود كه همه فقيهان ، ارتداد را به معناي انتخاب كفر بعد از اسلام دانسته اند؛ گرچه از آن با تعابير مختلفي همچون ؛ قطع اسلام[18] ، رجوع از اسلام ، اظهار شعائر كفر بعد از ايمان و خروج از اسلام[19] ياد كرده اند.

كاربرد واژه ارتداد و مشتقات آن در قرآن

   اين واژه در بسياري از آيات به معناي لغوي اش به كار رفته[20] كه از جمله آنها آيه ذيل است:

   « وَ لا تَرتَدُّوا عَلي ادبارِكُم فَتَنقَلِبُوا خاسِرينَ[21]؛ و به عقب بازنگرديد كه زيانكار خواهيد شد.»

دراين آيه،واژه”تَرتَدُّوا”[22] ازهمين ريشه و به معناي بازگشت به عقب است.

در برخي آيات ديگر نيز به معناي اصطلاحي اش آمده است [23]كه از جمله آنها مي توان به آيه ذ يل اشاره كرد:

   « وَلا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُم حَتَّي يَرُدُّكُم عَن دينِكُم إِنِ استَطاعُوا وَ مَن يَرتَدِد مِنكُم عَن ديِِنِهِ فَيَمُت وَ هُو كافِرُ فَاُولئكَ حَبِت اعمالُهُم في الدُّ نيا وَالاخِرَة وَ اُلئكَ اصحاب انار هم فيها خالدون[24] ؛ وآنان پيوسته با شما مي جنگند تا – اگر بتوانند – شما را از دينتان برگردانند. وكساني از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند ، آنان كردارهايشان دردنيا و آخرت تباه مي شود ، وايشان اهل آتشند ودر آن ماندگار خواهند بود.»

در اين آيه بازگشت از ايمان به كفر ، ارتداد ناميده شده است.[25]

در آيات ديگري اصطلاح ارتداد به بازگشت به عقب؛ يعني اتّخاذ روش جاهليّت معنا شده است:

     «إنَّ الذينَ ارتَدُّوا علي ادبارِهِم مِن بَعدِ ما تَبَّيَنَ لَهُم الهدي الشيطانُ سَوَّلَ لَهُم وَ املي لَهُم[26] ؛ بي گمان ، كساني كه پس از آنكه ‍‍‍‍[راه] هدايت بر آنان روشن شد[به حقيقت] پشت كردند ، شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاي دور و درازشان انداخت.»

بديهي است كه اين معنا در باره مفهوم ارتداد با تعابيري كه قبلاً بيان شد، تفاوتي ندارد ؛ چون مراد از بازگشت به عقب همان بازگشت به جاهليّت و كفر ، است[27].

كاربرد واژه ارتداد در روايات

   اين واژه در روايات نيز كاربرد دارد.در دسته اي از احاديث ، ارتداد به مفهوم مطلق بازگشت از چيزي به چيز ديگر ذكر شده و در دسته اي ديگر ، درمعناي بازگشت از دين به كفر به كار رفته است.

براي دسته اول ، مي توان به روايت ذيل اشاره كرد:

       «سَمِعَ ضَرِیرٌ دُعَاءَ أمیرِ المُؤمِنینَ (ع)….فَسَمِعَهَا الأعمَی وَ حفِظَهَا وَ رَجعَ إلَی بَیتِه الَّذی یَأوِیهِ فَتَطَهَّرَ لِلصَّلاةِ وَ صَلَّی ثُمَّ دَعَا بِهَا فَلَمَّا بَلَغَ إلی قَولِهِ أن تَجعَلَ النُّورَ فیِ بَصرّی ارتَدَّ الاُعمَی بَصیراً بِإذنِ الله[28] ؛ ضرير دعاي امام علي(ع) را شنيد …. پس كوري آن را شنيد و حفظ كرد و به خانه اي كه مأوايش بود برگشت. پس براي نماز وضو گرفت و نماز خواند ، سپس آن دعا را خواند. هنگامي كه به اين گفته رسيد كه “بينايي را در چشمم قرار بده” ، به اذان خدا بينايي به آن كور بازگشت(بينا شد).»

تعداد صفحه :223

14700 تومان

پشتیبانی سایت :              serderehi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *