پایان نامه ارشد هنر گرایش چوب: نسبت نقوش هندسي تکرار شونده منبرهاي چوبي با مفاهيم نمادين در هنر اسلامي

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته هنر اسلامی

گرایش : چوب

عنوان : نسبت نقوش هندسي تکرار شونده منبرهاي چوبي با مفاهيم نمادين در هنر اسلامي

دانشگاه هنر اصفهان

دانشکده هنر اديان و تمدن ها

گروه هنر اسلامي

پايان نامه کارشناسي ارشد رشته هنر اسلامي گرايش چوب

عنوان:

نسبت نقوش هندسي تکرار شونده منبرهاي چوبي با مفاهيم نمادين در هنر اسلامي

استادان راهنما:

مهندس نيما ولي بيگ

دکتر مرضيه پيراوي ونک

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

جايگاه ويژه منبر به عنوان نمادي فرهنگي از هنراسلامي، در برگزاري خطبه، ضرورت پژوهشي ژرف را ايجاب مي کند. بخش عمده اي از تحقيقات انجام شده در باب منبرها، پيرامون تاريخ ساخت آن است و بخش کوتاه تري به ويژگي هاي زيبايي شناختي و نوع مصالح به کار رفته در آن پرداخته اند. در اين ميان، نياز به بررسي نقوش اسلامي به کار رفته در منبرها، که مهم ترين پيام تصويري را به مخاطب القا مي کند، خود را آشکار مي سازد. اين پژوهش بر آن است، تا با بررسي نقوش هندسي مورد استفاده بر روي منبرهاي تاريخي مساجد شاخص اصفهان، به نوعي دسته بندي و گونه شناسي نقوش به کار رفته در اين منبرها دست پيدا کند و میزان در هم آمیختگی این نقوش را با مفاهیم نمادین آشکار سازد. بدين ترتيب نتايج حاصله مي تواند در معرفي ارزش هاي نهفته اين عضو مهجور مساجد، مورد استفاده واقع شود و روال بدست آمده مي تواند ابزاري هدفمند براي آشنايي و دسته بندي ساير تزيينات هندسي چوبي باشد. در بدست آوردن يافته هاي اين پژوهش، به روش تحليلي- مقايسه اي؛ از سويي، بررسي اسناد مکتوب و تجزيه و تحليل کمي آن‌ها صورت گرفته و از سويي ديگر، صحبت با استادکاران و برداشت هاي محلي(تحقيق ميداني)، نتايج تحقيق حاصل مي‌شود. نکته قابل توجه اين است که در کنار تحقيق کيفي ميداني و بررسي هندسي نقوش، اين پژوهش به نقد و بررسي آراء صاحب نظران مختلف که در حوزه مطالعات نظري در اين زمينه اظهار نظر کرده اند، مي پردازد. در ضمن منظور از مساجد شاخص در اين تحقيق مساجد سيد، جامع عتيق، حکيم، شاه عباس وآقانور که همگي در شهر اصفهان هستند. با بررسي هاي انجام شده مشخص شد که در انتخاب نوع چوب، نقوش به کار رفته و قاب بندي اجزاي تزئيني مشابهت هاي شکلي آشکاري مي‌توان ديد که مبين معنايي واحد(با توجه به نقش و کارکرد واحد)براي اين عنصر اصلي و لاينفک مسجد است.

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1- مقدمه

منبر به عنوان فضايي خاص براي تشريح مباني ديني، جايگاه ويژه‌اي را به خود اختصاص داده است. از آنجا که در دين اسلام تبيين مباني ديني، بر پايه سخنراني و ارتباط مستقيم با مردم (نماز جماعت) گذارده شده است،منبر واجد همان کارکرد اجتماعي- سياسي است که از نقش الوهي نمادين آن جدا نيست و بررسي نقش منبر در تحقق اين مهم آشکار مي‌گردد. بر اين اساس منبر نمادي از هنر اسلامي است. اين پژوهش بر آن است تا اين سمبل هنر اسلامي را بهتر شناسانده و ارزش‌هاي آن را آشکار کند.

پرسش‌هاي قابل طرح در اين حوزه را مي‌توان بدين نحو بيان کرد: آيا بين هندسه نظري و عملي يا طرح و اجرا در نقوش گره چيني کار شده در منبرها، ارتباطي وجود دارد؟ و اينکه چگونه نقوش هندسي تکرار شونده، خود را در قالب مفاهيم نمادين ارايه مي‌کنند. اين پژوهش با روش بررسي تک به تک منبرها و نقوش گره چيني چوبي مورد استفاده در آن‌ها، از سويي، تلاش دارد به ارتباط بين طرح و اجرا در اين نقوش دست يابد؛ همچنين در اين پژوهش، منبرها و انواع نقوش گره چيني چوبي آن‌ها به نحو مقايسه‌اي بررسي و شناسايي و دسته بندي مي‌شوند. از سويي ديگر، نه تنها به کاربرد دانش هندسه در طراحي و ساخت نقوش گره چيني منبرهاي اسلامي پرداخته مي‌شود، بلکه در هم آميختگي اين نقوش با مفاهيم نمادين آشکار مي‌گردد. بر اين اساس با شناسايي نقوش مورد استفاده بر روي منبر و وجوه اشتراک و افتراق آن با نمادها، روابط مغفولي از اين دست در هنر اسلامي بايد مورد بررسي قرار گيرد.

منبر محل نشستن خطيب يا واعظ و براي بيان مسايل مذهبي است؛ اين عنصر که در فرهنگ عامه از آن به نام تختي که داراي يک پله يا بيشتر باشد و بر آن خطيب يا واعظ مي‌نشيند ياد شده است، نوعي صندلي است. صندلي يا همان کرسي به عنوان يک جايگاه پلكاني از قديم در ايران معمول بوده و به مرور جايگزين تخت شده است که پس از چندي نمونه‌هاي چوبي آن به فرم متکامل‌تر درآمد و كم كم نام منبر، بر روي آن نهاده شد. نخستين نمونه منبر عبارت بوده است از جايگاهي که پيامبر اکرم (ص) در مسجد النبي در مدينه بر فراز آن براي مؤمنان موعظه مي‌فرمودند. بر حسب بعضي از روايت‌ها اين کرسي سه پله بوده که پيامبر اکرم بر سومين پله مي‌نشست و پاي خود را بر پله دوم مي‌گذاشت (زکي 1366، 79). به عقيده بورکهارت در کتاب هنر اسلامي، دليلي که باعث مي‌شود يک مسجد، جامع باشد وجود همين منبر يا کرسي است (البته اين نظريه مورد تاييد همه انديشمندان در اين گستره نمي‌باشد). در سال‌هاي اوليه هجرت، منبرها از جمله وسايل مساجد جامعي شدند که در مراکز حکومتي ايالت‌ها بودند و حق برگزاري خطبه داشتند. در دوره‌هاي بعدتر منبر بخشي از وسايل هر مسجد شد، حتي مساجدي که مراسم نماز جمعه در آن برگزار نمي‌شد (پروچاسکا 1373، 36). منبر در مساجد جمعه سکويي است که از آن براي ايراد خطابه و اجراي مراسم ظهر جمعه استفاده مي‌کنند. شکل منبر بدون در نظر گرفتن تزيينات و جزييات و مانند موقعيت آن در کنار محراب (هميشه سمت راست محراب)، از گذشته تاکنون تغيير اندکي کرده است (همان،37). منبر از يک پلکان و در بعضي موارد يک در براي محافظت از جان خطيب، با نشيمني کوچک و گاهي يک آسمانه يا سقف کوچک در بالاي آن شکل گرفته است. عنصر سقف در منبرهاي کشورهاي اسلامي ديگر مانند مصر و آفريقا بيشتر ديده مي‌شود. پلکان در سمت نمازگزاران قرار دارد و مؤذن هميشه روي پله قرار مي‌گيرد. بررسي گونه‌هاي منبرها نشانگر وجود عناصر مختلف از جمله سقف و گنبد بر روي آن، پايه، تارمي يا نرده، در و تزيينات آن، نشيمن و تزيينات دسته‌هايش است. منبرهاي کشورهاي اسلامي از تنوع زيادي برخوردارند، در عين حال که نقوش گوناگوني اعم از شكسته و گردان در آن‌ها بكار رفته است. اين نقوش بيشتر تحت نام گره چيني چوبي مشهور هستند. اشکالي که در ترکيبات هندسي اسلامي در گره چيني به کار مي‌رود هنر خاص ايرانيان است و اگرچه در برخي ديگر از کشورهاي اسلامي نيز نمونه‌هاي فراوان از هنر گره چيني ديده مي‌شود ولي تمام آن‌ها ريشه در هنر گره چيني ايران داشته و دارند (زمرشيدي 1374، 68) و يا به تعبيري در هنر ايراني هويت متمايز يافته‌اند. نقوش شکسته در اين پژوهش، نقوشي است که هندسي و تحت زوايا و قواعد خاصي ترسيم مي‌شوند و بيشتر به نام گره يا گره چيني خوانده مي‌شوند. گره چيني چوب از هنرهاي ظريفي است که از زمان‌هاي بسيار کهن، در ايران رايج بوده و بر اساس شواهد و آثار موجود پيشينه اين هنر در معماري ايران به دوران بسيار کهن باز مي‌گردد. صنعت گره سازي به ترکيب حاصل از لقط ها (واحد کار گره سازي)، همان نقوشي که ابتدا به صورت دو بعدي و هندسي بر روي کاغذ ترسيم مي‌شود. به واسطه آلات(واسطه) گفته مي‌شود. گره از دو عنصر ساخته شده که به نام آلت و لقط مشهورند(آذرمهر.81.1374). لفظ آلت به معني وسيله يا واسطه مي‌باشد و باعث مي‌شود گره‌ها داراي استحکام و ايستايي و در جاي خود ثابت باشند. آلت به دو نوع آلت اصلي و آلت تبعي تقسيم مي‌شود. آلت اصلي که در اصطلاح نجارها کلاف نيز گفته مي‌شود، معمولاً به صورت چندضلعي است اما به شکل منحني هم استفاده مي‌شود. همچنين آلت اصلي هم خارج از گره و هم داخل گره به کار برده مي‌شود. آلات تبعي مي‌توانند صغير يا کبير باشند. آلت کبير در اصطلاح گره چينان به استخوان بندي هم معروف است و بيشتر تيره گفته مي‌شود. اين آلت‌ها به صورت عمود بر هم(صليبي شکل)، شعاعي و گاه به صورت اسليمي بري، پارچه بري و گره سازي بر پايه شکل‌هاي گياهي و منحني، به صورت قطاعي از دايره و با انحناهاي مختلف و در ميان آلات اصلي ساخته مي‌شوند(همان). آلات صغير به آلت‌هايي گفته مي‌شود که براي تشکيل لقط ها مورد نياز هستند و جهت اتصال لقط ها به يکديگر به کار مي‌رود. آلت صغير بيشتر نقش پيوند دادن لقط ها را دارد در حاليکه به عنوان پايه طرح گره چيني است و عامل ايستايي و ثبات کل گره است. لقط دومين عنصر تشکيل دهنده گره و در عربي به معناي تکه‌اي از يک چيز است. لقط به نوعي واحد کار گره سازي محسوب مي‌شود. از ترکيب لقاط با هم و با آلات اصلي و تبعي است که نقش گره به وجود مي آيد. لقط به دو شکل و روش توپر و توخالي اجرا مي‌شود. اسامي لقط ها در گذر زمان از عوامل و عناصر بسياري مانند شکل‌هاي هندسي، اسامي گياهان و حيوانات، خورشيد و ستارگان و اشياي مختلف الهام گرفته است. براي مثال لقاط شش از شش ضلعي، مورد از گياهي به همين نام، خرچنگي از خرچنگ، شمسه از خورشيد و سرمه دان از سرمه دان؛ گرفته شده‌اند. گره بر هفت نوع است: 1-گره تند، 2-گره کند، 3-گره شل، 4-گره تند و شل، 5-گره کند و شل، 6-گره پيلي و 7-گره درودگري که هرکدام از آن‌ها طرح و زمينه‌هاي بسيار دارد. اسامي آلت‌ها به صورت زير است: آلات گره تند: 1-شش بند 2-پنج تند 3-ترنج تند 4-ترقه 5-دانه بلوطي 6-شمسه تند ده 7-پابزي 8-شش منتظم 9-ماکو 10-شش طبل 11-برگ چناري 12-طبل تند 13-شمسه ته بريده 14-چهارلنگه. آلات گره کند: 1-پنج کند 2-طبل کند 3-شمسه کند ده 4-سرمه دان 5-ترنجي کند. آلات گره شل: 1-شش شل 2-پنج شل 3-گيوه 4-سکرو 5-ترنجي شل 6-چهارلنگه شل 7-شمسه. آلت واسطه شش دواتي، رابط و پيوند دهنده گره‌هاي تند و کند با شل و آلت واسطه موريانه نيز رابط گره‌هاي تند و کند است(حلي.65.1362).

ارزيابي تفاوت اساسي بين آثار مذهبي و غيرمذهبي امري دشوار است. زيرا اشياء مخصوصي را نمي‌توان يافت که کاربرد انحصاري داشته باشند، بجز منبر که فقط در مساجد به کار گرفته مي‌شد و در زمان بني‌اميه متداول شده است (دوري1368، 32). با توجه به کمبود منابع تحقيقي درباره منبرها، پرداختن به مباحث در اين حوزه، خصوصاً منبرهاي موجود در اصفهان، ضرورت ويژه‌اي مي‌يابد. اشاراتي که در خلال کتاب‌هاي هنر اسلامي و صنايع دستي به منبرها شده بيشتر کلي بوده و اين جزء لاينفک مسجدها و همين‌طور نقوش بکار رفته بر آن، مورد بي مهري واقع شده است. در برخي از کتاب‌هايي که به مساجد و تزيينات بکار رفته در اجزاي آن پرداخته شده، يک توصيف کلي از تاريخچه، مصالح به کار رفته و مسائل زيباشناختي منبرها وجود دارد که مسلماً نمي‌تواند گوياي قابليت‌ها و ظرافت‌هاي آن باشد.بر اين اساس، در اين پژوهش، براي اولين بار منبرها و نقوش آن‌ها، با ديدي موشکافانه هندسي و به نحو مقايسه‌اي مورد بررسي و مطالعه قرارگرفته‌اند. در اين تحقيق نخست اطلاعات اوليه براي تحليل منبرها با عکاسي و برداشت از مساجد مختلف موجود در اصفهان به دست آمده و سپس بررسي منبرها به لحاظ ساخت مايه و عناصر الزامي آن(مانند پله، جناحين، نشيمن، دسته صندلي و ..) انجام مي‌شود. در مرحله بعد پيشينه مساجد و همين‌طور منبرهايي که در حال حاضر در اين مساجد قرار دارند مورد بررسي کتابخانه‌اي قرار گرفته است. در گام بعدي، با استفاده از روش تحليل جزء به جزء، نقوش کار شده بر روي قسمت‌هاي مختلف منبرها با يکديگر مقايسه و در نهايت با استفاده از نتايج به دست آمده در طول تحقيق، داده‌ها(حاوي تمام مشخصات منبرهاي مورد بحث) دسته بندي مي‌شود.

2-1- بیان مسئله پژوهش (تعریف موضوع پژوهش):

همواره در گذر زمان ،طراح براي طراحي و پياده سازي نقوش هندسي، افزون بر در نظر گرفتن  فرم و زمينه كار به شيوه‌هاي عملي کار و ابزار در دسترس مي‌انديشيده است. (مثلاً پياده کردن يک دايره بر روي کاغذ با پرگار ميسر مي‌شده است) همين هندسه نظري هنگام اجراي يک نقش گره چيني با يک ريسمان و نخ صورت مي‌پذيرفته است. همين‌طور پياده سازي نقوش پيچيده‌تر، نياز به دانش بسيار طراح در زمینه هندسه، در نزد طراح داشته است. توانايي طراح در دانش هندسه، راهکارهاي گوناگوني را در مرحله نخست براي طراحي(هندسه نظري) و در مرحله دوم پياده سازي(هندسه عملي) پديد آورده است. آنچنان که ابوالوفا بوزجاني و غياث الدين جمشيد کاشاني در نوشته‌هاي خود آورده‌اند، دانش هندسه مهم‌ترين ابزار براي طراحي نقوش است. بروک در کتاب خود آورده است که در کلاس‌هاي رياضيدانان بزرگ، نيمي از افراد رياضيدان و نيمي ديگر طراحان و معماران بوده‌اند و استادان مي‌کوشيده اند با طرح مسايل مشترک، مابين دانش هندسه نظري و هندسه عملي، پيوند بين رياضيدانان و هنرمندان را افزون کنند. از سوي ديگر در زماني، براي طراحي و پياده سازي نقوش بر روي کاغذ؛ طراح هميشه انديشه‌هاي خاصي را در کنار تسلط بر هندسه در ذهن مي‌پروراند. آنچنان که نقوش را مي‌بايستي با کاربري و فرم مورد استفاده آن و همچنين افرادي که از آن بهره‌مند مي‌شدند ، مرتبط مي ساخت و اين ميسر نبود مگر با شناخت عميق هنرمند از مخاطب و فرهنگش، تا پيام هنري خويش را همخوان با فرهنگ مخاطب سازد. جايگاه مفاهيم نمادين و بکار بردن نماد ها در اينجا آشکار مي‌شود. هنرمندان همواره با بهره بردن از زبان نماد توانسته اند مفاهيم خويش را در قالب زبان هنري به مخاطب انتقال دهند. اين قضيه وقتي آشکارتر خواهد شد که هنرمند در شرايط پيچيده زماني از ارايه پيام خود به شکل صريح، معذور باشد. همانطور که مي دانيم فرهنگ، ارتباط تنگاتنگي با نماد و اسطوره، به عنوان جلوه بيروني آن دارد. منبر را نيز مي‌توان يکي از شاخص ترين عناصر فرهنگي و مذهبي اسلام از آغاز شيوع آن در اکثر سرزمينهاي اسلامي دانست. اين پژوهش بر آنست تا نه تنها به کاربرد دانش هندسه در طراحي و ساخت نقوش گره چيني منبرهاي اسلامي بپردازد، بلکه در هم آميختگي اين نقوش را با مفاهيم نمادين آشکار سازد. همين‌طور با شناسايي نقوش مورد استفاده بر روي منبرها و وجه اشتراک و افتراق آن با نمادها، روابط مغفولي از اين دست را در هنر اسلامي مورد بررسي قرار دهد. در اينجا منظور منبرهايي است که با ساختمايه چوبي ساخته شده اند و نقوش آن تحت عنوان نقوش گره چيني مشهور است. منبرهاي مطرح شده در اين پژوهش همگي در اصفهان و متعلق به مساجد آقانور، حکيم، لنبان، سيد و جامع هستند.

تعداد صفحه : 113

14700 تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :    

        [email protected]