پایان نامه ارشد رشته مدیریت صنعتی : بررسی تأثیر فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعه محصول جدید

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت صنعتی گرایش: مالی

با عنوان : بررسی تأثیر فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعه محصول جدید

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقيقات شاهرود

دانشکده علوم انسانی گروه مدیریت

پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته مدیریت صنعتی

گرایش: مالی

 عنوان:

بررسی تأثیر فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعه محصول جدید

(مطالعه موردی: زنجیره تأمین شرکت عقاب افشان)

 استاد راهنما:

دکتر محسن شفیعی نیکابادی

 استاد مشاور:

دکتر عظیم زارعی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول: ‌ع

کلیات تحقيق. ‌ع

1-1: مقدمه. 2

1-2: بيان مسئله. 2

1-3: اهميت و ضرورت موضوع. 6

1-4: مدل مفهومی پژوهش.. 7

1-6: فرضيه های پژوهش.. 9

1-7: جامعه و نمونه آماري. 9

1-8: روش شناسی پژوهش.. 10

1-9: قلمرو زمانی و مکانی و موضوعی. 10

1-10: تعاريف عملياتی واژگان پژوهش.. 11

1-10-1: مديريت دانش: 11

1-10-2: فرآیند: 11

1-10-3: قابليت نوآوری: 11

1-10-4: عملکرد بازار: 11

1-10-5: توسعه محصول جديد: 11

1-10-6: عملکرد توسعه محصول جديد: 13

1-10-7: زنجیره تأمین: 13

1-11: ساختار فصل های پژوهش.. 13

فصل دوم: 15

مبانی نظری و پیشینه پژوهش.. 15

2-2: مديريت دانش.. 18

2-2-1: داده ها، اطلاعات و دانش: 20

2-2-2: دانش پنهان و آشکار. 21

2-2-3: عوامل کليدی موفقيت مديريت دانش.. 21

2-2-4: استراتژي های مديريت دانش.. 22

2-2-5: فرآیندهای مديريت دانش.. 24

2-3: عملکرد توسعه محصول جديد 35

2-3-1: الف) توسعه ی محصول جديد 35

2-3-2: ب) اهداف فرايند توسعه محصول. 36

2-3-3: مقايسه الگوهاي توسعه محصول. 39

2-3-4: عوامل موفقيت پروژه های توسعه محصول جديد (NPD) 43

2-3-5: عملکرد توسعه محصول جديد 44

2-4: تحقيقات مرتبط خارجی. 46

2-5: تحقيقات مرتبط داخلی. 48

2-6: جمع بندی. 50

فصل سوم: 51

روش شناسی پژوهش.. 51

3-2: موضوع و روش تحقيق. 61

3-3: جامعه آماری. 62

3-4: نمونه آماری و روش نمونه گيری. 62

3-5: متغيرهاي تحقيق. 63

3-6: ابزار گردآوری اطلاعات. 64

3-7: روايی و پايايی ابزار سنجش.. 65

3-8: فرضيههای تحقيق. 68

3-9: روش تجزيه و تحليل داده ها 69

3-9-1: تحليل عاملي تأييدي. 70

3-9-2: تعيين برازش مدل. 72

3-9-3: آزمون فرضيات پژوهش از طريق تحليل مسير. 73

3-10: جمع بندی. 73

فصل چهارم: 75

تجزیه و تحلیل. 75

داده های پژوهش.. 75

4-1: مقدمه. 77

4-2- تجزيه و تحليل آمار توصيفی. 77

4-2-1- جنسیت. 79

4-2-2- وضعیت تحصیلی. 79

4-3 : نمودار فراوانی پاسخگویان بر حسب مقطع تحصیلی. 80

4-3-1: سابقه کاری. 80

4-3 -2: نمودار فراوانی پاسخگویان بر حسب سابقه کاری. 81

4-3-3 وضعیت متغیرهای تحقیق. 81

4-3-4- وضعیت متغیر مدیریت دانش.. 82

4-3-5- وضعیت متغیر عملکرد توسعه محصول جدید 84

4-3-6- وضعیت ابعاد متغیر مدیریت دانش.. 84

4-4: نمودار راداری متغیرهای تحقیق. 86

4-4-1- وضعیت ابعاد متغیر عملکرد توسعه محصول جدید 86

4-5: نمودار راداری متغیرهای تحقیق. 88

4-6- آزمون فرضیات تحقیق. 88

4-6-1: آزمون کفایت نمونه گیری. 88

4-6-2 تحلیل عاملی تأییدی. 89

4-6-2-1- مدل اندازه‌گیری مرتبه اول متغیر مدیریت دانش.. 89

‌4-6-2-3- مدل اندازه‌گیری مرتبه اول متغیر درونزای تحقیق. 96

4-6-2-4- مدل اندازه‌گیری مرتبه دوم متغیرهای درونزای تحقیق. 98

4-6-2-5- همبستگی بین متغیرها 99

4-6-3- مدل معادلات ساختاری. 100

4-6-3-1- آزمون فرضیه اصلی تحقیق. 101

4-6-3-2- آزمون فرضیات فرعی تحقیق. 102

4-7- آزمون‌های برازندگی مدل. 105

جمع بندی فصل. 106

فصل پنجم: 108

نتیجه گیری و پیشنهاد 108

5-1: مقدمه. 111

5-2: نتايج و دستاوردهای حاصل از تحقيق. 111

5-3: مقایسه با سایر تحقیقات. 116

5-4: پيشنهادات. 117

5-4-1: پيشنهادهای کاربردی. 117

5-4-2: پیشنهادهای برای پژوهشگران آینده 118

5-5: محدوديت های پژوهش.. 119

منابع و مأخذ 120

چکيده:

   امروزه سازمانهاي کشور به مانند ساير سازمانهاي جهان ناگزيرند تا با ديگر سازمانها چه در داخل و چه در خارج کشور به رقابت بپردازند تا بتوانند در محيط کسب و کار باقي بمانند. از اين رو آنها بايد بتوانند دست کم در يک زمينه برتر از رقباي خود بوده، به عبارت ديگر آنها چاره اي ندارند جز اينکه نوآور باشند. اين پژوهش با هدف “تأثير فرآیندهاي مديريت دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد” به صورت موردي زنجیره تأمین شرکت عقاب افشان اجرا شد. اطلاعات مورد نياز به وسيله پرسشنامه محقق ساخته اي که مبتني بر مدل مفهومي پژوهش اقتباس از مدل شفيعي نيک آبادي (1391) و ون پاي ونگ (2009) گردآوري شده است. براي تجزيه و تحليل داده هاي جمع‌آوري شده ابتدا در سطح توصيفي با استفاده از شاخص‌هاي آماري به توصيف و تلخيص ويژگي­هاي جمعيت شناختي افراد نمونه در تحقيق شامل سابقه کاري و تحصيلات و جنسیت پرداخته مي‌شود. در آمار تحليلي اين تحقيق به منظور آزمودن معناداري روابط ميان سوالات و متغيرها و برازش مدل‌هاي اندازه‌گيري به دست آمده و سنجش روايي عاملي از تحليل عاملي تأييدي استفاده گرديده است. همچنين به منظور بررسي وضعيت متغيرهاي تحقيق از آزمون ميانگين يک جامعه يا تي يک نمونه­اي استفاده شده است و پس از بررسي روايي سوالات پرسشنامه از طريق تحليل عاملي تأييدي مرتبه اول و دوم، به منظور بررسي اثرات ميان متغيرهاي تحقيق از مدل معادلات ساختاري و بطور اخص تکنيک تحليل مسير با استفاده از نرم افزار ليزرل استفاده شده است. يافته ها نشان مي­دهد که بين استراتژي هاي مديريت دانش و عملکرد توسعه محصول جديد رابطه معناداري وجود دارد، طبق نتايج بدست آمده از پنج فرضیه فرعی تحقیق حاضر، سه فرضیه یعنی خلق دانش- عملکرد توسعه محصول جدید، ثبت، ذخیره و نگهداری دانش- عملکرد توسعه محصول جدید و ارزیابی و بازخور دانش- عملکرد توسعه محصول جدید با توجه به عدد معناداری آنها تأیید شدند. اين پژوهش در خاتمه به ارائه پيشنهادهاي کاربردي پرداخته است.

کلمات کليدي: استراتژي هاي مديريت دانش، عملکرد توسعه محصول جديد، توسعه محصول جديد.

   از اواخر قرن گذشته میلادی تا زمان حال، بحث مدیریت دارایی ­های نامشهود سازمان به عنوان بخشی از منابع حیاتی سازمان بسیار مورد توجه واقع شده است از بین این داراییها، دانش بیشترین توجه را به خود معطوف ساخته و به عنوان مهمترین دارایی نامشهود سازمان مورد تأکید قرار گرفته است. اکنون بحث مدیریت دانش به یکی از موضوعات اصلی در تحقیقات مدیریت در سراسر دنیا تبدیل شده است و آن را به عنوان ابزاري کلیدي براي مدیریت کردن اطلاعات و ابزاري استراتژیک براي مدیریت و راهی مؤثر براي کسب مزیت رقابتی پایدار می دانند(شفیعی نیکابادی، 1391). از جمله تحولات چشمگير در قلمرو علوم مديريت، بروز و ظهور پديده هايي همچون مديريت دانش و توسعه محصول جديد مي باشد. براي موفقيت سازمان، دانش به عنوان يک سرمايه، بايد بين انسانها قابل مبادله بوده وتوانايي رشد داشته باشد. دانش نحوه حل مشکلات، مي تواند کسب شود و بدين ترتيب مديريت دانش قادر خواهد بود يادگيري سازماني را که منجر به خلق دانش ديگري مي شود، توسعه دهد. سازمانهاي آگاه مي دانند که دانش، سرمايه­اي فکري است و تنها سرمايه اي است که با گذشت زمان تغيير مي­کند و اگر به طور مؤثري مهار شود، مي­تواند خلاقيت و وضعيت رقابتي سازمان را حفظ نمايد. استفاده از کل منابع فکري سازمان، مي­تواند مزاياي مالي قابل توجهي را در پي داشته باشد .

   در عصر حاضر، شتاب تغییرات در علوم و فناوري­هاي پیشرفته، به قدري فزونی یافته است که شتاب در نوآوريِ محصولات تولید شده با تکنولوژي و ایجاد دانش و توسعه آن، از سرعت یادگیري بشر فراتر رفته است (نوو و چان، 2007). همچنین شرکتهاي موفق امروزي شرکتهایی هستند که به طور پیوسته براي حل مسائل جدید و ناآشنا، دانش جدید را کشف و یا خلق کرده و این دانش را به صورتی هدفمند و نظام یافته و متناسب با اهداف تخصصیِ راهبردي در تمامی لایه­ها و بخش­هاي مختلف سازمان توسعه داده و به دنبال تبدیل آن به فناوري و محصولات جدید باشند (نوناکا و تاکوچي، 1995).

   دانش در طولاني مدت به عنوان منبع کليدي براي سازمانها در نظر گرفته شده است و مديريت مؤثر آن هم، براي موفقيت امري ضروري است (نوو و چان، 2007). نوناکا و تاکوچي (1995)، شرکت هاي موفق را شرکت هايي مي دانند که به طور پيوسته براي حل مسائل جديد و ناآشنا، دانش جديد را کشف و يا خلق کرده و اين دانش را به صورتي هدفمند و نظام يافته و متناسب با اهداف تخصصي راهبردي در تمامي لايه­ها و بخش هاي مختلف سازمان توسعه داده و بدنبال تبديل به فناوري و محصولات جديد باشند. (شفیعی نیکابادی، 2007).

1-2: بيان مسئله

   امروزه به علت رشد سریع محصولات و رقابتی شدن بازار عموماً نیاز به محصولات و خدمات رشد چشمگیری پیدا کرده است افزایش جمعیت و متنوع شدن نیازها نیز از جمله عواملی است که سازمان ها را به دستیابی به محصول و کارایی جدیدتر ترغیب می­کند (مارتین پیت 2008). ويگ (1995) مديريت دانش را مجموعه اي از فرايندهاي تعريف شده يا روش هاي مورد استفاده جستجوي اطلاعات در ميان دانش هاي مختلف مديريت عمليات تعريف مي کند. لر (1999) اشاره مي کند که مديريت دانش شامل جمع آوري اطلاعات و انتقال اطلاعات به متقاضي مي باشد. فعاليت هايي مثل کسب دانش، تصحيح دانش، ذخيره دانش و به اشتراک گذاري دانش در يک سازمان به طور مؤثر مي تواند ارزش دارايي­هاي دانشي سازمان را افزايش دهد، که به آن مديريت دانش مي گويند. گرنت (1996) فکر مي کرد که مديريت دانش مي­تواند به عنوان ادغام دانش در نظر گرفته شود. استراتژي مديريت دانش رويکردي کلي به سازمان براي ايجاد هماهنگي ميان منابع و توانمندي­هاي دانشي با مجموعه الزامات آن استراتژي است (زاک 1999). نوآوري از کپي کردن يک استراتژي مؤثرتر است. شرکت هايي با فناوري جديد که از روش هاي مديريت دانش براي ايجاد استراتژي هاي توسعه محصول جديد استفاده مي کنند موفق تر هستند (پنگ و همکاران 2005). سانگ و پري (1995) توسعه محصول جديد را براي استراتژي و عملکرد بهتر شرکت پيشنهاد مي کند. کلارک و ويل رايت (1993) اشاره مي کنند که استراتژي توسعه محصول جديد همان فرايند پردازش اطلاعات است که همراه با مديريت خوب دانش مي باشد. در واقع قصد شرکت، تعهد در کاهش عدم قطعيت در توسعه محصول جديد است. همچنين در مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند که شرکت ها در بدست آوردن عملکرد بهتر در توسعه محصول جديد اگر بتوانند به تغييرات محيطي نسبت به رقبا زودتر پاسخ دهند،
مي­توانند بهتر عمل کنند. استراتژي خوب انعطاف پذير در سازمان مي تواند سازمان دهنده واحد تحقيق و توسعه محصول جديد باشد. بنابراين اثربخشي مديريت دانش نقش مهمي در استراتژي توسعه محصول جديد دارد. تيس و پيسانو (1994) تصور مي­کردند که شرکت­ها تنها بدنبال سريعترين نوآوري در محصول و دارا بودن توانايي مديريت براي ادغام و تخصيص منابع داخلي و خارجي که باعث موفقيت جهاني در محيط رقابتي مي شوند، بودند. بنابراين يکپارچه سازي داخلي و دانش خارجي در سازمان باعث برقراري مديريتي خوب که منجر به يک اثر مثبت بر روي عملکرد توسعه محصول جديد است، مي شود. کلارک و ويل رايت (1993) ادغام دانش را به بخش هاي داخلي و خارجي تقسيم مي کنند. ترکيب اين دو مي تواند عملکرد محصول جديد را افزايش دهد. تيس و همکاران (1997) بر اهميت ادغام دانش تأکيد داشتند و اعتقاد داشتند که صاحبان کسب و کار به طور مؤثر بايد در بدست آوردن و ادغام دانش خارجي براي توسعه ايده هاي نوآورانه تلاش کنند. مورمن (1995) اشاره کرد که سرمايه گذاري براي جذب اطلاعات بازار که مي­تواند عدم اطمينان را کاهش دهد در بدست آوردن فرصت هاي موفقيت تأثير نسبتاً بالايي دارد. شرکت ها با استفاده از روش هاي مديريت دانش خوب، مي توانند عملکرد توسعه محصول جديد موفقي داشته باشند. عملکرد توسعه محصول جديد يک ساختار چندبعدي است. محققان با استفاده از ارزيابي عملکردها و اقدامات مختلف بر اساس تحقيقات مختلف تمرکز مي کنند (کوپر و همکاران 1996). امروزه سرعت يافتن فرايندهاى توسعه محصول و ارائه سريعتر محصولات و خدمات در بازار مسئله اى است که شرکتها و سازمانها توجه خاصى به آن دارند.

اگر فرايند توسعه محصول را به مسابقه اى شامل سه زمان: 1) زمان توليد: مرحله توسعه ايده اوليه براى محصول جديد تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار؛ 2) زمان ورود به بازار: مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار و بازار سنجى محصول؛ 3) زمان کسب سود: مرحله گذر از نقطه سر به سر و کسب سود؛ در نظر بگيريم، شرکت و سازمانى برنده واقعى خواهد بود که در اين مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنين موفقيتى منجر به اين خواهد شد که فرايند توسعه محصول را يک فرايند زمان رسيدن به موفقيت بناميم. جالب است که هنگام عرضه و ارائه محصولات به بازار سه نوع متفاوت از رويکردهاى ارائه محصول به بازار را بين رقبا شاهد خواهيم بود.

اين رويکردها عبارتند از:

1) رويکرد اولين در بازار: سازمان علاقه مند است اولين سازمانى باشد که محصول جديدى را به بازار عرضه مى دارد.

2) رويکرد سريع ترين دنباله رو: در اين رويکرد سازمان نمى خواهد همچون حالت قبل اولين عرضه کننده محصول جديد در بازار نام بگيرد، ولى راغب است سريعترين شرکتى باشد که همان محصول را به بازار عرضه مى دارد.

3) رويکرد دنباله رو عادي: سازمان اولين دنباله رو نيست، ولى در زمره دنباله روهاى توليدکننده و عرضه کننده محصول جديد قرار خواهد گرفت. در عصر حاضر، شتاب تغييرات در علوم و فناوري هاي سطح بالا به قدري فزوني يافته است که بسياري از متفکرين بر اين باورند که شتاب در نوآوري محصولات توليد شده با تکنولوژي سطح بالا و ايجاد دانش و توسعه آن از سرعت يادگيريي بشر فراتر رفته است. پس سازمانهاي متولي حتي اگر تمام راهبردها، زمان و سرمايه هاي انساني در اختيار خود را صرف يادگيري نمايند، باز هم ممکن است از عهده رويارويي مناسب با اين شتاب بر نيايند. دانش در طولاني مدت به عنوان منبع کليدي براي سازمانها در نظر گرفته شده است و مديريت مؤثر آن هم براي موفقيت ضروري است (نوو و چان 2007). نوناکا و تاکوچي (1995)، شرکت هاي موفق را شرکت هايي مي دانند که به طور پيوسته براي حل مسائل جديد و نا آشنا دانش جديد را کشف و يا خلق کرده و اين دانش را به صورتي هدفمند و نظام يافته و متناسب با اهداف تخصصي و راهبردي در تمامي لايه ها و بخش هاي مختلف سازمان توسعه داده و بدنبال تبديل آن به فناوري و محصولات جديد باشند.

   با تحقیقات صورت گرفته دانش یک فاکتور مهم در توسعه محصول به شمار می­آید و فعالیتهای دانشی در قلب فرایندهای توسعه محصول جدید در نظر گرفته می­شود از اینرو امروزه بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کار تمایل به تصمیم گیری درباره چگونگی توانمند ساختن مدیریت دانش و یا حتی هماهنگ کردن فعالیت های NPD[1] شرکت شان از طریق ابزارهای مدیریت دانش دارند (مانیان. 1390). از این رو) صنعت خوردرو با توجه به توسعه­ی وسیع و پیشرفت سریع و قابل توجه دانش و تجربه در آن در سطح دنیا بسیار رقابتی شده است و نیاز مدیریت دانش مخصوصاً در توسعه محصول جدید بسیار مهم و حیاتی و حساس تلقی می­شود از طرفی با توجه به اینکه زنجیره­ی تأمین در صنعت خودرو به لحاظ ساختار و زیر مجموعه های خود و نیز نوع ارتباط این مجموعه ها با یکدیگر بستر مناسبی برای سازماندهی دانش فراهم نموده است (رضایی، کراری، مصطفوی 1387).

   محصولات جدید از ضروریات شرکت های امروزی به شمار می­روند در حقیقت محصول جدید پاسخی به بزرگترین مشکلات سازمان های امروزی است. امروزه بیشتر سازمان ها ضرورت برخورداری از عملکرد بهینه­ی توسعه محصول جدید را به خوبی احساس کرده­اند و برای داشتن چنین عملکرد موفقی تلاشهای بسیاری انجام داده اند و هزینه­های هنگفتی را متقبل شده­اند. ماهیت عملکرد توسعه­ی محصول جدید یک مفهوم میان رشته ایست که از چند رشته برگرفته شده است و مدیریت دانش به عنوان مهم­ترین روش­ها و ابزارهای مورد استفاده جهت بهینه کردن عملکرد توسعه­ی محصول جدید شناخته شده است زیرا
فعالیت­های دانشی در قلب فرایندهای محصول جدید نهفته است (جان و هانگ 2009) همچنین در اقتصاد امروز رقابت دیگر شرکت در برابر شرکت نیست بلکه این زنجیره های تأمین هستند که به رقابت با هم
می­پردازند زنجیره تأمین از سه جریان عمده اطلاعاتی، فیزیکی و پول در جریان است و هدف اصلی این زنجیره را می­توان به دستیابی به حداکثر ارزش دانست (شفیعی نیکابادی 1391) و از آنجایی که شرکت عقاب افشان برای پیشرفت در بازارهای رقابتی و جهانی امروز و جذب مشتریان و وارد شدن به بازارهای جدید نیاز به مزیت رقابتی جهت پیشرفت و توسعه­ی شرکت ها دارند پس بنابراین شناخت عوامل تأثیرگذار فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعه­ی محصول جدید در زنجیره تأمین موجب مزیت رقابتی و حداکثر ارزش در سازمان می­گردد.

   در این تحقیق می­توان با استفاده از مدیریت دانش ضمن توسعه محصول جدید رشد قابل توجهی را ایجاد نمود و همچنین تأثیر هر یک از فرایندهای تشکیل دهنده مدیریت دانش (خلق، توزیع، ثبت و نگهداری، کاربرد و ارزیابی) را بر روی NPD بررسی نمود که این شناخت موجب پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان می­شود و عوامل تأثیرگذار نیز شناسایی می­گردد.

   در سي سال اخير پژوهش­هاي زيادي بر روي اثربخشي فرآيندهاي توسعه­ي محصول جديد انجام شده و مدل هاي گوناگوني جهت سيستماتيك كردن اين فرآيندها ارايه شده است. از طرفي شاخص هايي به عنوان عوامل كليدي موفقيت محصولات جديد توسط پژوهشگران معرفي شده است كه برخي از آنها بين نتايج اين پژوهشها مشترك بوده و برخي نيز متناسب با نوع كسب و كار و محصول مورد مطالعه متفاوت است، به طوري كه امروزه فهرستي گسترده از اين عوامل در دسترس است. مديريت منظم و پيوسته در مورد دانش، يك فاكتور مهم در توسعه­ي محصول به شمار مي آيد و فعاليت هاي دانشي در قلب فرآيندهاي توسعه­ي محصول جديد در نظر گرفته مي شود. از اين رو امروزه بسياري از مديران و صاحبان كسب و كار تمايل به تصميم گيري درباره­ي چگونگي توانمند ساختن شركتشان از طريق ابزارهاي توسعه محصول جديد، مديريت دانش و هماهنگ كردن فعاليت هاي مديريت دانش هستند (مانيان و همکاران 1390).

   حوزه ای که شرکت های خودورسازی با آن رو به رو هستند، ريشه در قابلیت استمرار در طراحی و عرضه محصول جدید به بازار، سریعتر و مؤثرتر از سایر رقبا می­باشد كه علت اصلي آن را مي توان در چند دسته­ي اصلي بيان كرد كه عبارتند از: عدم وجود سیستم های جمع آوري و نگهداري اطلاعات، استفاده از کالاهای کاهنده کیفیت و ارزان قیمت، حرفه اي نبودن در مطالعه­ي بازار و توليد مشتري مدار، سطح پايين دانش فني، سطح پايين نوآوري در محصولات، حرفه اي نبودن در مديريت كسب و كار، مديريت ضعيف منابع انساني به ويژه تشكيل پايدار تيم هاي كاري متخصص. بنابراين با توجه به مباحث گفته شده، مي توان اين مشكلات را به طور كلي در قالب فرآيند توسعه­ي محصول و مديريت كردن اين شركت داراييهاي دانشي ها مورد بررسي قرار داد. براي حداقل كردن نرخ شكست، صنعت خودروسازی نياز به آگاهي بيشتر از كنترل كيفيت و استفاده از ابزارهاي تخمين و برنامه ريزي و همچنين جمع آوري و نگهداري اطلاعات گذشته از پروژه هاي پيشين دارد از اينرو محقق در اين پژوهش بدنبال بررسي وضعيت محصولات جديد از لحاظ عملكرد و موفقيت آنها در بازار و همچنين بررسي فرآیندهای مديريت دانش در موفقيت اين محصولات می­باشد. و با توجه به بررسي فوق مي توان اين سوال را مطرح کرد که:

آیا فرآیندهای مدیریت دانش بر توسعه­ی محصول جدید اثر معناداری دارد؟

1-3: اهميت و ضرورت موضوع

اغلب شرکت هاي پيشرو در سراسر جهان به اين حقيقت کاملاً واقف هستند که مهمترين عاملي که باعث برتري آنها در بازار رقابت جهان مي­گردد، داشتن قابليت استمرار در طراحي وعرضه محصول جديد به بازار، سريعتر و مؤثرتر از ساير رقباست. امروزه بقاي سازماني در گرو گرايش به سمت محصولات جديد و به کارگيري روشهايي براي ايجاد محصولات جديد موفق است. با پيشرفت فناوري، رقابتي شدن هرچه بيشتر سازمان ها و پيدايش علوم و تجهيزات جديد توليدي، تغييرات اساسي در نيازها و سلايق مشتريان، توليد محصولات جديد با چالشهاي جديدي روبرو شده است. همچنين به دليل مخاطراتي که در عرضه محصولات جديد وجود دارد، شرکت ها بايد پيوسته در مورد بهبود فرآيند توسعه محصولات جديد تفکر کنند. متغير بودن قوانين رقابتي در دنياي کسب و کار، فرآيند ارائه محصول جديد به بازار را با اهميت خاصي جلوه داده است. اکثر سازمانها امروزه بيش از هر زمان ديگري دريافته اند که صرفاً تکيه و اعتماد به اهرم هاي رقابتي سنتي مثل افزايش کيفيت، کاهش هزينه و تمايز در ارائه محصولات و خدمات کافي نيست و در عوض مفاهيمي مثل سرعت و انعطاف پذيري در رقابت نمود قابل توجهي پيدا کرده اند و گرايش به سمت محصولات و خدمات جديد به بازار، خود دليل موجه اين تغيير نگرش است (اخباري و تقوي فرد، 1386).

ايکوجيرو نانوکا کارشناس مشهور مديريت دانش ژاپن مي­گويد: در اقتصادي که تنها چيز با ثبات بي­ثباتي است يک منبع مطمئن و بادوام مزيت رقابتي، دانش است وقتي هر شب تقاضاها تغيير مي­کند، فن آوري ها توسعه مي­يابد و رقبا زياد مي­شوند، شرکت­هايي موفق هستند که همواره دانش جديد ايجاد مي­کنند و آن را به طور گسترده در سراسر سازمان اشاعه مي­دهند و به سرعت آن را به صورت فن آورانه و محصولات جديد نشان مي­دهد (رادينگ، 1999). ترکيب مديريت دانش و توسعه محصول جديد در کسب و کارهايي که ماهيت آنها دانشي و فن آورانه است موضوعيت بيشتري دارد. مديريت دانش يک نظام کارآمد براي
بهره برداري مناسب از سرمايه هاي فکري انسان است توسعه عملکرد محصولات جديد يک فرآيند دانش محور و انسان محور است و دسترسي افراد به دانش و اطلاعات درست و صحيح در زمان موردنياز امري حياتي و ضروري براي موفقيت يک فرآيند است فعاليت هاي مديريت دانش انجام شده در يک پروژه هم براي موفقيت خود پروژه سودمند مي­باشد و هم پايه و اساس خلق دانش هاي بعدي و يادگيري
مي­­­باشد (راس و ليندوال، 2002).

مورد مطالعه در این تحقیق شرکت عقاب افشان تولید کننده اتوبوس های اسکانیا در ایران است در این صنعت شرکت ها با مشکلات زیادی روبرو هستند یکی مهمترین مشکلات شرکت عقاب افشان در اقتصاد امروز مواجه شدن با تحریم اقتصادی ایران است که موجب شده است واردات شاسی های اتوبوس از کشور سوئد با نرخ بالای ارز و به صورت نقدی مبادله گردد و این امر موجب افزایش قیمت تمام شده و در نتیجه افزایش قیمت فروش محصولات می­گردد و از طرفی وجود رقبا در داخل و واردات اتوبوس های کشور چین به ایران و قیمت مناسبتر این محصولات مشتریان این شرکت را محدود کرده است، در نتیجه علیرغم کیفیت خوب و مشتری مداری و خدمات پس از فروش مناسب، مشتریان خود را از دست داده است. یکی از راه حلهای موجود برای حل این معضلات، صادرات محصولات به کشورهای همسایه می­باشد که موجب می­گردد نرخ مبادلات ارزی کاهش یابد و این امر مستلزم توسعه محصول جدید به منظور به دست آوردن بازارهای جدید است و از آنجایی که مدیریت دانش یک سرمایه نامشهود محسوب می­شود می­توان از آن برای کاهش هزینه ها در جهت توسعه محصول جدید بهره برد.

با توجه به اهمیت و جایگاه توسعه محصولات جدید در سازمان و نیز کاربردی بودن آن و از همه مهمتر اعتقاد و توجه مدیران به افزایش استفاده از این رویکرد، ضرورت چنین مبحثی احساس می­شود و مشخص است که مدیریت دانش به عنوان ابزاری برای توسعه محصولات جدید نتایجی را به سیستم تولید سازمان نیز تزریق می­نماید و همچنین منابع سازمان را در جهت کارآمدی این ابزار برای افزایش بهره­وری مجاب می­نماید تا از طریق فرایندهای مدیریت دانش و بررسی های دقیق، از آزمون و خطای بی­مورد جلوگیری شود و منابع مالی صرف هزینه های بی مورد نگردد و سبب اتلاف وقت و هدر دادن نیروی انسانی و سایر منابع نشود از طرفی ضمن تغییر گرایش و روند عملکرد شرکت به سوی انطباق سازمان با مشتری حرکت می­نماید، به کارایی و انجام موفق وظایف و اختیارات کمک نموده و موجب ایجاد مزیت رقابتی برای شرکت می­گردد. از این رو پیاده سازی و بهره گیری از فرآیندهای مدیریت دانش در عصر حاضر و ارائه محصولات جدید موفق، مبنا واساسی برای موفقیت شرکت است.

مجموعه فعاليت­ها و خط­ مشي رشد بوده که در مراحل مختلف، براي توليد محصول براي قسمت هاي موجود بازار، منجر به تغيير و اصلاحات جزئي يا کلي در کالاها مي شود.

تعداد صفحه :120

14700 تومان

پشتیبانی سایت :        ------        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --