پایان نامه ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی: بررسي تدليس از منظر فقه اماميه و حقوق ايران

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی

گرایش : فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان :  بررسي تدليس از منظر فقه اماميه و حقوق ايران

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد ياسوج

 دانشكده علوم انسانی، گروه الهیات

پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد «M.A.»

گرایش: فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان:

بررسي تدليس از منظر فقه اماميه و حقوق ايران

استاد راهنما:

دكتر حسينعلي ملك نسب 

استاد مشاور:

دكتر علی پورجواهری

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                 صفحه

چكيده 1

مقدمه 2

فصل اول: کلیات

1- كليات 4

1-1- طرح تحقيق 4

1-1-1- بيان مسأله 4

1-1-2- پرسش تحقیق 6

1-1-3- فرضیه‌های تحقیق 6

1-1-4- اهداف تحقیق 6

1-1-5- سوابق تحقیق 7

1-1-6- جنبه نوآوري تحقيق 7

1-1-7- روش تحقيق 7

1-1-8- محدوديت‌ها و مشكلات 8

1-2- مفاهيم 9

1-2-1- معنای لغوی تدلیس 9

1-2-2- معنای اصطلاحی تدلیس 10

فصل دوم: تدلیس در فقه امامیه

2- تدلیس در فقه امامیه 14

2-1- مصادیق و قلمرو تدلیس در حقوق اسلام 14

2-2- سوء عرضۀ قابل تعقیب در حقوق اسلام 19

2-2-1- اظهار باید خلاف واقع باشد 19

2-2-2- اظهار باید اظهار یک واقعیت باشد 20

2-2-2-1- اظهار قانون 20

2-2-2-2- اظهار وعده 21

2-2-2-3- اظهار مشورتی و اظهارنظر 21

2-2-2-4- اظهارات مبالغه‌آمیز و اظهار از روی مزاح 22

2-2-3-ترغیب 23

2-2-4- عمده بودن 23

2-2-5-ضرر و زیان وارد بر مخاطب 25

2-2-6- اظهار کننده ضرورتاًٌ یکی از طرفین قرارداد نیست 26

2-3- مبانی فقهی تدلیس 27

2-3-1- قرآن 27

2-3-2- سنت 33

2-3-3- دلیل عقلی 37

2-3-4- اجماع 40

2-3-5- قاعده لاضرر 41

2-4- عنصر مادی و معنوی تدلیس در فقه امامیه 44

2-4-1- عنصر مادی تدلیس 44

2-4-2- عنصر روانی تدلیس 49

2-5- مقایسه تدلیس با غرور و خیار عیب در فقه امامیه 54

2-6- رابطه ثالث با مدلس در فقه امامیه 60

2-7- رابطه شخص ثالث با بهره گیرنده در فقه امامیه 60

2-8- تدلیس و جبران خسارت در فقه امامیه 61

2-9- تدلیس و اثر فسخ در فقه امامیه 62

فصل سوم: تدلیس در حقوق ایران

3- تدلیس در حقوق ایران 68

3-1- تدلیس در حقوق ایران 68

3-2- عناصر مادی و معنوی تدلیس در حقوق ایران 69

3-2-1- عنصر مادی تدلیس 69

3-2-2- عنصر روانی تدلیس 77

3-3- تدلیس و حکومت اراده 80

3-4- تفاوت تدلیس با غرور و خیار عیب 81

3-5- مقایسه تدلیس با اشتباه در حقوق ایران 85

3-6- رابطه شخص ثالث با مدلس در حقوق ایران 88

3-7- رابطه ثالث با بهره گیرنده در حقوق ایران 89

3-8- جبران خسارت در حقوق ایران 91

3-9- تدلیس و اثر فسخ در حقوق ایران 91

3-10- تدلیس در ازدواج 94

3-10-1- تدلیس ثالث در مسئله ازدواج 95

3-10-2- سکوت دربارۀ نقص 96

3-10-3- مطالبۀ خسارت 98

3-10-4- ضمانت اجرای کیفری تدلیس 99

3-11- مقایسه تدلیس در فقه امامیه و حقوق ایران 99

فصل چهارم: تدلیس در حدیث

4- تدلیس در حدیث 102

4-1- سیر تاریخی اصطلاح تدلیس در حدیث 102

4-2- انواع تدلیس در حدیث 102

4-2-1- اصطلاح تدلیس تا قبل از تالیف کتب مصطلح الحدیث 103

4-2-1-1- عصرصحابه و تابعان 104

4-2-1-2- عصر پس از تابعان تا تالیف کتب مصطلح الحدیث 106

4-2-2- اصطلاح تدلیس پس از تالیف کتب مصطلح الحدیث 108

4-2-2-1- عصر حاکم نیشابوری تا ابن صلاح 108

4-2-2-2- عصر ابن صلاح تا عصر حاضر 111

4-3- نقد و نظر 112

نتيجه گيري 114

فهرست منابع 117

چكيده

 

واژۀ «تدلیس» در كنار الفاظ «تغریر»، «غرور» و «غش»، بار معنایی حقوقی یافته، و بیانگر رابطۀ ناگسستنی اخلاق و حقوق و رعایت عدل و انصاف در فقه اسلامی است.   فقیهان اسلامی به حرمت تدلیس تصریح كرده‌اند و در مباحث فقهی خود مصادیق آن از قبیل تدلیس زن آرایشگر (ماشطه) چون سرخ‌گون كردن صورت و استفاده از موی مصنوعی، غش خفی مانند آمیختن شیر با آب، و ازدواج زن با پوشانیدن عیب را به تفصیل بررسی كرده‌اند.   اگر چه تدلیس خود حكم حرمت را دارد، اما عقد صحیح بوده و مشتری حق رد یا نگهداری كالا را بدون این‌كه مستحق دریافت ارش باشد، خواهد داشت. تدلیس می‌تواند از طریق كتمان عیب و یا از طریق كاری كه ثمن را افزایش دهد، هر چند عیب نباشد، تحقق یابد و مصداق بارز آن «تصریه» است كه در حدیث نبوی آمده است. به طور كلی تدلیس، به اظهار صفت كمال و یا اخفاء صفت نقص باز می‌گردد و ثبوت آن در صورت اشتراط یا آن‌چه در معنای شرط است، خواهد بود. تدلیس ممكن است همراه با عیب باشد، یا به تنهایی صورت گیرد، مانند جایی كه مورد عقد فاقد صفات كمال باشد. در قانون مدنی ایران بحث از تدلیس در مواد 438 تا 440 در مبحث پنجم از مباحث مربوط به بیع كه به خیارات و احكام آن باز می‌گردد، آمده است. به تصریح حقوق‌دانان قلمرو تدلیس به جز بیع، دیگر قراردادها چون بیمه را نیز در برمی‌گیرد.

واژه هاي كليدي: تدلیس، فقه امامیه، حقوق ایران، غرور، خیار، فسخ.

 مقدمه

با عدول اصول اخلاقی در جامعه، تدلیس و فریب در روابط انسانی در سطوح مختلف رو به افزایش است. به همین دلیل این مفهوم در تمامی نظام‌های بزرگ حقوقی معاصر، نجش مستقل و نسبتاً مفصلی را به خود اختصاص داده است. پایان نامة حاضر مفهوم تدلیس و جایگاه آن را در حقوق ایران و فقه امامیه بررسی می‌کند اصطلاحی در فقه و حقوق که در عقود و به طور خاص، در بیع و نكاح كاربرد دارد و به معنی فریفتن، پوشاندن و كتمان عیب است، برای نمونه تدلیس در بیع، عبارت از كتمان عیب كالا از مشتری است. تدلیس بسته به موارد آن ممكن است از طریق «فعل»، «قول» و یا «سكوت» تحقق یابد. نگاهی اجمالی به آثار بر جای مانده از صحابه و تابعین نشان می‌دهد كه بحث از «تدلیس عیب» دربارۀ نكاح و نیز بیع كالا، در محافل فقهی آن زمان وجود داشته است. در روایات منقول از ائمه (ع)، تدلیس در نكاح و احكام و آثار حقوقی آن بیان شده است.

در این پایان نامه کلیات تحقیق شامل دو نجش است. در نجش اول طرح تحقیق شامل بیان مسأله، پرسش و فرضیه تحقیق، اهداف تحقیق، سوابق تحقیق، جنبه نوآوری، روش تحقیق و محدودیت ها و مشکلات آمده است و در نجش دوم مفاهیم تدلیس بیان گردیده است.

در فصل دوم تدلیس را از منظر فقه امامیه مورد بررسی قرار داده ایم که شامل مبانی فقهی تدلیس (قرآن، سنت، عقل، اجماع، قاعده لاضرر)، عنصر مادی و معنوی تدلیس، مقایسه تدلیس با غرور و خیار عیب، رابطه ثالث با مدلس، رابطه ثالث با بهره گیرنده، تدلیس و جبران خسارت و تدلیس و اثر فسخ در فقه امامیه می‌باشد.

در فصل سوم تدلیس را از منظر حقوق ایران مورد بررسی قرار دادیم که شامل عناصر مادی و معنوی تدلیس، مقایسه تدلیس با غرور و خیار عیب، رابطه ثالث با مدلس، رابطه ثالث با بهره گیرنده، تدلیس و جبران خسارت و تدلیس و اثر فسخ و تدلیس در ازدواج می باشد.

در فصل چهارم نیز به بررسی تدلیس در حدیث، سیر تاریخی آن، انواع تدلیس در حدیث و نقد نظرات در خصوص آن پرداخته ایم.

 

فصل اول

1-1- طرح تحقيق

1-1-1- بيان مسأله

تدلیس در نکاح به معنی توسل به اعمال و شیوه‌های متقلبانه و فریب‌کارانه برای پوشاندن یا کتمان نقص و عیب موجود در یکی از زوجین یا انتساب اوصاف کمالی و ویژگی‌های مرجّح به یکی از آن دو که فی‌الواقع فاقد آن است، می باشد. این پنهان‌کاری و خلاف واقع‌نمایی، اعم از اینکه از سوی یکی از طرفین یا هر دو، از ناحیة شخص آنها یا افراد واسط واقع شده باشد، باید به گونه‌ای خلاف انتظار، غیرمتعارف و مسامحه ناپذیر در جهت‌گیری ارادی فرد به ازدواج تأثیرگذار باشد. به عبارت دیگر، فضای کنش را آن چنان غبار‌آلود و مشتبه سازد که عادتاً امکان تشخیص واقع از غیر آن میسور نباشد. تدلیس از نظر برخی فقها مطلق فریب‌کاری نیست، بلکه همان تخلف از شرط صفت مصطلح در فقه و حقوق است؛ یعنی تدلیس در مورد اوصافی صادق است که بنا و رویه عرف، اقتضای عادی قرارداد مورد انعقاد، خواست و تمایل طبیعی و متعارف طرفین بر ملاحظه وجود یا عدم آن استقرار یافته باشد. از این‌رو، مطلق پنهان کاری یا خلاف‌گویی از هر طریق، با هر انگیزه، در هر سطح و به هر شکل تدلیس محرّم شمرده نمی‌شود (صفری، 1377، ص19).

از مصادیق تدلیس در منابع فقهی یا از مفاهیمی که می تواند مصداق تدلیس باشد، عبارت اند از: تدلیسِ ماشطه (آرایشگر)، یعنی نیکو جلوه دادن زنی که قصد ازدواج دارد یا پوشاندن عیوب وی از راههایی چون کاربرد مواد آرایشی و پیوند مو؛ غِشّ (یا غشّ خفی )، یعنی خدعة پنهانی با آمیختن مبیع با جنسی کم ارزشتر به طوری که پیدا نباشد؛ نَجْش ، یعنی ورود شخص ثالث که خریدار کالا نیست در ظاهر خریدار به منظور افزایش بهای کالای مورد معاملة میان دو فرد یا ستایش نابجای شخص ثالث از آن کالا؛ شرط کردن یک صفت یا ویژگی مفقود برای یکی از طرفین عقد نکاح و رعایت نکردن امانت و صداقت در بیوع امانات ، یعنی بیعهایی که در آن فروشنده باید قیمت خرید خود را افشا کند (ابن قدامه ، ج 4، ص 237؛ علامه حلّی ، 1418، ج 2، ص 1150، 1158؛ محقق کرکی ، ج 4، ص 25، 262ـ263، 281ـ282؛ نجفی ، ج 8، ص 59 ـ60، 240، 417، 438، ج 10، ص 845؛ انصاری ، کتاب المکاسب ، ص 21ـ22، 34ـ 35، 55).

برای تحقق خیار تدلیس دو شرط اساسی لازم است : انجام گرفتن کار فریبنده و فریب خوردن طرف عقد (امامی ، ج 1، ص 514). کار فریبنده ممکن است به صورت کردار یا گفتار باشد که تدلیس حاصل از آنها را بترتیب تدلیس فعلی و تدلیس قولی می نامند (زحیلی ، ج 4، ص 218ـ 220). همچنین در برخی موارد صِرف سکوت معامله کننده در بارة عیوب پنهان مبیع یا شخص طرف عقد، می تواند تدلیس را تحقق نجشد (نجفی ، ج 10، همان). در فقه امامی در بارة لزوم بیان عیوب کالای مورد معامله توسط طرف عقد، اقوال مختلفی ابراز شده است (محقق حلّی ، ج 2، ص 30؛ نجفی، ج 8، ص 394ـ 395؛ انصاری، کتاب المکاسب، ص 262ـ263؛ توحیدی، ج 7، ص 189ـ191).

از دیدگاه فقها و حقوقدانان، هر کار فریبنده ای موجب تدلیس نیست. بسیاری از جلوه پردازیها و ظاهرسازیهای معمول در تجارت، مانند تزیین کالا یا لباس یا آرایش طرف عقد نکاح در حد متعارف که از نظر عقلا پسندیده است، موجب خیار نمی شود، هرچند برخی فقها این کارها را مکروه دانسته اند (شهید ثانی ، 1403، ج 3، ص 289؛ حرّ عاملی ، ج 17، ص 382ـ 384؛ توحیدی ، ج 1، ص 198، 205؛ امامی ، ج 1، ص 515؛ کاتوزیان ، ج 5، ص 340). علاوه بر این، کار فریبنده را باید طرف عقد انجام دهد و تدلیس شخص ثالث اصولاً اثری ندارد. با اینهمه، فقها در عقد نکاح ، فریبکاری ولیّ زوج یا زوجه، عاقد و حتی واسطة ازدواج را موجب خیار می دانند و معدودی از فقها در نَجْش، که شخصی بیگانه در معامله دخالت می کند، به تحقق خیار قائل اند (شهید ثانی ، 1403، ج 5، ص 395ـ396؛ محقق کرکی، ج 13، ص 282ـ286؛ نجفی، ج 8، ص 241، ج 10، ص 846 ـ84). همچنین برای تحقق کار فریبنده لازم است که تدلیس کننده قصد فریب داشته باشد و فقها در تعریف و تحلیل مصادیق تدلیس به این نکته توجه داشته اند. حتی به فتوای برخی فقها، در تصریه، اگر فروشنده در ازدیاد شیر مقصّر نباشد و شیر خودبخود یا بر اثر فراموشی جمع گردد، خیار به وجود نمی آید (ابن قدامه مقدسی ، ج 4، ص 81؛ علامه حلّی، 1418، ج 2، ص 77؛ طباطبائی ، ج 5، ص 32؛ انصاری، کتاب المکاسب ، ص 21، 35، 55؛ توحیدی، ج 1، ص 198). حقوقدانان نیز وجود قصد فریب را برای تحقق کار فریبنده ضروری دانسته اند (کاتوزیان ، ج 5، ص 333ـ 335؛ حجازی، ص 1046ـ1047)، هرچند از دیدگاه آنان نباید تدلیس را مانند حقوق رم، جرمی مدنی تلقی کرد و احکام تدلیس به اصول مسئولیت مدنی نزدیکتر است تا قواعد کیفری (کاتوزیان ، ج 5، ص 335).

در اين پایان نامه بر‌آنيم تا تفاوت ديدگاه فقها را با هم و همچنين از منظر حقوقي مورد بررسي قرار دهيم.

1-1-2- پرسش تحقیق

دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران در خصوص تدلیس چگونه است؟

  • تدليس داراي چه آثار و مصادیقی مي باشد؟
  • کاربرد تدلیس در حال حاضر چگونه است؟

1-1-3- فرضیه‌های تحقیق

1.      مفهوم فقهي تدليس با مفهوم حقوقي آن متفاوت است ولی از منظر فقهی و قانون مدنی مانند هم است.

2.      تدلیس دارای مصادیقی چون تدلیس ماشطه، تصریه، فریب در ازدواج، غش و نجش می باشد.

3.      تدليس امروزه بيشتر در خصوص مباحث ازدواج مطرح مي‌شود.

 1-1-4- اهداف تحقیق

مقايسه مفاهيم و مصاديق تدليس از منظر فقهي و حقوقي.

  1. بررسي مصاديق تدليس در فقه و حقوق.
  2. بررسي کاربرد تدلیس در قوانين حقوقی فعلی در كشور.

1-1-5- سوابق تحقیق

در خصوص بحث تدلیس در فقه امامیه کتاب مستقلی به نگارش درنیامده است، اما در لابلای کتب فقهی مباحثی با عنوان تدلیس به چشم می‌خورد.

در منابع حقوقی نیز تنها کتاب «سوءعرضه در حقوق انگلیس و تدلیس در حقوق اسلام» نوشته دکتر مهدعلی بهروم ترجمه دکتر جلیل قنواتی و دکتر ابراهیم عبدی پور به نگارش در آمده است. همچنین مقاله ای با عنوان «مفهوم تدلیس و فریب و جایگاه آن در حقوق ایران، انگلیس و فقه امامیه» نوشته سید امیرمهدی امین که در مجله حافظ شماره64 در آذرماه 1388 به چاپ رسیده است و همچنین مقاله ای با عنوان «تدلیس در ازدواج از ناحیه زوجه» نوشته محمد انصاری عربانی در مجله پژوهش دینی، شماره 12 در سال 1384 به چاپ رسیده است، در این خصوص وجود دارد.

سایر مطالب مرتبط نیز در لابلای کتب‌ فقهی و حقوقی به صورت پراکنده بیان گردیده است.

1-1-6- جنبه نوآوري تحقيق

اگرچه در خصوص تدليس مقالاتي نگاشته شده است اما كاري جامع كه همه زواياي و مصاديق تدليس را در فقه اماميه و همچنين قوانين موضوعه كشور (منظر حقوقي) را بررسي نمايد و ديدگاه‌هاي مختلف در خصوص موضوع تدليس را مقايسه نمايد انجام نشده است. به همين جهت در اين رساله قصد داريم به اين مهم به صورت علمي و دقيق بپردازيم.

1-1-7- روش تحقيق

رو ش استدلالي و تحليل منطقي و عقلاني كه از ويژگي تحقيقات کتابخانه ای مي‌باشد در اين رساله استفاده شده است و با استفاده از منابع و مطالعات كتابخانه‌اي از جمله كتب، مقالات، پايان‌نامه‌ها، كتابخانه الكترونيك و … اطلاعات و داده ها جمع‌آوري و مورد استفاده واقع گرديده است.

1-1-8- محدوديت‌ها و مشكلات

با توجه به كمبود كتب مرجع و مهم در خصوص مباحث فقهي، براي تهيه منابع سفرهايي را به شهر قم انجام داده و براي تهيه منابع مورد نظر با سختي‌هايي مواجه شديم. در شهر قم به کتابخانه تخصصی فقه، کتابخانه تخصصی آیت الله فاضل لنکرانی و همچنین انتشارات کتب فقهی مراجعه نمودیم.

1-2- مفاهيم

1-2-1- معنای لغوی تدلیس

تدلیس لغتی است که از فقه و زبان عرب وارد زبان حقوقی ما شده است و در کتاب‌های لغت عربی به معنای پوشاندن و پنهان ساختن قیود می‌باشد (امین، 1388، ص57).

تدلیس بروزن تفعیل از ریشه دلس به معنای پنهان کردن و پوشاندن عیب چیزی، عوام فریب، فریب­کاری کردن ، مکر ورزیدن و نیرنگ بافتن است (دهخدا،1373، ج4؛ فیروزآبادی، بی‌تا، ذیل واژه تدلیس).

تدلیس، باب تفعیل و از ماده «دَلَسْ» و «دَلْسْ» به معنای ظلمت و تاریکی، نیرنگ و عیب‌پوشی است و مُدَلّس کسی است که با اقداماتی، واقع را از نظرها می‌پوشاند، آن‌چنانکه تاریکی، چشم را از دیدن مانع می‌شود. (طریحی، 1362: ص71، ج4 ؛ جعفری لنگرودی، 1378: ص177، ج2) معنای اصطلاحی آن نیز تمایز آشکاری با معنای لغوی ندارد. مطابق ماده 438 ق.م تدلیس عملیاتی است که موجب فریب طرف قرارداد شود.

در مورد تدلیس، اصطلاحی که در فقه و حقوق و حدیث موجود است، چنین آمده: «تدلیس، از ریشة دَلَس و دُلْسَة به معنای ظلمت و تاریکی، در لغت به معنای کتمان کردن و پوشاندن است» (ازهری ، ج 12، ص 362؛ ابن منظور، ج 4، ص 387).

لغویان، تدلیس در بیع یا هر امر دیگری را «کتمان عیب آن» دانسته اند (فراهیدی، ج 7، ص 228).

تعداد صفحه :138

قیمت : 14700تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --