پایان نامه ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی: ادبيات زنانه در آثار ميرزاده عشقي و ايرج ميرزا و عارف قزويني

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی

عنوان : ادبيات زنانه در آثار ميرزاده عشقي و ايرج ميرزا و عارف قزويني

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد كاشان

دانشكده­ تحصيلات تكميلي

پايان نامه براي دريافت درجه­ كارشناسي ارشد «M.A»

گرايش: زبان و ادبيات فارسي

عنوان:

ادبيات زنانه در آثار (ميرزاده عشقي، ايرج ميرزا، عارف قزويني)

استاد راهنما:

دكتر سعيد خيرخواه

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب:

مقدمه……………………………. 1

فصل اول: كليات………………………………. 2

1-1- بيان مسأله…………………………….. 3

1-2- اهميت و ضرورت تحقيق……………………………… 3

1-3- پيشينه تحقيق……………………………… 3

1-4- اهداف تحقيق……………………………… 3

1-5- سوالات تحقيق……………………………… 4

1-6- فرضيه تحقيق……………………………… 4

فصل دوم: نگاهي به موقعيت و جايگاه زن………………………….. 5

2-1- بخش اول…………………………….. 6

2-1-1- نگاهي به جايگاه زن در ايران پيش از اسلام…………………………….. 6

2-1-2- حقوق و اختيارات زنان در عصر هخامنشيان…………………………… 8

2-1-3- ازدواج و زناشويي در ايران باستان…………………………….. 9

2-1-4- ازدواج با محارم…………………………….. 9

2-2- زن در مادر سالاري يا مادر شاهي……………………………… 10

2-2-1- انواع ازدواجهاي ساساني……………………………… 13

2-5- طلاق زن در ايران باستان…………………………….. 14

2-3- سيماي زن در شاهنامه فردوسي……………………………… 15

2-4- زن در اساطير ايران…………………………….. 18

2-4-1- اسطوره­ هاي اهورايي……………………………… 18

2-4-2- اسطوره ­هاي اهريمني……………………………… 19

بخش دوم: جايگاه زن در اسلام…………………………….. 21

2-2-1- جايگاه زن در اسلام…………………………….. 22

2-2-2- زن در قرآن…………………………….. 24

2-2-3- زنان صدر اسلام…………………………….. 31

2-2-4- زن از نقطه نظر انديشمندان…………………………….. 34

2-2-5- فلسفه اسلام درباره حقوق خانوادگي…………………………….. 35

2-2-6- مهر و نفقه…………………………….. 39

2-2-7- علل پيدايش چند همسري……………………………… 41

2-2-8- اشكالات و معايب چند همسري……………………………… 41

بخش سوم: زن از نگاه فرهنگ غرب………………………………. 42

3-1- زن از نگاه فرهنگ غرب………………………………. 43

2-3-1- فمينيسم و سابقه آن…………………………….. 43

2-3-2- خود آگاهي فمينيستي……………………………… 46

2-3-3- زنان و جايگاه زنان در جامعه كهن بدوي……………………………… 48

2-3-4- نظرات انگلس در مورد ويژگي هاي جامعة بدوي……………………… 48

2-3-5- زن از ديدگاه سفرنامه نويسان فرنگي……………………………… 51

بخش چهارم: جايگاه زن در عصر مشروطيت (نگاهي گذرا به موقعيت اجتماعي، فرهنگي و ادبي زن در نهضت مشروطه)……….53

2-4-1- جايگاه زن در عصر مشروطيت (نگاهي گذرا به موقعيت اجتماعي، فرهنگي و ادبي زن در نهضت مشروطه)…………..54

2-4-2- نگاهي گذرا به مسائل زنان در عصر مشروطه…………………………….. 58

2-4-3- تصوير زن در شعر شاعران مشروطه……………………………69

فصل سوم: ادبيات مشروطه…………………………….. 74

3-1- مقدمه: ادبيات عصر مشروطه…………………………….. 75

3-1-1- ويژگي هاي شعر دوره مشروطه…………………………….. 75

3-1-2- موج هاي شعري در دوران مشروطه……………………………. 75

3-1-3- حوزه­هاي مختلف شعري……………………………… 76

3-2- مروري بر زندگي نامه ميرزاده عشقي……………………………… 78

3-3- مروري بر زندگي نامه ايرج ميرزا …………………………….83

3-4- مروري بر زندگي نامه عارف قزويني……………………………… 87

3-4-1- شعر و تصنيف عارف………………………………. 88

فصل چهارم: پیکره اصلی ـ متن اصلی……………………………… 91

بررسی جایگاه زن در آثار شاعران عصر مشروطه ……………………….

4-1- مقدمه…………………………….. 92

4-2- بخش اول: زن در شعر ميرزاده عشقي……………………………… 94

4-3- بخش دوم: زن در شعر ايرج ميرزا……………………………. 120

4-4- بخش سوم: زن در شعر عارف قزويني……………………………… 145

فصل پنجم: برآيند نتيجه گيري و تحليل كلي نظرات سه شاعر و مقايسه آنها ……………167

5-1- برآيند نظرات مثبت يا منفي ميرزاده عشقي در باب زن…………………… 168

5-2- برآيند نظرات مثبت يا منفي ايرج ميرزا در باب زن…………………………….. 170

5-3- برآيند نظرات مثبت يا منفي عارف قزويني در باب زن…………………………….. 172

5-4- نتيجه گيري و مقايسه نظرات سه شاعر در مورد زن…………………………….. 174

فهرست واژگان……………………………. 175

فهرست اعلام……………………………. 177

فهرست منابع و مآخذ…………………………….. 183

Abstract…………………………….

چکیده:

رساله حاضر ضمن معرفي جايگاه زنان و بررسي شخصيت آنان در ايران باستان، در عصر هخامنشيان، ساساني، اسلام، غرب و عصر مشروطيت مي­كوشد تا جايگاه ادبيات زنانه را در شعر عصر مشروطيت و در ديوان شاعران (ميرزاده عشقي، ايرج ميرزا، عارف قزويني) تبيين كند و در قالب مباحثي جداگانه به بررسي نقش زن در اساطير ايران باستان و متون كهن مبادرت مي­كند همچنين در حاشيه­ي بررسي اشعار شاعران به بررسي جنبه­ هاي نگرش زن سالارانه، فمينيسم، ستايش و نكوهش بانوان، حضور گرم و گستردة آنان همپاي مردان پرداخته، و حقوق زنان و نقش آنان در تحولات عصر مشروطه به تصوير كشيده شده است.

مقدمه:

در فرهنگ واژگان زبان فرانسه (femme) به معناي موجود انساني با جنسيت مونث يعني زن است ريشه­ي اين كلمه، لاتين بوده (femmena) خوانده مي­شود.

در فرهنگ (Robert) اين كلمه اين گونه توصيف شده است: موجودي انساني كه كودك را در خود پرورش داده و به دنيا تقديم مي­كند؛ كلمات ديگر از خانواده اين كلمه كه از زبان لاتين وارد زبان فرانسه شده­اند عبارت­اند از:

(femmelle) با ريشه­ي لاتيني (femininus) به معني خصوصيات زنانه.

نشانه­هاي فمينيسم در شعر و ادبيات فارسي بسيار است اما نگاه فمينيستي به زن در عصر مشروطيت بيشتر به چشم مي­خورد شاعران عصر مشروطه كه به دنبال تجدد و زن سالاري و زن مداري بودند. مايل بودند زن را با آزادي عمل و نوگرايي آشنا كنند و حقوقي كه از او گرفته شده است به او برگردانند.

هدف بنيادين از اين پژوهش، بررسي شخصيت زنان از ديدگاه­هاي مختلف (زن سالارانه، تحقير، ستايش زنان و زن گرايي) است زنان در گذشته­هاي دور صاحب جايگاهي والا بوده­اند كه با گسترش مرد سالاري از اين مقام رفته رفته كاسته مي­شود و اين سير نزولي در انديشه و آثار ادبي ما هم نفوذ كرده و تأثير مي­گذارد. زناني شجاع، كارآمد و زيرك كه هم در امور اجتماعي و سياسي و هم در همسرداري و تربيت فرزند فعال بوده ­اند.

فصل اول: کلیات

1-1- بیان مسأله

با عنايت به اهميت موضوع زن در ادبيات گذشته و امروز كه به صورت كلي يا جزيي با موضوعي به جز مقاله­هاي محدود مطالب بيشتري ديده نمي­شود بر آن شدم به اهميت بازتاب ادبيات زنانه در آثار مشروطه و در ديوان‌هاي (ميرزاده عشقي، ايرج ميرزا، عارف) بپردازم و اينكه نوع نگرش شاعران مرد در باب زنان چه تفاوت‌هايي با نگاه زنانه دارد را مورد توجه قرار دهم و با مقايسه نظرات آنان را جويا شوم و مورد بررسي قرار دهم و نگاه­هاي زن سالارانه و فمينيسم و تجدد را در اشعار اين شاعران تحليل و واكاوي نمايم.

2-1- اهمیت و ضرورت تحقیق

لزوم پژوهش در آثار فاخر ملي و شناخت دقيق­تر جايگاه زن در عصر مشروطه و در ديوان (ميرزاده عشقي، ايرج ميرزا، عارف) و تغيير نگرش سنتي شاعران به مقوله زن كه در ادبيات بررسي مي­شود از مهم ترين ضرورت­هاي تحقيق به شمار مي­ آيد.

3-1- پیشینه تحقیق

با توجه به بررسي­هاي به عمل آمده در پايان نامه­هاي دانشگاهي جايگاه ادبيات زنانه در ديوان­ هاي شاعران (ايرج ميرزا، عشقي، عارف) به طور اخص مورد پژوهش قرار نگرفته است، البته در كتاب‌هاي تاريخ ادبيات دكتر صفا به پاره­اي از اين مسائل به طور كلي اشاره شده است هم چنين در كتاب شاهنامه و فمينيسم اثر مهري تلخابي به صورت گسترده به تاريخ زندگي و نقش زنان پرداخته است ولي نگاه متجددانه در اين كتاب فقط شامل متون قديمي است به همين جهت بررسي نگاه تجدد گرايانه و زن سالارانه و ستايش و تحقير بانوان در ديوان­هاي فوق مي­تواند حايز اهميت باشد.

4-1- اهداف تحقیق

1- ايجاد انگيزه براي نسل جديد و ترغيب آنان به خواندن آثار شاعران مشروطه.

2- نگاهي جهت دار به شخصيت وجودي زن در آثار شاعران مشروطه.

3- مقايسه­ شخصيت زن امروز با زن در آثار كهن.

4- بررسي و مقايسه زنان عصر مشروطه با كتاب شاهنامه و مشتركات و وجوه تمايز آن دو.

5- جايگاه و نقش شاعران (ايرج، عشقي، عارف) در احياي نظام تجدد و دفاع از حقوق زنان در عصر مشروطه.

5-1- سوالات تحقیق

1- شاعران اين دوره چقدر به نقش زنان پرداخته ­اند؟

2- آيا باورها و عملكرد زنان در حوزه­ هاي مختلف مورد توجه بوده است؟

3- آيا به نقش كليدي زنان در خانواده و جامعه و آزادي او پرداخته ­اند؟

4- نقش تحولات مشروطه در نگاه به زنان چگونه بوده است؟

6-1- فرضیه تحقیق

با توجه به اهميت دوران مشروطه كه نوع نگاه به زن در آن بر اثر تحولات سياسي- اجتماعي عوض شد و اهميت دادن به جايگاه زن در شعر مشروطه و پرداختن به آزادي عمل آنان بررسي ديوان شاعران (ايرج، عارف، عشقي) و نگاه­هاي مثبت و منفي آنان به زن جايگاه مهمي دارا مي­باشد.

فصل دوم: نگاهی به موقعیت و جایگاه زن

1-2- بخش اول

1-2-1- نگاهي به جايگاه زن در ايران پيش از اسلام

زن در ايران باستان مقام ارجمندي را دارا بوده است. زن يكي از اعضاي خانواده محسوب  مي­شده است و در تمام شئون زندگي با مرد برابري مي­كرده است و براي اثبات اين موضوع، شواهد زيادي در دست است:

در اوستا همه جا نام زن و مرد در يك رديف ذكر شده و در كارهاي ديني كه زنان بايد انجام دهند و دعاهايي كه بايد بخوانند، زن را با مرد برابر شمرده است و حتي در صورتي كه موبد حاضر نبود، ممكن بود زن به مقام قضا برسد و نيز در تاريخ مي­بينيم كه زناني همانند هماي و پوراندخت و آزرمي دخت به مقام پادشاهي رسيده­اند.

سن بلوغ براي مرد و زن، برابر بوده است و گروهي از فرشتگان هم مانند آناهيتا (ناهيد) زن هستند. در ميان امشاپسندان امرتات (مرداد) و هَوروتَات (خرداد) و سپنتا ارميئتي (سپندارمز) مونث هستند، به ويژه سپندارمز نماينده­ي زمين است و اين سپندارمز (فروتني مقدس) يكي از صفات اهورمزداست و در جهان مادي پرستاري زمين با اوست و به همين جهت دختر اهورمزدا خوانده شده است[1].

قبل از ورود آريايي­ها و هزاران سال پيش از آن كه اقوام مهاجر به اين سرزمين مهاجرت كنند ايران «خانه و آشيانه­ي مردماني بوده كه تمدن درخشاني داشته، زن را از ديدگاه برتر و متعالي نگريسته و بر قدرت زنانه كه جلوه گاه تمدن و فرهنگ متعلق به دوران اوليه كشاورزي بوده است، صحّه گذاشته­اند.[2]»

«ويل دورانت در تاريخ تمدن درباره آنان (زن در ايران باستان) مي­نويسد: «در زمان زرتشت پيامبر، زنان همانگونه كه عادت پيشينيان بود منزلتي عالي داشتند، با كمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم آمد و رفت مي­كردند و صاحب ملك و زمين مي­شدند و در آن تصرف مالكانه داشتند و مي­توانستند مانند اغلب زنان روزگار حاضر، به نام شوهر يا به وكالت از طرف او به كارهاي مربوط او رسيدگي كنند. پس از داريوش مقام زن مخصوصاً در ميان طبقه­ي ثروتمندان تنزل پيدا كرد.[3]»

آنچه در اوستا در مورد زن و مرد مي­باشد. متضمن برابري حقوق است. زنان و مردان پارسا به دليل تقديس با هم ذكر شده­اند و چون زن موجب احترام و سربلندي مقام خانه است (ونديداد سوم) انديشه نيك و گفتار و كردار خوب و فرمانبرداري از شوهر در اوستا براي زن از صفات پسنديده و برجسته شمرده شده است (ويسپرد سوم)[4].

پوشش و حجاب زنان در ايران باستان مخصوص طبقه­ي اشراف بود و ساير زنان از قيد حجاب آزاد بودند[5].

«ويل دورانت مي­گويد: «زنان بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آن­ها اجازه داده نمي­شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند.[6]»

مردم در زمان پيش از تاريخ از دسته­ها و قبايل مختلف تشكيل شده به صورت ملوك الطوايفي زندگي مي­كرده­اند كه با افزايش شهرها و قدرت رؤساي قبايل، و اختلافات آنها موجبات جنگ و ستيز بين آنها را فراهم مي­كرد.

«در اين جامعه بدوي، وظيفه­ي مخصوصي به عهده­ي زن گذاشته شده بود. وي گذشته از آن كه نگهبان آتش و شايد اختراع كننده و سازنده ظروف سفالين بود. مي­بايست چوبدستي به دست گرفته در كوه­ها به جستجوي ريشه­هاي خوردني يا جمع آوري ميوه­هاي وحشي بپردازد. شناسايي گياهان و فصل روييدن آن­ها و دانه­هايي كه مي­آورد. مولود مشاهدات طولاني و مداومي بود كه او را به آزمايش كشت و زرع هدايت كرد[7]

زن در ايران باستان در فعاليت­هاي اقتصادي، اجتماعي و اخلاقي شركت فعال داشته است تا جايي كه بسياري از اختراعات و پيشرفت­هاي بشر مرهون زنان بوده است.

«وظيفه­ي زن در ايران باستان، منحصر به امور اقتصادي خانواده­ي خود نبوده، بلكه در پيشرفت تربيت اخلاقي و روحي تمام ملت نيز سهم به سزايي داشته است و مانند يك مربي اخلاق عمل          مي­كرده است.[8]»

در اكتشافات باستان شناسي متعلق به فرهنگ­هاي پيشين سمبولهايي خدايي از جنس «زن» بسيار به دست آمده است كه بيانگر قدمت پرستش مادر كبير (بانو- خدا) در جوامع كهن مي­باشد. اما اين سمبولها منحصر به جنس زن نبوده و در كنار آنها سمبولهاي خدايي از جنس مرد هم وجود داشته است در ديدگاه انسان عصر نو پديد، كشاورزي زن نماد رحمت و نعمت و خلقت و باروري و به طور كلي نشانه نيروهاي طبيعي و ماوراي طبيعي شناخته شده است.

زن در ايران باستان داراي شخصيت كامل انساني و در بسياري از موارد، شخصيت حقوقي بوده است. وي حق فعاليت­هايي در زمينه­ي اجتماعي و تجارت داشته است و شريك زندگي در اداره­ي خانواده و در واقع حق پادشاهي داشته است.

زنان ايراني در شجاعت و دلاوري همتاي مردان بوده و در مواردي در جنگ­ها شركت مي­كردند و دوشيزگان ايراني در دعاهاي خود از خداوند درخواست همسري نيرومند و قهرمان را داشتند كه به آنها پسران قهرمان عطا فرمايد.

2-1-2- حقوق و اختيارات زنان در عصر هخامنشيان

«1- داشتن فقط يك زن، ولي اگر زن نازا بود مرد مي­توانست زن غير عقدي داشته باشد.

2- ازدواج بي قرارداد، قانوني نيست.

3- كنيز همسر آزاد، مقام آزاد داشت.

4- بهره برداري شوهر از جهيز زن كه متعلق به زن و خانواده پدري اوست.

5- قروض قبل از ازدواج فقط به عهده­ي خود شخص است.

6- اگر شوهر زن را طلاق بدهد جهيزش را با يك سهم پسري از مال خود بايد به او بدهد. زن نازا فقط جهيز را پس مي­گيرد.

7- در صورت خيانت زن، شوهرش او را اخراج يا برده مي­كند.

8- اجازه­ي ازدواج زن در زمان اسارت همسر و رجوع به همسر اول در بازگشت او.

9- در بي وفايي زن و مرد به همديگر، مجازات زن سنگين تر است. در مورد تهمت زدن به زن محاكمه خدایی (انداختن به رود) مي­شود.

10- مال زن متعلق به فرزند اوست و مرد ارثي نمي­برد.

11- با مرگ مرد، زن علاوه بر جهيز خود سهمي از مال شوهر هم دريافت مي­كند.

12- اختيار اموال زن با خود اوست. اجاره دادن، بخشيدن، تجارت كردن، كاسبي كردن و …

13- پس از مرگ مرد زن مي­تواند شوهر كند. حتي بدون اجازه­ي فرزندان.

14- ارث مساوي با برادران در صورت نداشتن جهيز.

15- دختران زنان غير عقدي از برادران جهيز مي­گيرند.

16- طبقات نجبا و اشراف حق نداشتند با طبقات پست ازدواج كنند و شاه بايد از هفت طبقه درجه اول زن انتخاب كند.»[1]

[1] – حجازی، بنفشه، زن به ظن تاریخ، با تلخیص 75-77.

[1]– علوي، هدايت الله، زن در ايران باستان، چاپ سپيدرود، چاپ سوم، 1386، ص 15.

[2]– لاهيجي شهلا، وكار، مهرانگيز، شناخت هويت زن ايراني در گسترة پيش از تاريخ و تاريخ، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، بهار 1377، تهران، چاپ دوم، ص 83.

[3]– راوندي، مرتضي، تاريخ اجتماعي ايران، تهران، اميركبير، 2536، ج 1، ص 471.

[4]– علوي، هدايت الله، زن در ایران باستان، ص 15.

[5]. راوندي، مرتضي، تاریخ اجتماعی ایران، ص 476.

[6]– همو، همان، ص 471.

[7]. حجازي، بنفشه، زن به ظن تاريخ، تهران، شهرآب، 1370، ص 30 به نقل از ايران از آغاز تا اسلام گريشمن، ص 11.

[8]– انصافپور، غلامرضا، قدرت و مقام زن در ادوار تاريخ، تهران، آفتاب، 1346، صص 59- 60.

تعداد صفحه : 195

قیمت : 14700تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --