پایان نامه ارشد رشته ادبیات فارسی: بررسی سروده های شاعران ایرانی خارج از کشور با تکیه بر سروده های شاعران معاصر

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی

عنوان : بررسی سروده های شاعران ایرانی خارج از کشور با تکیه بر سروده های شاعران معاصر

دانشگاه قم

دانشکده ادبیات وعلوم انسانی

پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی

عنوان:

بررسی سروده های شاعران ایرانی خارج از کشور با تکیه بر سروده های شاعران معاصر

استاد راهنما:

محمدرضا یوسفی

استاد مشاور:

یحیی کاردگر

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

در آستانة انقلاب اسلامي و سالهاي پس از آن مهاجرت چشم گيري در ميان شاعران اتفاق افتاد كه منجر به باز شدن فصلي نو در فصلهاي ادب پارسي شد. مهاجرت يا تبعيد، ناگزير در زبان، نگاه،‌ساختار و فرم ادبي تاثير مي گذارد. درون ماية اثر نيز نخستين عنصري است كه آن را بازتاب مي دهد. شعر مهاجرت ايران در اين سه دهة اخير، دو مرحله را پشت سرگذاشته است. الف. تازگي زخم: شاعر از زيستن در زادگاه و مشاركت در جامعه محروم شده است.دراين مرحله، اثرش گرد چهار محور مي چرخد:اعتراض- اندوهگساري براي زادگاه- غمگساري براي عزيزان و ياران و مردمش- درگيري دردناك دروني با تنهايي تحميل شده. ب. پذيرفتن شرايط:به علت دراز شدن عمر مهاجرت،‌رابطه با سرزمين مادري ضعيف تر مي شود.اينجاست كه شاعر به فاز جديدي از تحولات دروني اش پا مي گذارد:آميختن با جامعة ميزبان- بازتاب زخمهاي روح در لايه هاي عميق تر و ناپيداتر اثر هنري- پذيرفتن سرنوشت تازه و كنار آمدن با آن-كشف دوبارة خود و كشف زندگي دوباره در ميان دو ميهن،‌ دو فرهنگ و دو زبان. در اين مرحله است كه اگر تعداد شاعران چشمگير باشد سبك جديدي در ادبيات پارسي به وجود مي آورند كه نه به تمامي بومي و نه غربي است بلكه تلفيقي از دو فرهنگ است. شعر مهاجرت فارسي، اكنون در اين مرحلة حساس قرار دارد و اگر نگوييم به كمال ولي به ثباتي نسبي رسيده است.تحقيق حاضر پس از ارائة كلياتي دربارة مهاجرت و پيشينة آن با تكيه بر شعر هشت شاعر معاصر به بررسي تحولاتي كه مهاجرت بر اثر ادبي مي گذارد مي پردازد. اين تحولات در ساختار شعر و در سه سطح زباني، ادبي و فكري قابل بررسي است.

سرآغاز:

ادبيات مهاجرت و به خصوص شعر مهاجرت ، از شاخه هاي مهم و شناخته شده در ادبيات جهان محسوب مي شود ولي به دليل اينكه متاسفانه در ايران شناخته شده نيست و به نوعي مهجور واقع شده است ، ناگزيريم ابتدا كلياتي را دربارة مهاجرت ، پيشينه و علل وقوع آن، همين طور تعريف ادبيات مهاجرت و تبعيد و پيشينة آن بيان كنيم. سپس به پيشينة مهاجرت و تاثير آن در ادبيات فارسي ايران بپردازيم كه گسترة آن از قرن سوم هجري تا كنون را در بر مي گيرد. درادامه، پس از طبقه بندي نويسندگان مهاجر كه عمر مهاجرتشان به سه دهه مي رسد، به معرفي انواع ادبيات مهاجرت اعم از داستان، ترجمه، نقد، نمايشنامه و شعر مي پردازيم. بخش شعر به تعريف شعر مهاجرت و شعر تبعيد، وجه تمايز آنها و برگزيدن اصطلاحي مناسب براي آن اختصاص دارد.به بياني روشن تر با توجه به اينكه از يك سو موضوع اصلي تحقيق، بررسي سروده هاي شاعران ايراني خارج از مرزهاي كشور در اين سه دهة اخير است و از سويي ديگر ، مباحث آن صرفا” در حوزة ادبيات مي گنجد و حتي گوشه چشمي به حوزه هاي ديگر ندارد؛ براي روشن تر شدن محدودة كار و پرهيز از كاربرد اصطلاحات متعدد ، اصطلاح شعر برون مرزي را برمي گزينيم.

پس از آشنايي با كليات بحث، با نگاهي دقيق تر و ريزبينانه تر، شعر برون مرزي ايران را با تكيه بر شعر هشت شاعر برون مرزي – بدون توجه به علت مهاجرتشان- در سه سطح زباني، ادبي و فكري در فصل دوم با عنوان “ساختار شعر برون مرزي” مورد واكاوي قرار مي دهيم.

هدف از اين واكاوي، يافتن پاسخ هايي است درخور براي سؤال هايي از اين دست: آيا مي توان فصلي جديد با عنوان “شعر مهاجرت” در تاريخ ادبيات ايران گشود؟ روند شعر مهاجرت در اين سه دهه بر يك منوال بوده است ؟ آيا نوآوري در صورت و مضمون شعر مهاجرت ديده مي شود؟ تلقي شاعران برون مرزي از وطن چگونه است؟ فضاي جغرافيايي و فرهنگي غرب در شعر مهاجرت فارسي چقدر تاثيرگذار بوده است؟

پس از اينكه جست و جوي پي گير و فراوان دربارة سابقة پژوهش در ادبيات مهاجرت ايران، به خصوص شعر،- البته در ايران- به نتيجة چنداني نرسيد و به يافتن تنها چند مقاله خاتمه يافت، انگيزة آشنايي با زبان، تخيل و انديشة شاعراني كه با ما پيوندهاي ملي و فرهنگي دارند ولي به هر دليل چندين دهه جلاي وطن كرده اند، بررسي ميزان تاثير محيط اجتماعي و فرهنگي غرب در شعر برون مرزي ايران و يافتن زمينه هاي مشترك مضمون پردازي در آن ، نگارنده را برآن داشت تا علاوه بر مشكلات، محدوديت ها و معذوريت هايي كه بر سر اين راه بود؛ از دشوار يابي منبع گرفته تا ناشناخته بودن و غريب ماندن اين موضوع در ايران – كه شناساندن آن مانند هر امر ناشناختة ديگري در آغاز با موانع و ممنوعيت هاي خاص خودش روبروست- به تحقيق و تفحص دراين باب بپردازد.

گفتني است درطي سه سال تلاش و پي گيري مداوم براي به دست آوردن منبع تحقيق از هر كتابخانة شخصي و عمومي ، افراد شعردوست و شعرخوان كه اميد آن مي رفت حداقل گوشه چشمي به شعر برون مرزي داشته باشند تا جستجوي شبانه روزي در سايت هاي اينترنتي، بالاخره از پانزده شاعر برون مرزي منابعي كه شامل سروده هاي دور ازوطن باشد به دست آمد. ازآنجا كه در انتخاب شاعر به دلايل گوناگون محدوديت هاي فراواني وجود داشت بر اساس چند ملاك كه در به دست آوردن نتيجه اي عادلانه تر، تاثير مستقيم مي توانست داشته باشد از جمله: سن شاعر و سن به غربت افتادگي او، كيفيت منبع ازلحاظ جوهر شعري – كه براي بررسي در حد قابل قبولي باشد- و جنسيت شاعر– با وجود دشواري انتخاب- هشت شاعر انتخاب شد.

در ميانة راه – پس از اشراف بيشتر بر موضوع- از بررسي شعر برخي از نامداران ادبيات فارسي از جمله هوشنگ ابتهاج و شادروان نادر نادرپور با وجود اينكه بخشي از آثار خويش را دور از وطن خلق كرده بودند به دلايل متعدد صرف نظر شد. از جمله اينكه منابعي كه از ايشان در دست بود بيشتر، شعرهاي در وطن سرودة آنها را در بر مي گرفت و در شعرهاي اندكي هم كه از سروده هاي دوراز وطن ايشان به دست آمد، خصيصة متمايزي نسبت به آنچه در وطن سروده بودند ملاحظه نشد. البته همان طور كه در ادامه خواهد آمد بخشي از شعر برون مرزي ايران را شعر اين نامداران و هم قطارانشان تشكيل مي دهد، به همين منظور و به دو دليل عمده ، شعر محمود كيانوش و شادروان ژالة اصفهاني را براي بررسي، جايگزين كرديم. نخست اينكه : عمر به غربت افتادگي اين دو به خصوص ژاله اصفهاني طولاني تر بود و ديگر : اشعار بيشتري از سروده هاي دور از وطن اين دو به دست آمد.  

گفتن يك نكتة ديگر نيز ضروري است كه منابع موجود از شاعران منتخب ، شامل همة آثاري كه دور از وطن خلق كرده اند نيست و به اجبار گاهي حتي به يك منبع استناد شده است؛ درنتيجه هيچ كدام از نتايج به دست آمده در اين تحقيق، قطعي نمي باشد و همه به استناد منابع در دسترس اينجانب است نه همة آثار شاعر. به اين ترتيب ، نتيجة نهايي نيز كه در فصل پاياني اين تحقيق ارائه مي شود ، تنها نماياندن سايه اي از شعر برون مرزي است و نه همة حقيقت آن ، روشن است كه دست يابي بدين هدف ، سال ها تحقيق و تفحص در اشعار برون مرزي، از جوانب مختلف نقد؛ از جمله : نقد تاريخي، روان شناسي ، جامعه شناسي و … را مي طلبد و به هيچ عنوان در چنين مجال اندكي نمي گنجد.

اميد است كه تحقيق حاضر راه گشاي محققين وارسته اي باشد كه دغدغة ملي و فرهنگي آنان، پاسبان هميشة زبان فارسي است.

فصل اول: کلیات

1-1- مهاجرت و تبعید

مهاجرت به عنوان یک پدیده سیاسی – اجتماعی در فرهنگ نامه ها به طور کلی چنين تعريف مي شود:”ترک کردن دوستان و خویشان و خارج شدن از نزد ایشان یا فرار از ولایتی به ولایت دیگر ، بریده شدن از جایی به دوستی جای دیگر، ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن.” و همچنين تبعید :” نفی بلد کردن ، اخراج بلد کردن ،کسی را جلای مکان یا وطن فرمودن ، نوعی مجازات چنانچه کسی را بنا به دستور محاکم دادگستری و یا سایر مراجع صلاحیت دار از شهر یا ناحیه ای اخراج کردن و یا شخص محکوم را مجبور ساختن که در محل خاصی در مدت محدودی سکونت اختیار کند.”[1]

مهاجرت (غالبا”) امری شخصی و ارادی به نظر مي رسد چرا که مهاجر معمولا” زمانی تصمیم به مهاجرت می گیرد که نخواهد یا نتواند با محیط خود کنار بیاید و در جستجوی شرایطی بهتر و مناسب تر برای زندگی و کار می کوشد. بنابراین او این امکان را دارد که خود را با محیط، هماهنگ سازد و یا نسازد اما تبعید امری بیرونی و کاملا” اجباری و خارج از اراده شخصی است و معمولا” توسط مقام ديگري صورت می گیرد. در عمل، مفهوم تبعید و مهاجرت به ویژه به دلیل سیاسی – اجتماعی در بسیاری موارد آنچنان درهم می آمیزد و هم ترازمی گردد که به دشواری می توان تفاوتی بین آن دو یافت.[2]

به هر روی چه مهاجرت و چه تبعید هر دو مایة جدایی اند و نفی کنندة ارتباط و آدمی را در گذشت زمان از اصل و سرچشمه اش دور و دورتر می کنند.

2-1- سابقه مهاجرت

سرزمين ها و فرهنگ هاي مختلف در طول تاريخ بشري بارها و بارها شاهد پديدة مهاجرت نويسندگان و شعرا به دلايل مختلف بوده و هستند.ابعاد و كيفيت اين مهاجرت ها نيز در دوره هاي مختلف ، يكسان نبوده است. گاه در دوره اي تني چند و زماني بخش قابل توجهي از اهل قلم و انديشه را دربر مي گرفته است. ولي به هر روي ، مهاجرت و تبعيد چه انفرادي باشد و چه گروهي ، چه اختياري باشد و چه اجباري همواره و از ديرباز وجود داشته است. طبق آمار سال 2000 از هر 35 نفر يك نفر مهاجرت مي كند و اگر همة مهاجرين را در يك كشور جا دهيم پنجمين كشور بزرگ دنياست”.[1]

سرزمين ما نيز با اين پديده، بيگانه نبوده است. اگر بخواهیم افق ادبيات مهاجرت را ببينيم مي توانيم با مرور چهار دوره مهاجرت اهل انديشه ، فرهنگ و ادبيات در تاريخ ايران به تصويري از آن برسيم. چهار دورة مورد نظر به ترتيب: مهاجرت ايرانيان ، پس از حملة اعراب، بعد از حملة مغول ، پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامي است. هند و تركيه ، منزل اول مهاجرت ادبيات ايران و پس از آن ، كشور هاي اروپايي و آمريكايي هستند.

3-1- علل مهاجرت

چنانچه بخواهیم نحوة شکل گیری ادبیات مهاجرت را به دقت بررسی کنیم ناگزیر باید   نکته هایی را مد نظر قرار دهیم از جمله : علل یا ضرورت مهاجرت و تبعید كه در سرزمین ها و دوره های مختلف متفاوت بوده است. تنها در این صورت است که می توان دربارة شکل گیری ادبیات مهاجرت و تفاوت های آن با ادبيات جاري در وطن به نتايج درستي رسيد.

عده ای از منتقدین ادبی با تکیه بر اینکه در بسیاری از کشورها ضرورت مهاجرت شاعران، بر پایه گریز از محدودیت ها و یا فرار از تعقیب می باشد ، این مسئله را برای خود تبدیل به یک اصل کرده اند که : تمامی شاعران خارج شده از یک کشور با حکومت خویش برخورد رو در رو داشته اند. البته ناگفته نماند كه گاه برخي از شاعران مهاجر، نیز با تبعیدی خواندن خویش بر این اصل صحه می گذارند و خود را سیاسی معرفی می کنند؛ در حالی که چنین نیست و دست کم، این موضوع در مورد همه صدق نمی کند و نمی توان این را به عنوان یک اصل کلی پذیرفت.

گذشته از عده ای كه به جهت کار و به دست آوردن موقعیت شغلی بهتر یا تحصیل و یا حتی فشارهای خانواده مهاجرت می کنند، علت هاي ديگري نيز مي توان براي اين امر يافت از جمله برخورداري از فضای الهام بخش. به بياني ديگر درمیان شاعراني که معمولا”از تمکن مالی برخوردار بوده اند گاهی پيش مي آيد كه عده ای برای خلق آثار یا حتي اثری به گوشه ای که نسبت به وطنشان فضای متفاوتي دارد مهاجرت می کنند.[1] براي اين منظور،شايد يدالله رويايي نمونة خوبي باشد.

در میان ادباي کشور ما، متاسفانه بسیار معدودند کسانی که به منظور يافتن فضايي الهام بخش، مهاجرت کنند؛البته روشن است که ادبیات مهاجرت فارسی زمانی می تواند رشد کند و در مسیر بالندگی قرار بگیرد که ضرورت مهاجرت در پی کسب فضایی متفاوت، برای تفکر و نوشتن باشد. در چنین شرایطی است که نتیجه مهاجرت ، ذهنی باز و خلاق و دیدی فرا وطنی خواهد بود. تنها در این صورت است که شاعر می تواند بن مایه های ملی خویش را با دریافت های جدید از فضاي تازه ، درآمیزد و بدون اینکه نسبت به چیزی تعصب بیجا داشته باشد و یا اینکه اصل و نسب خویش را به کلی فراموش کند و دچار بحران هویت شود، اثری متفاوت بیافریند که حتی در ادبیات فارسی تحولی نو ایجاد کند و سبب غنای زبان فارسی گردد آنگونه كه در گذشتة تاريخ ادبي ايران بارها اين اتفاق افتاده است و در ادامه به آن خواهيم پرداخت .

با توجه به دسته بندی های اولیة مهاجرت و همچنین ضرورت آن ، دیدگاه های متفاوتی نسبت به این پدیده به وجود مي آيد. در نگاه اول، شاید عده اي آن را برای شاعر،آسیبی ادبی بدانند ؛ چرا که بیشتر شاعران در اوج شکوفایی خویش دست به مهاجرت می زنند و مشكلات غربت مانند نوستالژی وطن و ياد کودکی ، ناسازگاری با محیط ، شرایط معیشتی سخت و از همه مهم تر کمبود مخاطب و محدودیت های چاپ و نشر سبب تنزل و گاهی توقف کار آنها می شود. اما با نگاهی فرهنگی به قضیه، شاعر با فضایی متفاوت روبرو می شود که می تواند چندان هم سیاه نباشد بلكه افق های روشنی را پیش روي او بگستراند.

[1] ن.ك. ارسلان عبداللهی “حاشیه ای بر ادبیات مهاجرت”حيات نوي اقتثادي،5/5/1382

[1] مجید روشنگر.”ادبیات مهاجرت فصل جدید در ادبیات پارسی”،کارنامه،آذر1380.

[1] دهخدا،‌ذيل مهاجرت و تبعيد

[2] ن.ک. كيقباد يزداني، درآمدي بر ادبيات مهاجرت و تبعيد. تهران : سرچشمه،1385ص17

تعداد صفحه : 167

قیمت : 14700تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --