پایان نامه ارشد ادبیات فارسی: بررسي سه تيپ شخصيتي «عاقل»، «نادان» و «ديوانه» در حكايات طنز آميز مثنويهاي عطار

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی

گرایش : محض

عنوان : بررسي سه تيپ شخصيتي «عاقل»، «نادان» و «ديوانه»  در حكايات طنز آميز مثنوي هاي عطار

دانشگاه دولتي

واحد شهركرد

دانشکده ادبيات  فارسي 

پايان‌نامه براي دريافت درجه کارشناسی ارشد  رشته ادبيات فارسي گرايش محض

 عنوان :

بررسي سه تيپ شخصيتي «عاقل»، «نادان» و «ديوانه»  در حكايات طنز آميز مثنويهاي عطار

استاد راهنما :

دکتر علي محمدي آسيابادي 

استاد مشاور :

دکتر احمد امين

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چكيده    

ازمكتب تصوف اسلامي كه مسلماً ايرانيان، در پايه‌گذاري و بنيان آن سهمي به سزا داشته‌اند، نوابغي برخاسته‌اند كه در پيشرفت افكار بشر در اين زمينه ،كمك‌هاي شاياني نموده‌اند. شيخ فريدالدين محمّد عطار نيشابوري يكي ازآن جمله نوابغ است كه در اين راه ،گام‌هاي بلندي را برداشته است. از جمله اقدامات بديع و ارزنده‌ي او ، آن است كه وي مردم و طبقات فرودست را به طور جدي مدّ نظر داشته و سهم عظيمي را در آشنا ساختن عوام با مقوله عرفان  داراست. او در ضمن حكاياتي بس شيرين و خواندني ، با استفاده ازشخصیت دیوانه و گفتار و کردار ویژه ی او که طنزآمیز است به انتقاد از اوضاع نابسامان زمانه ی خود می پردازد.علی رغم اینکه در اکثر متون ادبی و تاریخی از اصطلاح “عقلای مجانین ” استفاده شده است ،عطار از آنجا که احترام ویژه ای برای این قشر ، قایل است به آنها “دیوانه” می گوید و در خلال آثارش حقیقت وجودی آنها را برتر از”عاقلان” می نماید. گویی قدرتمندان عاقل وسودجو، مطابق با مصلحت اندیشیها ی عامدانه ی خود ،همیشه  در پی محدود کردن و به رسمیت نشناختن آنها بوده اند. دیوانگان عطار با بهره گیری ازشگردهای گوناگون  طنز پردازی  در حکایات ،نقشی مؤثردر تشفی خاطرمردم رنج دیده  وابرازانزجار از هر گونه ظلم و تبعیض را دارند.معمولا در این قسم حکایات ،شاهد رفتار نامتعارف و شگفت انگیزی ازدیوانه هستیم  که واکنش شخصیت مقابل را برمی انگیزدو اینگونه جریان کمیک داستان شکل می گیرد.یکی از جریانات نو ظهور در مثنویهای عطار، جابه جا یی شخصیتها در قالب  قصه های آن است،این امر ضمن اینکه باعث جذابیت خاصی شده ،یکی از عوامل ایجاد طنز محسوب می شود.بنابر اهميتي كه اين حكايات دارا هستند. بر آنيم تا در اين پژوهش؛ ضمن بررسي كامل حكايات طنز موجود در سه مثنوي فاخر او، فنون طنز آفريني هريك را به طور مبسوط بررسي كنيم.

فصل اول: مقدمه

1-1- مقدمه

     در مورد شاعر بلند آوازة قرن ششم كه چون اختري درخشان در آسمان ادب مي‌درخشد؛ اطلاع دقيقي در دست نيست. نه استادان او، نه معاصرانش و نه سلسله ي مشايخ او در تصوف ؛ هيچ كدام به قطع روشن نيست. در باب زندگي او ؛هر چه گفته شده؛ غالباً احتمال و افسانه است و شايد همين پوشيده ماندن در ابرابهام، شخصيت او را سحر آميز و جذاب تر كرده است. به هر حال اطلاعات مورخان از زندگي نامة سنايي؛ شاعر پيش از او و مولانا ؛ شاعر پس از او ؛ بسيار بيشتر از خود عطار است.

      مي دانيم كه او شاعري عارف مسلك است؛ البته خانه نشين نيست و در ميان مردم و ضمن اشتغال به طبابت و عطاري و آشنا شدن با‌‌آلام روحي و جسمي آنها به سير و سلوك مشغول بوده است. پس از آنكه در سراسر عمرش شاهد مصايب گوناگون طببيعي از جمله سيل، قحطي و زلزله بود. روح زخم خورده‌ي خود و هم نوعان تيره روزش را با حكاياتي به ظاهر مفرّح و خنده‌آور و در باطن چون زهري كارگر، تشفي بخشد. پس به جمع‌آوري اقوال و حكايات از افواه مردم و آثار پيشنيان پرداخت و ضمن گنجاندن افكار و دغدغه‌هاي ذهن نا آرامش در آن ؛دوباره آن را  به مردم  باز گردانيد. جهت حفظ امنيت جانش ؛ از ذكر انتقادات كوبنده نسبت به عدالت الهي، حاكميت زمانه، رسوايي‌هاي اخلاقي مردمان زمانش ؛ خودداري كرد و همه را از زبان شخصيت محبوبش« ديوانه» نقل كرد.

          البته سنايي قبل از او ؛ حكايت عاميانه را در اشعارش به كاربرد ولي چندان به قالب حكايت ؛ نپرداخت و  آن را با زباني گيرا بيان نكرد، بيشتر برايش ؛ نتيجه‌اي كه از حكايت مي‌گرفت ؛ اهميت داشت كه آن را با ابيات طولاني‌تر بپروراند. حال آنكه عطار، حكايت را بسيار جذاب و شيرين مطرح كرد و در آن به نحو احسن به شخصيت‌پردازي پرداخت و از شيوه هاي گوناگون؛ جهت ايجاد طنز بهره برد و سعي كرد مفاهيم والاي ذهني اش را در قالب همين داستان‌ها بگنجاند و كمتر پس از اتمام داستان؛ به شرح و تفسير بپردازد.

2-1- فرضیات

     طبق فرضيات نگارنده در اين پژوهش ؛در حكايات طنز آميز مثنويهاي  عطار؛ 1-بيشتر از طنز كلامي با شگرد ( بهره گيري از تناقض و تحقيركردن) استفاده شده است. 2-همچنين معكوس شدن حالات شخصيت‌ها و حتي گاه جابه جا شدن آنها باهم نيز ، بسيار به چشم مي خورد و درایجاد  طنز  نقش دارد.3- عطار از زبان دیوانه؛ عقاید و انتقادات شخصی خود را بیان می کند . پس از اين رويكرد ؛ حكايت ،از لحاظ موضوع و محتوا نيز بررسي مي شود و به تيپ هاي شخصيتي شركت كنندگان در حكايت ؛ توجّه ويژه مي شود تا سه تيپ شخصيتي “عاقل”، “نادان “و “ديوانه ” از هم متمايز گردند و تنش‌هاي موجود ميان اين سه تيپ ؛ كه خالي از لطف و جذابيت هم نيست ؛ به وضوح نشان داده شود. حال؛ سه تعريف عمده از تيپ هاي مذكور ارائه مي گردد.

 “عاقل” : شخصيتي كه به علت آگاهي از هنجارهاي اجتماعي ؛ رفتارش بهنجار وتابع عرف زندگي اجتماعي است و به همين دليل رفتارش قابل پيش بيني است.

 “نادان”: شخصيتي كه رفتارش تابع عرف و هنجارهاي اجتماعي است. اما به دليل عدم آگاهي از فلسفه و معناي هنجارهاي اجتماعي، رفتارش نابهنجار و غير قابل پيش بيني است.

“ديوانه” : شخصيتي كه تابع عرف و هنجارهاي اجتماعي نيست و رفتارش نابهنجار و غير قابل پيش بيني است.

 حال با توجه به اين تعاريف؛یکی از فرضیات این است  كه اصطلاح ” عقلاي مجانين” غلط مصطلحي بيش نيست و به جاي آن بايد ” ديوانه ي دانا” گفت. نقش تعاملي اين سه تيپ شخصيتي در داستانهاي عطار؛ بسيار مهم است و نشان دهندة سرسختي عرف و هنجارهاي اجتماعي؛ چه در حوزه‌ي زبان و چه در حوزه‌ي ديگر رفتارهاي اجتماعي انسان است. اين بررسي نشان مي‌دهد كه يكي از مهم‌ترين اصول كاربرد شناسي زبان كه اصل ارتباط است ؛ چگونه در اين حكايت، نقض مي‌شود.

3-1- پیشینه پژوهش

       كتب ارزشمندي چون « درياي جان» از هلموت ريتر،  «شرح احوال و نقد و تحليل آثار عطار» از بديع الزمان فروز انفر، «صداي بال سيمرغ »از عبد الحسين زرين كوب، «عقلاي مجانين »از ابوالقاسم حسن نيشابوري و… به طور گسترده‌تري به مباحث عمده اي از اين پژوهش پرداخته اند، ولي به طور اخص هيچ كتاب كاملاً مرتبطي با موضوع خود نيافتم و علاوه بر كتب مذكور در مبحث طنز از كتب «نشانه شناسي مطايبه» از احمد اخوت، «مقدمه اي بر طنز و شوخ طبعي» از علي اصغر حلبي، «در باب طنز» از سيمون كريچلي استفاده كردم. در ميان پايان نامه‌هايي كه با موضوع اين پژوهش حدوداً ارتباط  داشت؛ مي توان به اين موارد اشاره كرد:

 1- «بررسي بازتاب انديشه‌هاي عطار در آينه‌ي عقلاي مجانين»، احمد جباري فركوش ، 1387 ، دانشگاه محقق اردبيلي، كارشناسي ارشد.

2-  «شخصيت‌پردازي در مثنويهاي عطار نيشابوري »، ليلا عفراوي، 1390، بي جا، كارشناسي ارشد.

3- «ريخت شناسي مصيبت نامه عطار »، بهاره سهرابي، 1390، سمنان، كارشناسي ارشد

4- «تمثيل و طنز در بيان عطار»، احمد حسيني كازروني، 1377 ، صدا و سيما.

 تاكنون پژوهش يا كتابي كه دقيقاً به موضوع تيپ شناسي شخصيتي مثنويهاي عطار از ديدگاه طنز و با رويكرد زبان شناختي و تيپ شناسي پرداخته باشد، يافت نشده است.

4-1- مراحل پژوهش

   براي تدوين و نگارش اين پژوهش؛ با توجه به موضوع آن زير عنوان ” بررسي سه تيپ شخصيتي عاقل، نادان و ديوانه در حكايات طنز آميز عطار؛ كتاب هاي  الف ) مصيبت نامه ب) منطق الطير ج) اسرارنامه كه هرسه با تصحيح، تعليق و مقدمه دكتر محمد رضا شفيعي كدكني به چاپ رسيده‌اند؛ منابع اصلي بوده‌اند و منابع مورد استفاده ‌ي ديگر به تفصيل در فهرست منابع ذكر شده‌اند. نگارش و تدوين اين مجموعه با نظر به گستردگي آن بدين ترتيب صورت گرفت:

1) مطالعه‌ي سه مثنوي عطار كه زمينه‌ي كار هستند؛ سپس استخراج حكايت طنز‌آميز آن و يادداشت برداري به صورت فيش و برگرداندن آن به صورت نثر روان

2) مطالعه كتب و مقالاتي كه مربوط به زندگي نامه‌ي عطار، تاريخ نيشابور و معاصران او و تاريخ پيدايش عقلاي مجانين و فيش برداري ازآن

 3) مطالعه منابعي در باب طنز، انواع آن، شگردهاي طنز پردازي در متون و تطابق دادن آن  با حكايات طنز استخراج شده از آثار عطار

 4) مطالعه آثاري اعم از كتاب و مقاله در باب عرفان، ادبيات عاميانه و مسايل اجتماعي ـ سياسي قرن ششم و يادداشت برداري از آن‌ها.

5) مرتب كردن و بخش كردن يادداشت ها بر اساس موضوع و فصل بندي پايان نامه

 6) افزودن يافته‌هاي شخصي اعم از بررسي جزء به جزء هر حكايت از لحاظ ساختار، تيپ‌شناسي ، شخصيت‌پردازي و كشف چگونگي ايجاد طنز در متن اعم از موقعيت، كلامي و… در هر كلام و مرتبط كردن آن با جابه جا شدن مداوم تيپ‌ هاي شخصيتي

7) ارائه‌ي سه تعريف علمي و مجزا از تيپ‌هاي « عاقل»، «نادان» و «ديوانه» و تفكيك شخصيت‌هاي موجود در حكايات طنز برحسب اين تعاريف از طريق واكاوي دقيق حكايت‌ها و توجه به رفتار و كردار هر شخصيت.

 8 ) سعي در اثبات اين فرضيه كه « عقلاي مجانين» غلط مصطلحي بيش نيست، زيرا اين گروه به واقع ديوانه بودند كه مطابق با ديدگاه و افكار خود چنين روشي را براي زندگي و برخوردهاي اجتماعيشان برگزيده بودند معمولا بسيار برتر والاتر از عاقلان ؛ عمر خود را سپري مي كردند . فقط به خاطر انتقادهاي بي امان و مبارزات اجتماعي ـ سياسي كه داشتند ؛اين چنين مطرود صاحبان قدرت بودند و از فضاي جامعه دور نگه داشته مي شدند.

9) جمع بندي و نتيجه گيري

10) فهرست منابع مآخذ

تعداد صفحه : 132

قیمت : 14700تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --