دانلود پایان نامه ارشد: سطح كيفيت زندگي مادران داراي فرزند توانخواه و عوامل مؤثر آن

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مددکاری اجتماعی

عنوان : سطح كيفيت زندگي مادران داراي فرزند توانخواه و عوامل مؤثر آن

دانشگاه علامه طباطبايي

دانشكده علوم اجتماعي

گروه مددكاري اجتماعي

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته مددكاري اجتماعي

عنوان:

سطح كيفيت زندگي مادران داراي فرزند توانخواه وعوامل مؤثرآن

استاد راهنما:

دكتر عزت اله سام آرام

 استاد مشاور:

 دكترحسين يحيي زاده

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب:

کلیات پژوهش……………………………….. 1

1-1 مقدمه………………………………. 2

1-2 بیان مسئله………………………………. 3

1-3 اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق……………………………….. 4

1-4 اهدف تحقیق……………………………….. 5

1-4-1 هدف اصلی تحقیق……………………………….. 5

1-4-2  اهداف فرعی پژوهش…………………………………. 5

1-5 سوالات تحقیق……………………………….. 6

فصل 2………………………………. 7

2-1 مروريبر ادبيات پژوهش…………………………………. 8

2-1-1 بخش اول: کیفیت زندگی……………………………….. 8

2-1-1-2 مقدمه………………………………. 8

2-1-1-3 تعاریف کیفیت زندگی……………………………….. 11

2-1-1-4  تعاریف کارشناسانه کیفیت زندگی……………………………….. 11

2-1-1-5 تعاریف غیرکارشناسانه………………………………. 12

2-1-1-6 اهداف کیفیت زندگی……………………………….. 14

2-1-1-7 روشهای رسیدن به اهداف کیفیت زندگی…………………………. 14

2-1-1-8 چگونگی عملکرد کیفیت زندگی……………………………….. 14

2-1-1-9 دامنه های پیشنهادی برای کیفیت زندگی………………………. 15

منبع: برون و برون، 2004………………………………16

2-1-1-10 خرده ابعاد کیفیت زندگی……………………………….. 16

2-1-1-11 نشانگرهای کیفیت زندگی……………………………….. 16

2-1-1-12 ابعاد مفهومي كيفيت زندگي……………………………….. 17

3 -1-1-12-1 کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای ذهني………………………..18

3 -1-1-12-2کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای عيني  ………………………………19

3 -1-1-12-3 کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای تركيبي …………………………….19

1-1-1-13 شبکه های حمایتی و کیفیت زندگی……………………………….. 20

2-1-1-14 مروری بر رویکردهای مرتبط به کیفیت زندگی……………………… 21

2-1-1-14-1 رویکرد عاملیتی و کیفیت زندگی……………………………….. 22

2-1-1-14-1 -1 رویکرد مطلوبیت گرایی……………………………….. 22

2-1-1-14-1 -2 رویکرد ارزش های عام………………………………. 23

2-1-1-14-1 -3 رویکرد های نیاز محور………………………………. 23

2-1-1-14-1 -4 رویکرد قابلیتی……………………………….. 24

2-1-1-14-2 رویکردهای ساختاری و کیفیت زندگی…………………… 24

2-1-1-14-2 -1 رویکرد دیالکتیک دموکراتیک برنارد……………………… 25

2-1-1-14-2 -2 کیفیت زندگی فراگیر برگر-اشمیت و نول………………… 25

2-1-1-14-2 -3 کیفیت اجتماعی……………………………….. 25

2-2 حمایت اجتماعی……………………………….. 26

2-2-1تعاریف حمایت اجتماعی……………………………….. 27

2-2-2 انواع حمایت اجتماعی……………………………….. 28

2-2-2 -1 حمایت اجتماعی عاطفی……………………………….. 28

2-2-2 -2 حمایت خود ارزشمندي……………………………….. 28

2-2-2 -3 حمايت اجتماعي اطلاعاتي……………………………….. 28

2-2-2 -4 جستجوي حمايت اجتماعي……………………………….. 29

2-2-2 -5 حمايت اجتماعي ابزاري……………………………….. 29

2-2-2-6 بعد ساختاري وعملكردي حمايت اجتماعي…………………… 29

2-2-3 سلامت رواني- جسمي وحمايت اجتماعي……………………. 29

2-2-4 الگوي وايس جهت افزايش حمايت اجتماعي…………………… 30

2-2-5 نقش حمايت اجتماعي در كاهش تعارض…………………………30

2-2-6حمايت اجتماعي به عنوان عامل مؤثربرسلامت اجتماعي………… 31

2-2-7 نظریه های مربوط به حمایت اجتماعی…………………………. 32

2-2-7 -1 مدل فقدان………………………………. 34

2-2-7 -2 فرضيه انباشت هويتي……………………………….. 33

2-2-7-3 نظریه سپر یا محافظ………………………………33

2-2-7-4 مدل تأثير مستقيم حمايت اجتماعي……………………………….. 33

2-2-7 -5 مدل تأثیر غير مستقیم یا فرضيه ضربه گير………………………. 34

2-2-7-6 مدل حمایت اجتماعی به عنوان تعدیل کننده فشار روانی……… 34

2-2-7 -7 ديدگاه نظريه پردازان تحولي……………………………….. 35

2-2-7 -8 نظريه نقش…………………………………. 35

2-3  مهارتهای مقابله………………………………. 36

2-3-1 مقابله………………………………. 37

2-3-2 استرس………………………………… 37

2-3-3 شیوه های (سبک های) مقابله با استرس………………….. 38

2-3-4 سبکهای مقابله مسأله مدار………………………………. 39

2-3-5 سبکهای مقابله هیجان مدار………………………………. 39

2-3-6 سبکهای مقابله اجتنابی……………………………….. 39

2-3-7 مقیاس جلیوس جهت ارزیابی مهارتهای مقابلهای…………….. 40

2-3-8 پيامد هاي استرس………………………………… 40

2-3-9 مهارتهای  مقابله با استرس و کیفیت زندگی مراقبت دهندگان………… 42

2-4  عزت نفس…………………………………. 42

2-4-1 تعریف عزت نفس…………………………………. 43

2-4-2 ماهیت عزت نفس…………………………………. 44

2-4-3 نظریات مرتبط با عزت نفس…………………………………. 45

2-4-3 -1 نظریه‌ی جیمز………………………………. 45

2-4-3 -2 نظریه‌ی مید………………………………. 46

2-4-3 -3 نظریه‌ی کولی……………………………….. 46

2-4-3 -4 نظریه‌ی سالیوان………………………………. 47

2-4-3 -5 نظریه‌ی روزنبرگ………………………………… 48

2-4-3 -6 نظریه‌ی هورنای……………………………….. 48

2-4-3 -7 نظریه‌ی آدلر………………………………. 48

2-4-4 انواع عزت نفس…………………………………. 49

2-4-4 -1 عزت نفس کلی……………………………….. 49

2-4-4 -2 عزت نفس اجتماعی……………………………….. 49

2-4-4 -5 عزت نفس جسمانی (بدنی)……………………………… 50

2-4-4 -6 عزت نفس تحصیلی……………………………….. 50

2-4-4 -7 عزت نفس خانوادگی……………………………….. 50

2-4-5 عوامل موثر بر عزت نفس…………………………………. 51

2-5  مروری بر پیشینه تحقیقات انجام گرفته………………………………. 52

2-5-1  تحقیقات داخلی……………………………….. 52

2-5-2  تحقیقات خارجی……………………………….. 54

2-5-3 چهارچوب نظری تحقیق……………………………….. 56

2-5-4 فرضیه های تحقیق……………………………….. 56

فصل3………………………………. 61

3-1 مقدمه………………………………. 62

3-2 روش تحقیق……………………………….. 62

3-3 جامعه آماري……………………………….. 62

3-4 نمونه و روش نمونه گیری……………………………….. 62

3-5 حجم نمونه و روش محاسبه آن………………………………. 63

3-6 ابزارهای پژوهش…………………………………. 63

الف- فرم کوتاه 36 سوالی کیفیت زندگی(SF-36)، روایی و پایایی………. 63

شیوه نمره گذاری پرسشنامه SF-36……………………………….

ب- پرسشنامه حمایت اجتماعی نوربک (NSSQ)………………….. 66

روش اجرا و نمر گذاری پرسشنامه حمایت اجتماعی نوربک……………… 66

محاسبه متغیرها و خرده مقیاسهای پرسشنامه حمایت اجتماعی نوربک…………67

محاسبه خرده مقیاس ها……………………………… 67

محاسبه متغیرهای اصلی……………………………….. 67

روایی و پایایی پرسشنامه حمایت اجتماعی نوربک………………….. 68

ج- مقیاس عزت نفس روزنبرگ………………………………… 68

شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج مقیاس عزت نفس روزنبرگ………….. 68

روایی و پایایی مقیاس عزت نفس روزنبرگ…………………………….. 69

د- مقیاس سنجش مهارتهای مقابله با استرس (CISS)……………… 69

روایی پرسشنامه ی راه های مقابله با استرس………………………… 70

و- پرسشنامه ویژگیهای دموگرافیک و برخی متغیرهای اصلی مورد بررسی…….71

3-7  فنون مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها …………………….71

3-8 تعاریف نظری و عملی متغیرهای تحقیق…………………………. 72

3-8-1 تعاریف نظری……………………………….. 72

الف- کیفیت زندگی……………………………….. 72

ب- توانخواه ذهنی……………………………….. 72

ج- حمایت اجتماعی……………………………….. 72

د- مهارتهای مقابله با استرس………………………………… 73

و- عزت نفس…………………………………. 73

و- وضعيت اقتصادي……………………………….. 73

3-8-2 تعاریف عملیاتی……………………………….. 73

الف- کیفیت زندگی……………………………….. 73

ب- توانخواه ذهنی……………………………….. 74

ج- حمایت اجتماعی……………………………….. 74

د- مهارتهای مقابله با استرس………………………………… 74

و- عزت نفس…………………………………. 74

ه- وضعيت اقتصادي……………………………….. 74

فصل 4………………………………. 75

4-1 مقدمه………………………………. 76

4-2  یافته های توصیفی……………………………….. 76

4-3 ویژگی های جمعیت شناختی……………………………….. 76

4-4  یافته های استنباطی: بررسی فرضیه های تحقیق………………. 83

فصل 5………………………………. 110

5-1 مقدمه………………………………. 111

5-2 بحث و نتیجه گیری……………………………….. 116

5-3 پیشنهادات کاربردی……………………………….. 118

5-4 پیشنهادات تحقیقی………………………………119

5-5 محدودیت های پژوهش…………………………………. 119

فهرست منابع………………………………. 121

چکیده:

هدف و زمینه: کیفیت زندگی ابعاد متفاوت سلامت و آسایش جسمی، روانی و اجتماعی زندگی افراد را در برداشته و متأثر از تجربه شخص و درک او از زندگی می باشد. داشتن کودک دارای بیماری مزمن برای تمامی اعضای خانواده استرس­زا است و مخصوصاً برای مراقب اصلی کودک (که مادر می باشد) استرس بیشتری به همراه  دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت زندگی مادران دارای فرزند توانخواه ذهنی و تأثیر برخی عوامل بر آن طراحی شد. روش­شناسی:  مطالعه حاضر از نوع علی مقایسه­ای بوده و داده های مورد نیاز به روش پیمایشی گردآوری شد.  جامعه آماری شامل کلیه ماداران دارای فرزند توانخواه ذهنی (آموزش پذیر، تربیت پذیر و حمايت پذير) و مادران دارای کودک غیرتوان­خواه در شهر شهرکرد می باشد. نمونه مورد نیاز با توجه به فرمول کوکران برابر با 286 نفر محاسبه شد: از هر گروه مادران دارای فرزند توانخواه ذهنی 50 نفر (جمعاً 150 نفر) و از بین مادران دارای کودک غیرتوانخواه نیز به صورت تصادفی 150 نفر انتخاب شد.

 یافته ­ها: مادران دارای فرزند توانخواه از کیفیت زندگی، عزت نفس، حمایت اجتماعی پائین تری نسبت به مادران دارای فرزند سالم برخوردار بودند. مهارت مقابله با استرس غالب در بین مادران دارای فرزند توانخواه مهارت هیجان مدار بود. عزت نفس و مهارتهای مقابله از عوامل موثر بر کیفیت زندگی مادران دارای فرزند توانخواه بود و حمایت اجتماعی نقش تعیین کننده­ای نداشت. حضور همسر، سطح تحصیلات مادر و همسر، وضعیت اقتصادی خانواده، و برخورداری از بیمه اثر مثبتی بر کیفیت زندگی مادران دارای فرزند توانخواه داشت. بحث و نتیجه گیری: می توان با تغییر مهارت مقابله هیجان مدار در مادران به سمت مسأله مدار و همچنین ارتقاء حمایت های اجتماعی موثر، نقش به سزایی در بهبود کیفیت زندگی این گروه از مادران ایفا نمود و در این سازمان بهزیستی نقش تعیین کننده ای دارد.

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

کیفیت زندگی[1] از جمله مسائل مهمی است که ابتدا با گسترش همه جانبه فناوری و فرایند صنعتی شدن در کشورهای غربی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت. گسترش روز افزون صنعتی شدن که خود را با تولید انبوه کالاها و خدمات متنوع در بعد کمی نشان می دهد، مشکلات زیادی برای بشر مدرن به همراه آورد. در حقیقت، همگام با افزایش جمیعت، شهرنشینی و تمرکز صنایع، سرمایه ها، امکانات و خدمات شهری رشد کرده و شهرهای بزرگ به کلان شهرهای کنونی تبدیل شده اند و مشکلات دشوار و پیچیده­ای پدید آمد. از جمله این مشکلات می توان به پدیده آلودگی هوا و تخریب محیط زیست اشاره کرد که با اضافه شدن فشارها و استرس­های روانی، صدمات جبران ناپذیری به بشر وارد کرده است. به همین دلیل توجه بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران به مفهوم کیفیت زندگی معطوف شد تا از این طریق تلاشهایی در راستای ارتقاء شرایط زندگی و بهبود بخشیدن به بعد کیفی زندگی بشر صورت گیرد (ربانی خوراسگانی و کیانپور، 1386).

كيفيت زندگي مفهومي با تعاريف متنوع است كه تا به حال به جنبه هاي مختلفي از  آن پرداخته شده است. از يك سو اين پديده را با ارزش هاي مثبتي مانند شادي ، موفقيت ،سلامتي و رضايتمندي مرتبط دانسته و ازسوي ديگرآن را مفهومي معرفي نموده اند كه بر درك افراد از اثراتي كه حوادث ويا تجربيات ، بر زندگيشان مي گذارند، بنا شده است(زاهدي اصل وفرخي،1388).

مفهوم کیفیت زندگی ابتدا به حوزه­های بهداشتی و بیماری­های روانی محدود می­شد، اما در طی دو دهه گذشته، این مفهوم از زمینه ­های بهداشتی، زیست محیطی و روانشناختی صرف به مفهومی چند بُعدی ارتقاء یافته (عنبری، 1389) و مورد توجه تعداد زیادی از حوزه­های مطالعاتی قرار گرفته است. از این روست که بر اساس پایگاه داده­های موسسه اطلاعات علمی، از 1982 تا 2005 بیش از 55 هزار تحقیق در مورد کیفیت زندگی صورت گرفته است (رضوانی و منصوریان، 1387).

كيفيت زندگي با بيماري و شرايطي كه سلامت را به خطر مي اندازد، ارتباط دارد و از طرفي وجود فرزند توانخواه باعث ايجاد استرس جسمي و روحي و رواني برخانواده (بالاخص مادر) مي شود، ومادراولين فردي است كه مسؤليت نگهداري وپرورش اين فرزندان را برعهده دارد واگر كيفيت زندگي مادران داراي فرزندتوانخواه ( فرزندان با نيازهاي ويژه ) در سطح پايينترجامعه باشد بر عملكرد مادر وهمچنين خانواده اثرات عميقي به جا مي گذارد.

اين مطالعه با هدف آگاهي وشناخت از كيفيت زندگي مادران داراي فرزند توانخواه  وعوامل مؤثرآن صورت گرفت تا اثر ناتواني كودك بر كيفيت زندگي مادرمشخص شود.

2-1- بیان مسأله

خانواده يك نظام اجتماعي است كه اختلال در هريك از اعضاي آن كل نظام را مختل مي كند واين نظام  مختل شده به نوبه خوداختلالات مربوط به اعضاء را تشديد ومشكلات جديدي را ايجاد مي كند. با اين نگرش ،كم تواني يكي از فرزندان، بر تمامي خانواده وكاركردهاي مختلف آن و يكايك اعضاء تأ ثيرغالباً منفي باقي مي گذارد. به عبارت ديگركم تواني فرزند در خانواده، مانع از آن مي شودكه خانواده بتواند كاركردهاي متعارف خودرا به نحو مطلوب داشته باشد.از جمله اين كاركردها تأمين موجبات رشدوپرورش شخصيت فرزندان، تأمين محيطي دلپذير براي اعضاء وايجاد پايگاهي براي برقراري ارتباط با ديگران در استحكام شبكه خويشاوندي سهم بسزايي دارد (ناصرشريعتي و داورمنش،1374).

داشتن فرزند دارای اختلالات رشدی (جسمی و ذهنی) نیازمند مسئولیت­پذیری بالای مراقبین می باشد. دلیل این امر نیز محدودیت های پیچیده در فعالیتهای زندگی روزانه و همچنین شرایط طولانی مدت مراقبتهای پزشکی از کودکان می باشد (بولت[1] و همکاران، 2009). در اکثر مطالعات مرتبط به فرزندان توان­خواه (فیلن و همکاران، 1998؛ رایسی و پرای، 2012)، مادران اولین مراقبانی هستند که نقشی محوری در مدیریت نیازها و مراقبت از فرزندان خود ایفا می نمایند. همچنین مستندات نشان می­دهد که مادران در رابطه با پروش فرزندان فشار بیشتری را نسبت به پدران تجربه می کنند (گرستین[2] و همکاران، 2009).

در رابطه با استرس مادران، افسردگی یا علائم افسردگی دارای بیشترین فراوانی مرتبط به پیامد سلامت در ادبیات مربوط به ماداران کودکان دارای ناتوانی­های رشدی می باشد. برای مثال فراتحلیل یافته های 18 مطالعه نشان داد که مادران دارای فرزند توانخواه در مقایسه با مادران دارای کودک غیرتوانخواه، در معرض خطر افسردگی بیشتری هستند (سینگر[3]، 2006).

در خانواده هاي داراي فرزند توانخواه، مادر بيشترين دشواري وفشار را در نگهداري فرزند تجربه مي كند. او ديگر قادر نيست كارهاي قبلي مانند آماده كردن غذا، شستن لباس ها، خريد هفتگي خانه وكمك در تكاليف مدرسه را انجام دهد. زماني را كه صرف افراد خانواده مي كرد،كاهش زيادي پيدا كرده است زيرا بيشترين وقت اوصرف مواظبت و تأمين احتياجات فرزند توانخواه مي شود.با دورشدن مادر ازكارهاي قبلي،ساير اعضاي خانواده معمولاً بايد بيشتر احساس مسئوليت كنند. ممكن است براي افراد ديگرخانواده، سازگاري با فشارها وامورجديد كه ناشي از وجود فرزند توانخواه است، بسيارمشكل باشد (اديب سرشكي،1390).

با توجه به مرور انجام گرفته بر مبانی نظری تحقیق و همچنین روند روبه رشد جمعیت معلولین کشور (رشیدیان و همکاران، 1389)، طراحی پژوهشی که بتوان از طریق آن کیفیت زندگی مادران داراي فرزند توان­خواه ذهنی و عوامل موثر بر آن را سنجید، ضرورت می نماید. در واقع سوالی که پژوهش حاضر به دنبال پاسخ آن می باشد آن است که آیا کیفیت زندگی مادران دارای فرزند توانخواه ذهنی متفاوت از مادران دارای کودک غیرتوانخواه می باشد یا خیر؟ اگر آری، چه عوامل باعث این تغییر می شوند، به عبارتی دیگر عوامل تبیین کننده این تفاوت کدامند؟

3-1- اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق

فرايند تولد كودك براي والدين لذت آور است، گرچه اين فرايند با مشقات وناراحتي هاي فراواني همراه است علي رغم اين مشكلات، بايد گفت كه اميد به سالم بودن كودك معمولاً احساس اعتماد در آنان ايجاد مي كند وكودك خود را مي پذيرند، ولي به محض آگاهي والدين ازنقص جسمي يا ذهني فرزند خود، تمام آرزوها واميدها به يأس مبدل مي گردد ومشكلات شروع مي شود.مادري كه در مدت 9 ماه بارداري، در انتظار يك فرزند سالم برنامه ريزي هاي متعددي انجام مي دهد، طبيعي است كه با متولد شدن فرزند كم توان ذهني ،نابينا، ناشنوا و… دچار شوك ونابرابري شود واحساس خشم وپرخاشگري كند. اولين شخصي كه  به طور مستقيم با كودك ارتباط برقرار مي كند مادر است. مادروقتي با فرزند با نيازهاي ويژه خود روبرو مي شود به علت نگهداري دائم ونياز به فراهم كردن شرايط ويژه رشد اين كودكان ورويارويي با استرس هايي از جمله رفتارهاي قالبي، مشكلات زباني، قشقرق ونداشتن مهارت مراقب از خود، دچارضعف در كاركرد طبيعي خود مي شود. تولد چنين كودكي موجبات احساس گناه وتقصير، ناكامي ومحروميت ناشي از غير عادي بودن كودك را درمادر ايجاد مي كند كه  كه طبيعتاً غم و اندوه و افسردگي را به دنبال دارد (نريماني وهمكاران،1386).

با توجه به اينكه در سالهاي اخير با روند رو به رشد پديده كم تواني در كشور مواجه بوده ايم، بالأخص در استانهاي محروم كشور مانند استان چهار محال وبختياري كه بيشتر بر طبق سنت وفرهنگ خويش به ازدواجهاي فاميلي رو مي آورند و متأسفانه به دليل عدم آگاهي از معايب آن و عدم مراجع به مراكز مشاوره قبل از ازدواج و ژنتيك فرزندان آنها مبتلا به اختلالات ژنتيكي وبالتبع آن كم تواني مي شوند ضرورت اجراي اين تحقيق ازلحاظ بعد انساني و براي تعيين ميزان آسيب ها وحيطه هاي آسيب ديده احتمالي لازم وضروري به نظر مي رسد تا با توجه به اطلاعات به دست آمده بتوان برنامه ريزي مناسبي براي اين گروه از افراد به عمل آورد.بنابراين اين مطالعه به  منظور آگاهي از سطح كيفيت زندگي مادران داراي فرزند توانخواه و عوامل مؤثر آن در مقايسه با گروه مادران داراي فرزندان غير توانخواه صورت گرفته است.

[1] – Boulet

[2] – Gerstein

[3] – Singer

[1] Quality of life

تعداد صفحه : 146

قیمت : 14700 تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --