دانلود پایان نامه ارشد:تحلیل اقتصادي صنايع دستي و نقش آن در توسعه‌ اقتصادي استان گيلان

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :صنايع دستي

عنوان : تحلیل اقتصادي صنايع دستي و نقش آن در توسعه‌ اقتصادي استان گيلان

تحليل اقتصادي صنايع دستي و نقش آن در توسعه‌ اقتصادي استان گيلان

موضوع: گيلان ما 

 دکتر حمیدرضا علیپور

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

صنایع‌دستي با ویژگیهايی چون کاربر بودن و ارزش افزوده بسیار بالا، تأمین مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی، نياز به سرمايه اندك، برخورداري از ابزار كار ساده و بازار ساده فروش محصولات، سبب افزايش تولید ناخالص ملی، افزايش درآمد سرانه، توسعه صادرات، كسب درآمد ارزي، تأمین تعادل اجتماعی، تأمین اشتغال و تعادل بخشی بازار کار و جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهرها، ايجاد درآمد مكمل براي خانوار، توسعه توریسم و مبادلات فرهنگی و افزايش سطح مشارکت اقتصادي زنان مي‌گردد. با توجه به اين‌كه در سي سال گذشته، بيكاري و اشتغال مهم‌ترين دغدغه در استان گيلان بوده است، جذب نیروی کار توسط بخش صنایع‌دستی، علاوه بر تعادل بخشیدن به سایر بخشها، تأثیر قابل توجهی بر اشتغالزایی غيرمستقيم دارد. نظر به توان بالاي استان گيلان در زمينه صنایع‌دستی، توجه به اين بخش و رفع موانع و مشكلات موجود مي‌تواند سبب رشد و شكوفایی اقتصادي پايدار در استان گيلان گردد.

 

 واژگان کلیدی: صنايع‌دستي، توسعه، اشتغال، اقتصاد، استان گیلان.

 

مقدمه

صنايع‌دستي تبلور عيني فرهنگ و مظاهر هنري و از نوع هنرهاي كاربردي و مردمي به حساب مي‌آيد و از آنجا كه هر فراورده دستي بازگوكننده خصوصيات تاريخي، اجتماعي و فرهنگي محل توليد خود است، مي‌تواند عامل مهمي در شناساندن فرهنگ و تمدن وهمچنين عاملي براي جذب گردشگران داخلي و خارجي محسوب شود (يزدان‌پناه، ليلا، صمديان، فاطمه؛ عوامل مؤثر بر ميزان موفقيت شرکتهاي تعاوني، 1388). در جامعه‌ای سنتی صنایع‏دستی دارای ارزش‏های‏ استفاده و کاربردی هستند، یعنی مردم این صنایع را به دلیل فایده‏های‏ عملی و نیازهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به‌کار می‏برند. اما در جامعه‏ی مدرن، این صنایع بیشتر دارای ارزش نمادین است (رضوانفر، مرتضی، صنایع‏دستی و مدرنیته‏ تحلیلی مردم‏شناختی از ابعاد نظری صنایع‌‏دستی، 1385). صنایع‌دستی بيشتر به عنوان اقلامي كه با دست و اغلب با استفاده از ابزار ساده ساخته مي‌شوند و به‌طور کلی ماهيتي هنري و یا سنتی دارند تعريف مي‌شود. یکی از ویژگیهای مشترک که در اکثر صنایع‌دستی یافت می‌شود اين است که روش تولید آنها کاربر، با استفاده از ابزار و تجهیزات ساده مي‌باشد و بسیار متفاوت از روش تولید به‌وسيله پيشينيان نيست (رد زان، معروف، عارف، فريبرز، محدوديتها و پتانسيل صنعت صنايع‌دستي در مناطق توسعه‌نيافته مالزي،2011). در تعريفی ديگر، صنایع‌دستی به گروهی از صنایع اطلاق می‌شود که تمام یا قسمت اعظم مراحل ساخت فراورده‌های آن با دست انجام می‌گیرد. در گذشته صنایع‌دستی بسیاری در گیلان رواج داشت که امروزه به دلیل زندگی ماشینی و فناوری رونق خود را از دست داده است (قربانی ریک، رضا؛ غلامی، سارا، ۱۳۸۷). اغلب محصولات صنایع‌دستی از فناوریهای ساده و مواد خام محلی در دسترس استفاده مي‌كند. تولید صنایع‌دستی به مقدار کمی سرمایه‌گذاری در مقایسه با محصولات صنعتی نیاز دارد و تولید کننده جدید با موانع ورود كمتري مواجه است. به هرحال، تولید صنایع‌دستی می‌تواند در خانه یا در مراکز منطقه‌ای واقع شده در مناطق روستایی انجام شود و افراد براي كار كردن نيازي به نقل مكان به مناطق بزرگتر شهری ندارند (دي گورمن، ويليام و همكاران، شركت نساجي صنايع‌دستي اردن بدوي: بررسي امكان‌سنجي شغل براي زنان اردني، 2009). براي توليد صنايع‌دستي، بيشتر از منابع داخلي استفاده مي‌شود، كه مي‌توان نيروي كار، مواد اوليه و ابزاركار را به‌عنوان منابع نام برد كه نزديك به80 درصد اين توليد را فراهم مي‌كنند. در مجموع مي‌توان گفت كه توليد اين صنايع، اثر مستقيم بر درآمد ناخالص ملي دارد و هرگونه افزايش در ميزان توليد و بهبود كيفيت، تأثير مستقيمي بر افزايش درآمد ناخالص ملي مي‌گذارد. مواد اوليه‌اي مانند پشم، كرك و ديگر مواد، درصورت تبديل به صنايع فرش، گليم، جاجيم، گبه و غيره، ارزش چند برابري پيدا مي‌كند، كه اين ارزش در صورت صدور نيز چند برابر مي‌شود (نواب اكبر، فيروزه و همكاران، عوامل مؤثر بر كميت و كيفيت توليد صنايع دستي،1379). بخش صنايع‌دستی می‌تواند تأثیر عمده‌ای بر اقتصاد ملی از طریق كسب درآمد ارز خارجی، ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی پایدار داشته باشد. پول صرف شده در صنایع دستی فوراً و بدون کاهش ارزش، به سوي جامعه محلی گسترش می‌یابد. صنايع‌دستي فرصتی برای جایگزینی واردات از کشورهای دیگر است که به بازار روانه مي‌شوند اما نماینده فرهنگ محلی نيستند و به گسترش اقتصاد کمک نمي‌كنند (ديويد اوكونور، صنايع‌دستي و ارتباط آن با گردشگري: صنعتگران گنجينه شما هستند، 2006). همچنين صنايع‌دستي بخش جدايي‌ناپذيري از تجارب توريستها را تشكيل مي‌دهد. بسياري از كشورها از صنايع‌دستي به‌عنوان بخشي از توريسم فرهنگي حاكم در كنار مكانهاي باستاني و ميراث فرهنگي بهره مي‌برند، زيرا آنها براي جوامع منابع درآمدي و فرصتهاي شغلي فراهم مي‌كنند (مصطفي، مايرنا، پتانسيل تقويت صنايع‌دستي به‌عنوان يك محصول گردشگري در اردن،2011). ايران، به عنوان كشوري در حال توسعه از نظر فناوري و يكي از سه قطب مهم صنايع‌دستي جهان، مي‌تواند با بهره‌گيري از ظرفيتهاي موجود و مطالعات و تجربيات داخلي و جهاني، در كنار صنايع ماشيني با توسعه صنايع‌دستي و روستايي خويش به توسعه اقتصادي قابل انتظار دست يابد (يزدان پناه، ليلا، صمديان، فاطمه؛ عوامل مؤثر بر ميزان موفقيت شرکتهاي تعاوني، 1388). استان گيلان با بيش از 60 رشته صنايع‌دستي، داراي تنوع توليد و محصولات قابل عرضه به بازارهاي داخلي و خارجي است. فهرست رشته‌هاي داراي قدمت و اصالت تاريخي و فرهنگي صنايع‌دستي استان عبارتند از: گليم بافي، نازك كاري و خراطي چوب، توليدات دست بافت، قاليبافي، توليد تابلوهاي معرق، چموش دوزي، سفالگري و سراميك سازي، قلاب دوزي، مرواریدبافي، توليد عروسكهاي كاموائي، بامبوبافي، چهل‌تكه‌دوزي، چادرشب بافي، حصيربافي، شال بافي، نمدمالي، رشتي‌دوزي، کدوي قلياني و منبت. در حالي‌كه در جهان امروز صنايع‌دستي، علاوه بر حفظ جايگاه خود در عرصه هنر، زيبايي‌شناختي و هويت بخشي ملي و منطقه‌اي، به منبع مهم ارزش افزوده و بهره‌وري اقتصادي تبديل شده است، در ايران، به دليل برخي موانع و مشكلات، اين صنعت از جايگاه واقعي خود فاصله گرفته و از نقش آفريني در عرصه اقتصادي نيز دور شده است. اين عامل سبب شده كه تأثير و نقش صنايع‌دستي در افزايش اشتغال و درآمدزايي به مرور كم‌رنگ شود، طوري‌كه، از سويي، امكان عرضه در بازارهاي داخلي را از دست مي‌دهد و، از سوي ديگر، رؤياي رقابت با بازارهاي خارجي را ناممكن مي‌سازد (پارسايي، الهام، نگاهي به چالش‌هاي پيش‌روي توسعه صنايع‌دستي، 1386). این مقاله به بررسی جنبه‌های اقتصادي صنايع‌دستي استان گیلان و تأثير آن در رشد و توسعه اقتصادي اين استان مي‌پردازد.

 

مواد و روشها

درباره تأثير صنايع‌دستي بر رشد و توسعه استان گيلان تاكنون تحقيقي صورت نگرفته است، اما در خصوص صنايع‌دستي تحقيقات زيادي صورت گرفته، از جمله فيروزه نواب اكبر، نوذر منفرد و عليرضا رضائي در تحقيقي تحت عنوان عوامل مؤثر بر كميت و كيفيت توليد صنايع‌دستي بين زنان عشاير در سال 1379 نشان دادند توليد صنايع‌دستي بر ميزان درآمد ناخالص سالانه خانوار، هزينه‌ها و ارزش افزوده تأثير معناداري دارد. فرهود گلمحمدي در پژوهشي، تحت عنوان توسعه صنايع‌دستي و فناوري متوسط با هدف گسترش توريسم و اشتغال پايدار روستايي، در سال 1389 نشان داد كه براي دستيابي به اشتغال و توسعه پايدار در روستاها ظرفيت بخش كشاورزي محدود است و بايد به دنبال گزينه‌هاي ديگري براي ايجاد كار و درآمد براي روستائيان بود. ايجاد و گسترش صنايع‌دستي و فناوري متوسط و توسعه توريسم مي‌تواند سهم مهمي حتي بالاتر از سهم كنوني بخش كشاورزي در ايجاد كار و درآمد براي روستائيان داشته باشد.

در این تحقیق درپی بررسی تحليل اقتصادي صنايع‌دستي استان گیلان و تأثير آن در رشد و توسعه اين استان هستیم. جهت گردآوری اطلاعات،آمار و سوابق و یافته‌های پژوهشی در زمینه موضوع تحقیق از كتابخانه‌ها و مراكز اطلاع‌رسانی و اسناد، سالنامه‌های آماری استان گیلان، مقالات، ارتباطات اداری سازمانی، استعلام از سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان گیلان و استفاده از سايتهاي اينترنتي و كتابخانه‌هاي ديجيتالي و بررسی مصاحبه‌ها و نظرات دست‌اندركاران و مسئولان ذیربط و نظرات صنعتگران شاغل در اين بخش استفاده شده است. روش تحقیق توصيفي، کمّی و كاربردي است و در نهايت ارائه راهكارها و الگوهاي كاركردي در موضوع تحقيق، از روشها و اهداف اصلي تحقيق است.

در اين پژوهش همچنين تأثیر صنايع‌دستي بر بخشهايي چون گردشگري، درآمد سرانه، توليد ملي، توسعه صادرات و اشتغال استان بررسی می‌گردد. مشكلات و موانع توسعه صنايع‌دستي استان گيلان مورد بررسي قرار مي‌گيرد و در ادامه راهكارها و پيشنهادهایی براي توسعه و ارتقاء جايگاه و تقويت بازار صنايع‌دستي استان گيلان ارائه مي‌گردد. اطلاعات مورد نياز اين تحقيق كه جمع‌آوری شده و مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، شامل موارد زیرند:

– تعداد افراد شاغل در بخش صنايع‌دستي به تفكيك شاخه‌هاي صنايع‌دستي استان گيلان در سال 1390.

– تعداد صنعتگران شناسايي شده در بخش صنايع‌دستي استان گيلان بين سالهاي 1384 تا1390.

– نسبت شاغلان بخش صنايع‌دستي به كل شاغلان استان گيلان طي سالهاي 1384 تا 1390.

– ميزان فروش صنايع‌دستي استان گيلان بين سالهاي 1388 تا 1390.

– آمار صادرات گمركات استان گيلان بين سالهاي 1385 تا 1387.

محدوده جغرافيايي (مکانی) تحقیق حاضر، كليه مناطق شهري و روستايي استان گیلان را شامل مي‌شود و جامعه آماري تحقيق نيز كليه صنعتگران شاغل در بخش صنايع‌دستي استان گيلان مي‌باشد، محدوده زمانی پژوهش نیز بین سالهای 1384 تا 1390 در نظر گرفته شده است و فرض تحقیق براین است که رشد صنايع‌دستي در استان گيلان از جنبه‌هاي مختلف سبب توسعه اقتصادي استان مي‌گردد.

 

تجزیه و تحلیل

در بخش اقتصاد، هدفهای اصلي دولت، افزایش تولید و درآمد ملی، رشد اقتصادی، رسیدن به اشتغال کامل و کاهش نرخ بیکاری، ثبات قیمتها، توسعه صادرات و افزایش درآمدهای ارزی است. کشورهای در حال توسعه در اجرای برنامه‌های مورد نظر خود با مشکلات زيادي همانند رشد بی‌رویه جمعیت، وجود انواع مختلف بیکاری و در نتیجه پایین بودن سطح درآمد گروه زیادی از مردم، كمبود سرمایه داخلی و نبود منابع مالی کافی برای اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی جهت فراهم آوردن امکان بهره‌برداری بهینه از منابع انسانی، طبیعی و… کشور روبرو هستند. با توجه به کاهش منابع درآمد ملي، که اساساً متکي به درآمد حاصل از صدور نفت بوده، و شدت يافتن آهنگ رشد جمعيت که تعداد متقاضيان در بازار کار را هر ساله به طور روز افزوني افزايش مي‌دهد، در حال حاضر اولويتها ايجاب مي‌کند، صرف‌نظر از طرحهاي زيربنايي و اساسي کشور، در زمينه توليد روي طرحها و پروژه‌هاي کاربر يا کارطلب بيشتر تکيه داشته باشيم تا طرحهايي که عمدتاً سرمايه‌بر و به‌ويژه ارزبر مي‌باشند. در اين راستا صنايع‌دستي با توجه به ويژگيهايي که دارد شايد بيش از هر فعاليت توليدي ديگري با شرايط موجود مطابقت داشته باشد و از اين‌رو مي‌توان نقش شايسته‌تري در برنامه‌ريزي آينده کشور براي آن در نظر گرفت که از آن جمله افزايش سهم توليد ناخالص ملي خواهد بود (بختياري، حميد، تحليلي بر ماهيت صنايع‌دستي و جايگاه آن در نظام برنامه‌ريزي). مهمترین ویژگیهای صنایع‌دستي عبارتند از: کاربر بودن و ارزش افزوده بسیار بالا، نیاز به سرمایه اندک برای ایجاد و بهره‌برداری، تأمین قسمت عمده‌ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی، عدم نیاز به كارشناس و متخصص خارجی و سازگاری و استفاده از مهارتهای بومی، عدم آثار مخرب زیست‌محیطی، قدرت اشتغالزایی با سرمايه اندك، برخورداري از ابزار كار ساده، بازار ساده فروش محصولات، قابلیت و توانایی ایجاد درآمد مکمل، بالا رفتن درآمد كشور از طریق جذب گردشگر و ارتقاي صنعت توریسم. صنایع‌دستی بخشي از صنعت فرهنگی و داراي ظرفیت ایجاد ارزش افزوده بالا برای یک كشور است که از نزدیک با بخشهای مختلف صنعتی مرتبط شده است. کشورها در حال اعمال تلاشهای سازگار براي توسعه صنایع‌دستی خود به سوي صنايعي با ارزش افزوده اقتصادی و صنایع منحصر به‌فرد به لحاظ فرهنگی مي‌باشند (يانگ هون آهن، صنايع‌دستي كره و صنعت گردشگري، 2006). صنايع‌دستي از جنبه‌هاي مختلفي سبب رشد اقتصادي يك كشور مي‌شود، كه از جمله مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:

 

صنايع‌دستي بهترين راه اشتغالزايي

با توجه به بالابودن هزينه اشتغال در بخشهاي ديگر اقتصادي، توسعه و سرمايه‌گذاري روي صنايع‌دستي يكي از راههاي كم هزينه و مناسب براي ايجاد اشتغال مي‌باشد. با توجه به اهميت اين نكته كه، براي ايجاد اشتغال و رفع بيكاري بايد آن‌را در بخشهاي روستايي، شهري و استاني با توجه به مزيتهاي نسبي و فرهنگ بومي هر منطقه جستجو كرد، صنایع‌دستی با قابلیتها و خصوصیات ویژه خود، از جمله استفاده از مواد اولیه داخلی، ارزان و فناوری ساده و عدم نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد و امکان ایجاد و توسعه در مناطق روستایی، به‌ویژه در داخل محل سکونت روستاییان، می‌تواند نقش مهمی در مبارزه با انواع بیکاری داشته باشد و مهمترین منبع کار، به خصوص برای روستاییان و زنان روستایی، محسوب گردد. صنایع‌دستی جنبه‌هاي زيادي به عنوان محرک اقتصادی دارد. صنایع‌دستی با اشتغال در خارج از فصل براي اعضای جوامع کشاورزی اين امكان را فراهم مي‌كند تا درآمد خود را تكميل كنند. مهمتر اين‌كه، اين صنايع اشتغال و فرصتهاي درآمدي مورد نياز زيادي را برای افرادی که به‌طور سنتی از اقتصاد محلی محرومند، مانند زنان، اعضای اقلیتهای قومی، جوانان، کارگران غیر ماهر، افراد معلول و سالمند، فراهم مي‌كنند (مك كرچر، باب، گردشگري بعنوان يك كاتاليزور، 2006). توسعه بخش صنايع‌دستی همچنين می‌تواند به کاهش مهاجرت روستاییان به شهرها کمک کند که بسیاری از کشورها را با ازدحام بیش از حد در شهرها و ناتوانی برای ايجاد فرصتهای شغلی و افت ناشي از آن براي اقتصاد روستایی، به ستوه آورده است (اوكونور، ديويد، صنايع‌دستي و ارتباط آن با گردشگري، 2006).

 

جدول 1 : تعداد افراد شاغل در بخش صنايع دستي در سال 1390به تفكيك شاخه‌هاي صنايع دستي استان گيلان

رشته تعداد افراد مشغول بكار نسبت شاغلان اين رشته به كل شاغلان بخش صنايع دستي        (به درصد)
گليم بافي 3200 83/27
حصيربافي 2000 39/17
بافتني هاي سنتي 800 96/6
چادر شب بافي 600 22/5
قلاب بافي 350 04/3
مرواريد بافي 220 91/1
قلاب دوزي 120 04/1
معرق چوب 100 87/0
سفال و سراميك 100 87/0
منبت 70 61/0
خراطي 70 61/0
نازك كاري 50 43/0
بامبو بافي 50 43/0
ساير رشته ها 3770 78/32

     منبع :اداره كل ميراث فرهنگي استان گيلان

جدول شماره1 تعداد افراد مشغول بكار در شاخه‌هاي مختلف صنايع‌دستي استان را به ترتيب از بيشترين افراد شاغل در يك رشته تا كمترين آنها نمايش مي‌دهد. اين جدول همچنين نسبت فعالان هر يك از شاخه‌ها به كل شاغلان حوزه صنايع‌دستي استان را در سال1390 نشان مي‌دهد. بيشترين نسبت شاغلان مربوط به گليم‌بافي است و حصيربافي و بافتنيهاي سنتي در مراتب بعدي قرار دارند. منظور از ساير رشته‌ها، آنهايي هستند كه افراد شاغل در آنها بسيار كمتر از50 نفر مي‌باشند.

جدول 2 :تعداد صنعتگران شناسايي شده در بخش صنايع دستي استان گيلان بين سالهاي 1384 تا 1390،

سال تعداد صنعتگران شناسايي شده نرخ رشد به درصد
1384 700 ——
1385 1200 43/71
1386 350 83/70-
1387 700 100
1388 1300 71/85
1389 1500 38/15
1390 5700 280

                منبع :اداره كل ميراث فرهنگي استان گيلان

همان‌طوري‌كه ملاحظه مي‌شود، جدول شماره2 تعداد صنعتگران شناسايي شده در بخش صنايع‌دستي استان گيلان كه داراي كارت شناسايي شده‌اند را بين سالهاي1384 تا1390 به‌همراه نرخ رشد در هر سال نشان مي‌دهد، كه از700 نفر در سال 1384 به 5700 نفر در سال1390 رسيده است كه رشدي معادل 29/714 درصدي (14/8 برابري) را نشان مي‌دهد.

در سي سال گذشته، بيكاري و اشتغال مهمترين دغدغه استان گيلان بوده است. محدود ماندن نرخ رشد بخشهاي مختلف اقتصادي، نرخ پايين انباشت سرمايه، پيدايش فناوريهاي جديد، كاهش تقاضا براي نيروي كار در بخش اقتصاد و مازاد نيروي كار و جايگزيني سرمايه به جاي نيروي كار به خاطر پايين بودن هزينه سرمايه نسبت به هزينه نيروي كار، موجب افزايش فشار بيكاري در استان گيلان شده است. اين در حالي است كه جذب نیروی کار توسط بخش صنایع‌دستی، علاوه بر تعادل بخشیدن به سایر بخشها، از ایجاد شغلهای کاذب نيز جلوگیری می‌كند و به دلیل ماهیت تولیدی بودن تأثیرقابل توجهی بر اشتغالزایی غیرمستقیم دارد. براساس اعلام سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان گیلان، تولید صنایع‌دستی در گیلان برای10هزار نفر به صورت مستقیم شغل ایجاد کرده است. (روزنامه ايران، ص15، 30 خرداد 1389).

 

جدول 3 : نسبت شاغلان بخش صنايع دستي به كل شاغلان استان گيلان طي سالهاي1389-1384(به درصد)

سال تعداد شاغلان (نفر) تعداد شاغلان در بخش صنايع دستي (نفر) نسبت شاغلان بخش صنايع دستي به كل شاغلان استان( درصد) نرخ رشد
1384 729802 700 1/0
1385 740722 1200 16/0 60
1386 752889 350 05/0 75/68-
1387 765055 700 09/0 80
1388 775975 1300 17/0 88/88
1389 789388 1500 19/0 76/11

 

جدول3 تعداد كل شاغلان استان گيلان و نسبت شاغلان شناسايي شده در حوزه صنايع‌دستي به كل شاغلان استان را به‌همراه نرخ رشد اين شاخص بين سالهاي 1384 تا 1389 نشان مي‌دهد (تعداد شاغلان استان بين سالهاي 1384- 1389 از بند10: تحليل جايگاه استان در سطح ملي از نظر پتانسيل‌هاي رشد اقتصادي، ویراست دوم،28/8/1390استخراج شده است.). ملاحظه مي‌شود نسبت شاغلان صنايع دستي به كل شاغلان از 1/0 در سال 1384 به 19/0 در سال 1389 افزايش يافته كه رشدي معادل 90درصد (9/1 برابري) داشته است.

تعداد صفحه : 103

قیمت : 14700 تومان

———–

——-

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--  --