بررسي تأثیر فضاي شهري بر احساس شادماني ساكنان ٩ محلۀ شهر تهران

                                                                     

 

دورۀ هشتم، شمارۀ 1، بهار و  تابستان 1395، ص 261

 

بررسي تأثیر فضاي شهري بر احساس شادماني ساكنان ٩ محلۀ شهر تهران

 

سوسن باستانی1 و سمانه ملکی پور*2

تاریخ دریافت: 02/09/1395 – تاریخ پذیرش: 16/12/1395

 

چکیده

مطالعۀ علمی و مداوم موضوع شادمانی می تواند توجه اهل اندیشه را به میزان شادمانی و عوامل مرتبط با آن جلب کرده و به مدیران و برنامه ریزان اجتماعی و فرهنگی در انتخاب سیاست های مناسب کمک کند. هدف از این پژوهش پرداختن به تأثیر فضای شهری )کالبدی و غیر کالبدی( بر احساس شادمانی ساکنان شهر است. بعد غیر کالبدی شامل محیط اجتماعی و محیط فرهنگی است. فرض بر این است که فضای شهری از طریق ارضای نیازها بر احساس شادمانی شهروندان مؤثر است. پژوهش حاضر  با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه  انجام شده است. نمونۀ پژوهش شامل 270 نفر از ساکنان 18 سال به بالای  9 محلۀ واقع در مناطق 3، 12 و 17 تهران است .بر اساس نتایج پژوهش، احساس شادمانی افراد در حد «متوسط» است. متغیرهای اثرگذار بر احساس شادمانی به ترتیب ارضای نیاز به امنیت، ارضای نیاز به احساس تعلق و ارضای نیاز فیزیولوژیکی است. متغیر ارضای نیاز به امنیت، بیشترین تأثیر را بر میزان احساس شادمانی دارد. متغیرهای مستقل پژوهش حدود 45 درصد از واریانس متغیر احساس شادمانی را تبیین می کنند.  بعد غیر کالبدی فضای شهری که شامل محیط اجتماعی )میزان و نوع روابط اجتماعی( و محیط فرهنگی )اجرای برنامه ها و مراسم( می شود و بعد کالبدی به طور غیر مستقیم بر احساس شادمانی اثرگذار است. همچنین نتایج نشان می دهد میزان احساس شادمانی ساکنان منطقۀ 12 با داشتن فضای شهری غنی تر از حیث بعد کالبدی و به ویژه بعد غیر کالبدی، بیش از مناطق 3 و 17 تهران است.

 

کلیدواژهها: ارضای نیاز، شادمانی، فضای شهری.

            

                                                           

  1. استاد جامعه شناسی دانشگاه الزهرا )سلام ا… علیها( .sbastani@alzara.ac.ir
  2. کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا )سلام ا… علیها.( )نویسندۀ مسئول( s_malekipour@yahoo.com

مقدمه و بیان مسئله

یکی از چالش های فراروی انسان در دنیای امروز، احساس شادمانی است؛ زیرا به رغمپیشرفت های چشمگیر در فناوری و تأمین آسایش انسان، احساس شادمانی وی افزایش نیافته است. فقدان شادی و نشاط در جامعه نتایج منفی بسیاری همانند افسردگی، بدبینی، ارزیابی منفی رویدادها، بی علاقگی به کار و فقدان وجدان کاری، اعتیاد به مواد مخدر، ناهنجاری های اجتماعی، رواج خشونت در روابط اجتماعی، طلاق، گرایش به فرهنگ بیگانه و غیر خودی را به دنبال دارد. در مقابل اگر افراد شادمان باشند، موجب بهبود و ارتقای عملکرد فردی و اجتماعی، سلامت روان، برخورداری از کیفیت بالای زندگی، ایجاد اجتماعی مثبت، سالم و کارآمد، خوش بینی و امید، اعتماد، احساس امنیت بیشتر، آسان گرفتن در تصمیم گیری و رضایت بیشتر می شود.

برای فهم فقدان یا کمبود شادمانی به عنوان یک مسئله اجتماعی، می توان به آمار موجود دربارۀ شادمانی بپردازیم. نتیجۀ موج چهارم پیمایش ارزش های جهانیان اینگلهارت نشان داد که متوسط سطح شادمانی نمونۀ ایران از بین 69 کشور در رتبۀ 61 قرار دارد و همچنین تحقیق موسوی) 1387( نشان داد میزان شادمانی افراد در ایران پایین و کمتر از حد متوسط است. در شهر تهران میانگین شادمانی 87/48 است. 

نقصان شادمانی می تواند به عنوان مانع جدی در راه شکوفایی استعدادهای فردی و توسعه و ترقی کشور قلمداد شود. عوامل متعددی از جمله روابط اجتماعی توأم با اعتماد، ارضای نیازها، مشارکت اجتماعی غیر رسمی، رضایت از زندگی و فضای شهری مناسب را در ایجاد شادمانی مؤثر دانسته اند.

فضاهای شهری با میزان جذابیت خود و اثرگذاری بر ذهن انسان می توانند شادابی و سرزندگی در شهرها و محله های آن را تأمین کنند. به عنوان مثال خیابان ها از مهم ترین و مؤثرترین فضاهای شهری به حساب می آیند، که در مالکیت عموم بوده و توسط اقشار مختلف مردم استفاده می شوند. اگر خیابان های یک شهر جذاب باشد، شهر جذاب است و اگر خیابان هایش کسل کننده باشند، شهر نیز کسل کننده خواهد بود. این عقیده ای است که جین جیکوبز1 در مورد خیابان های یک شهر دارد )بحرینی ،1375(. همچنین اگر شهروندان به عنوان

                                                           

  1. Jane Jacobs

استفاده کنندگان از فضای شهری، شاد باشند روابط اجتماعی تسهیل می شود، مشارکت اجتماعی رونق می یابد )وینهوون1( و روحیۀ مشارکتی بیشتر  میشود )مایرز2 به نقل از طاهر نشاط دوست ،1388(. این شهروندان از نظر اجتماعی  شبکههای صمیمی تری دارند، یعنی خانه های گرم تری برای اعضا خانواده )فرزندان و همسر( فراهم می کنند و در نهایت خانواده سالم آنها می تواند پایۀ جامعه سالم شود.

امروزه نقش فضاهای شهری در تهران به ارتباط دهندۀ مقصدها تقلیل یافته و در آنها زندگی اجتماعی اتفاق نمی افتد. تعداد کسانی که در فضاهای شهری دلیلی برای مکث می یابند ،اندک است، چرا که قابلیت های محیط برای پذیرش رفتارهای متنوع بسیار پایین بوده و در نتیجه نیازها و تمایلات عدۀ اندکی را پاسخ می گوید. همچنین یکی از تأثیراتی که زندگی مدرن در شهرهای بزرگی مانند تهران داشته است. کاهش تمایل به روابط نزدیک، عمیق و وقت گیر است. با وجود این، همچنان نیاز به روابط اجتماعی پابرجاست )غفاری ،1390: 2(. 

فضای شهری در دو بعد کالبدی و غیر کالبدی مطرح شده است. منظور از فضای کالبدی یا همان بعد غیر اجتماعی فضا، شامل محیط فیزیکی- زیستی فضای شهری است که دو بعد مصنوع انسان ساخت و طبیعی دارد و فضای غیر کالبدی یا همان بعد اجتماعی فضا، شامل دو محیط اجتماعی )میزان و نوع روابط اجتماعی( و محیط فرهنگی )اجرای برنامه ها و مراسم( است. در صورتی که این فضاها نیازهای متفاوت شهروندان را برآورده سازد فرض بر این است احساس شادمانی آنان افزایش می یابد. بر این اساس هدف مطالعۀ حاضر بررسی تأثیر فضای شهری شهر تهران از نظر کالبدی و غیر کالبدی بر احساس شادمانی ساکنان است.

بنابراین این مطالعه به دنبال پاسخگویی به پرسش های زیر است:

  • آیا فضای شهری بر احساس شادمانی افراد اثرگذار است؟
  • با ارضای نیازها به وسیلۀ فضای شهری می توان احساس شادمانی افراد را افزایش داد؟

 

                                                           

  1. Veenhoven
  2. Myers

فضا و شادمانی

شادمانی به درجۀ یا میزانی اطلاق می شود که شخص دربارۀ مطلوبیت کیفیت کلی زندگی خودقضاوت می کند؛ به عبارت دیگر شادمانی به این معناست که فرد به چه میزان زندگی خود را دوست دارد )وینهوون1، 1984(. همچنین داینر2 معتقد است شادمانی حداقل دو جنبه دارد عامل احساسی- عاطفی و شناختی )آوریل، 1997 و لارسن و داینر، 1992، به نقل از کار ،1385: 42(. 

بعد احساسی- عاطفی، به دو دستۀ درونی و بیرونی تقسیم می شود. بعد عاطفی از جنبۀ درونی همچنان که داینر معتقد است شامل هیجان مثبت، شعف و خشنودی می شود. وینهوون نیز شادمانی را میزان و درجه ای می داند که شخص احساسات مختلف به ویژه احساسات  لذتبخش را تجربه می کند. علاوه بر این جان لاک از جمله مؤلفه های بعد عاطفی از جنبه بیرونی را تعداد وقایع لذت بخش بیان می کند. وینهوون در تعریف شادمانی بعد شناختی را با عنوان مطلوبیت کیفیت کلی زندگی و رضایت کلی از زندگی بیان می کند و داینر )1992( از مفاهیم رضایت و خرسندی برای بیان این بعد از شادمانی استفاده می کند.

کیفیت زندگی از نظر وینهوون، به معنای احساسی است که فرد نسبت به رفاه اجتماعی ،عاطفی و جسمانی خود دارد. این احساس متأثر از این است که یک فرد در شرایط مختلف زندگی تا چه اندازه به خشنودی شخصی نایل شده است؛ به عبارت دیگر؛ کیفیت زندگی به این معناست که انسان بتواند زندگی خود را هماهنگ با ارزش هایش سامان دهد )گب3 و همکاران ،2004: 112(. 

همچنین وینهوون) 1994( بر این عقیده است که شادمانی معلول احساس ارضای نیازهای اساسی و کلی انسان است. نیازهای انسان پاسخ خود را در فضا پیدا می کند و برای هر نیازی خاص، ذهن انسان توقع فضایی خاص را دارد و می طلبد که فضا بتواند بهترین بستر را برای ارضا نیاز انسان فراهم کند )پاکزاد ،1385: 145(. 

گیدنز4  )1990( فضا را            مجموعهای کالبدی برای تعاملات اجتماعی  میداند و منظور از فضای شهری همان فضایی از شهر است که بدون هزینه در دسترس عموم باشد )کووان5،

  1. Veenhoven                                                            
  2. Diener
  3. Gabe
  4. Giddens
  5. Cowan

2005(. لینچ فضاهای شهری را بخشی از فضاهای باز و عمومی شهرها می داند که به نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی اند، یعنی جایی که شهروندان در آن حضور دارند. فضایی است که به مردم اجازه می دهد به آن دسترسی داشته باشند و در آن فعالیت کنند؛ بنابراین شرط اساسی برای اینکه یک فضای عمومی، فضای شهری محسوب شود این است که در آن تعامل و تقابل اجتماعی صورت گیرد. همچنین کوین لینچ در کتاب “تئوری شکل شهر” فضای شهری را واجد دو بخش اصلی فرم و محتوا می داند. فرم آن، کالبد آن و محتوایش، معنای آن، حیات اجتماعی و اتفاقات درون آن است) لینچ ،1381(. 

برای دانستن اینکه چه کیفیات شهری، شهر و فضای شهری را برای ساکنان آن مطلوب می کند، ابتدا باید با نیازهای افراد و در حقیقت از مطالبات آنها از فضای شهری آگاهی یابیم .

جان لنگ )1995( بر این باور است که برای ساختن محیطی که نیازهای انسان را برآورده سازد، نخست باید ماهیت مسائل طراحی را شناخت. مدلی که او برای نیازهای انسانی در نظر می گیرد، همان مدل ابراهام مازلو است که لنگ آن را جامع ترین مدل از سلسله مراتب نیازهای انسان می خواند. به باور او محیط ساخته شده اگر به گونه ای درخور شکل بگیرد، می تواند جنبه هایی از نیازهای انسان، مانند بقا، امنیت، تعلق، عزت، یادگیری و زیبایی شناسی را برآورده سازد. وی معتقد است طراحی شهری متکفل برآورده ساختن نیازهای متفاوت انسانی زیر است: نیازهای فیزیولوژیک؛ نیاز به ایمنی و امنیت؛ نیاز به وابستگی )نیاز به احساس تعلق به یک جمع و گروه خاص داشتن(؛ نیاز به عزت و اعتماد به نفس؛ نیاز به تحقق خویشتن

)خودشکوفایی یا نیاز به انجام فعالیتی خلاقانه( و نیازهای شناختی- زیباشناختی )لنگ،1995(.

لنگ در مدلی که ارائه می دهد به تفصیل به رابطۀ نیازهای انسان می پردازد. وی نشان می دهد تمام نیازها به طور مستقیم و غیر مستقیم )از طریق ابعادشان( در ارتباط با یکدیگر قرار دارند. از میان نیازها ،نیاز به عزت نفس، نیاز به احساس تعلق و نیاز به تحقق خویشتن با نیاز شناختی- زیبایی شناختی رابطۀ مستقیم متقابل دارند در حالی که نیاز به امنیت از طریق ابعادش با تمام نیازهای دیگر رابطۀ متقابل دارد. البته لازم به ذکر است که جان لنگ در مدل خود نیاز فیزیولوژیکی را در رابطۀ با سایر نیازها قرار نداده است )لنگ ،1995(.

در تقسیم فضای شهری به دو بعد کالبدی و غیر کالبدی می توان گفت کیفیاتی که مربوط به جنبه های مادی محیط فیزیکی اند، نیازهای فیزیولوژیکی را تأمین می کنند و آن دسته از کیفیات که به جنبه های اجتماعی و فرهنگی محیط و در حقیقت همان محیط اجتماعی و فرهنگی متعلق اند، تأمین کنندۀ نیازهای شناختی- زیبایی شناختی، تحقق خویشتن، امنیت،احساس تعلق و عزت و اعتماد به نفس اند. جدول 1 عوامل تأمین کنندۀ هر یک از نیازها رانشان می دهد: 

جدول 1. عوامل تأمین کنندۀ نیازها به وسیلۀ فضای شهری

عوامل تأمین کنندۀ نیاز به وسیلۀ فضای شهری نیاز
کیفیت مسکن

تسهیلات و تجهیزات کافی

آسایش و حفظ تعادل بوم شناسی محل

نیاز فیزیولوژیکی
ایمنی معابر

اماکن نظارت و مراقبت نفوذپذیری )قابلیت دسترسی(

نیاز به امنیت
تأمین تسهیلات اجتماعی تقویت حس مکان خوانایی نیاز به احساس تعلق
      ایجاد حس فردیت نیاز به عزت نفس
شخصی سازی فضا مشارکت تنوع در طراحی نیاز به خودشکوفایی  )تحقق خویشتن(
تأمین امکان فعالیت های فرهنگی- تفریحی خلق مناظر شهری و طبیعی خوب ایجاد غنا در کیفیات محیطی نیاز شناختی- زیبایی شناختی

 

نیازهای فیزیولوژیکی: نیازهای همچون غذا، سرپناه و بهداشت اند. چنین نیازهایی از طریق کیفیت مسکن، تسهیلات و تجهیزات کافی ،آسایش و حفظ تعادل بوم شناسی محل که در طراحی شهری لحاظ شده باشد، تأمین می شوند )گلکار، 1379؛30(. آسایش و حفظ تعادل بوم شناسی محیط است که با رعایت مقیاس انسانی و آسایش اقلیمی که شامل محل نشستن راحت، دسترسی به آفتاب، مصونیت از باد، باران و دیگر عوامل جوی است، در استفاده و رضایت مردم از فضای شهری تأثیر به سزایی دارد )مور ،1997(. برای رعایت مقیاس انسانی هوای سالم، فضایی برای تمدید قوا و رفع خستگی، فضایی برای تهیۀ غذا، فضایی برای نشستن، فضایی برای پرورش جسم انسان و تأمین بهداشت را باید مد نظر داشت. همچنین پامیر1 معتقد است جایگاه یک فضای عمومی موفق بایستی به گونه ای باشد که پذیرای جمع

                                                           

  1. Paumier

کثیری از افراد، در نزدیکی مراکز خرده فروشی، رستوران ها و کافه ها، گنجایش تفریحات جمعی و رویدادها و نشیمنگاه مناسب را داشته باشد )پامیر ،2007: 69(.

نیاز به امنیت: یکی از کیفیات مؤثر بر خوشبختی در تحقیقات آماری وینهوون در سال

2001 امنیت است. تحقیقات نشان می دهد میزان احساس خوشبختی عموماً در جوامعی که امنیت بیشتری را برای شهروندانشان فراهم می کنند، بیشتر است. به طور کلی همبستگی زیادی بین امنیت قانونی و فیزیکی و میزان احساس خوشبختی وجود دارد )مروستی، 1386(.

همچنین چلبی در مورد احساس شادمانی در ایران حوزۀ امنیت را یکی از منابع نارضایتی و ناشادی کنشگران می داند )موسوی، 1387: 5(.

نیاز به ایمنی و امنیت شامل نیازهایی نظیر مصون ماندن از مخاطرات و آلودگی ها ،برخورداری از عرصۀ خصوصی مورد نیاز )محرومیت( و رعایت مسئلۀ اشراف است. این نیازها از طریق تأمین کیفیت ایمنی معابر، اماکن نظارت و مراقبت، نفوذپذیری و قابلیت دسترسی برآورده می شوند.

جین جیکوبز معتقد است؛ پیاده رو فعال و زنده، بر خوشی ساکنان شهر اثر مثبت دارد. در پیاده روی زنده، مغازه های محلی وجود دارد که بیشتر افراد برای هم آشنا هستند، پس موجب می شود افراد برای خوشی دیگران مسئولیت بیشتری داشته باشند. روابط چهره به چهره در پیاده روی محله های شهر احساس اعتماد و روابط اجتماعی میان ساکنان شهر را تشویق می کند )لیدن ،2011: 871(. لایارد معتقد است کسانی که پیاده رفت و آمد می کنند همسایه هایشان را بهتر می شناسند و بیشتر خوش بین و اجتماعی اند. آنها از نظر سیاسی نسبت به شهروندانی که وابسته به ماشین اند، فعال ترند )همان، 872(.

نیاز به احساس تعلق: نیاز به وابستگی )نیاز به احساس تعلق به یک جمع و گروه خاص( از طریق تأمین تسهیلات اجتماعی، به نحوی که موجب تشویق مراودات اجتماعی محلی شود و از طریق تقویت حس مکان، هویت وخوانایی پیگیری شود )گلکار، 1379: 30(.

دورکیم آثار مثبت پیوند فرد با جامعه از طریق گروه های میانه را تنها برای جامعه نمی دید. از دیدگاه او، وجود این گروه ها سرچشمۀ شادی و شادکامی برای فرد است. فرد هم به نوبۀ خویش در وجود این گروه ها سرچشمه ای برای شادی و شادکامی خویش می بیند )کوزر ،1379: 196(.

ری اولدنبرگ1 )1989( معتقد است “مکان های سوم” فضای مناسب برای دور هم بودنو کنش متقابل اجتماعی را فراهم می آورند. این مکان های سوم مکان هایی عمومی و متنوع اندکه میزبان دورهم جمع شدن های داوطلبانه و غیر رسمی و شاد اشخاص متعلق به حیطۀ کار یاخانه هستند. این گونه مکان ها برای شهرها و محله های شهر لازمند زیرا آنها روابط اجتماعی و شادمانی افراد را افزایش می دهند. مکان هایی که زندگی عمومی پرجنب و جوش را تشویق می کنند، می توانند متنوع باشند؛ مانند پارک های عمومی و میدان های عمومی. در برخی شهرها پارک های عمومی در میان اجتماع ارزشمندند، نه به خاطر سبزه ها بلکه به علت فرصتی که برای رابطۀ خودجوش و سازمان یافته ای برای اعضای اجتماع فراهم می کند )لیدن ،2011:

  .)871

نیاز به عزت نفس: داینر )1984( با استناد به 11 پژوهش، به وجود همبستگی بین عزت نفس2 و شادمانی اشاره می کند. وارت، عزت نفس را اساسی ترین عامل شادمانی می داند. ویلسون گزارش کرده است که عزت نفس یکی از مهم ترین پیش بینی کننده های شادی است )میرشاه جعفری، 1381؛ 52(. به زعم هیلد براند فری، یکی دیگر از ویژگی هایی که موجب افزایش رضایتمندی از محیط شهر می شود این است که شهر دارای تصویر ذهنی مناسب ،شهرت و اعتبار خوب باشد و از همه مهم تر به مردم حس اعتماد و منزلت دهد )براند فری، 1383؛30(.

نیاز به خودشکوفایی: این نیاز از طریق فرصت هایی که طراحی شهری برای شخصی سازی فضا و مشارکت فراهم می آورد و همچنین از طریق تنوع در طراحی پاسخ داده می شود )گلکار، 1379: 30(. هیلد براند فری، بالا بودن رضایتمندی از محیط شهر را در گروی این می داند که مردم فرصت خلاق بودن، شکل دادن به فضای شخصی و بیان خودشان را داشته باشند )براند فری، 1383: 30(.

جیکوبزبهبیان شروطیمی پردازدکهتنوعرابهفضاهایشهریبازمی گرداندوفعالیت های متنوعی را تأمین می کند: 1. شهر باید تنوعی از فعالیت ها و کاربری ها را تأمین کند. دراینمورد بایدبهفعالیت هاییکهمردمدرساعاتمختلفانجاممی دهندوبه اهدافمختلفیکهمردمدنبالمی کنند،توجهشود. 2. علاوهبرتنوعیازفعالیت ها،تنوعیاز

                                                           

  1. Ray Oldenburg
  2. Self-esteem

ساختمان ها نیز برای بازگرداندن زندگی به شهر لازم است. 3. نهایتاً لازم است که تراکم بالایی از مردم در فضا حضور داشته باشند )جیکوبز،  1386: 160(.

نیاز شناختی- زیبایی شناختی: که بر اساس انگیزش های حسی و عقلی ایجاد می شود ازطریق تأمین امکان فعالیت های فرهنگی- تفریحی با طراحی شهری، خلق مناظر شهری و طبیعی خوب و ایجاد غنا در کیفیات محیطی تحقق می یابند )گلکار، 1379: 30(. هیلد براند فری1 شهری که از نظر زیبایی شناسی مطبوع و از نظر کالبدی قابل تصور باشد را یک شهر خوب می داند که در کنار سایر کیفیات موجب بالا رفتن رضایتمندی از محیط شهری می شود )براند فری، 1383(.

پاتنام2 معتقد است بهترین پیش بینی کنندۀ شادمانی، گسترش و پهنای روابط اجتماعی است و برخی نظریه پردازان دیگر بیشتر شادمانی را به فضای شهری و محیط های ساخته شده و بیش از همه همسایگی نسبت داده اند. وی حضور در کلوب های تفریحی و داوطلبانه و حضور در کلیسا را با اینکه مدرک دانشگاهی داشته باشید یا درآمدتان دو برابر شود، در تأثیر بر شادمانی هم ارز می داند .از نظر هلیول و پاتنام شادمانی با گذران وقت با دوستان و همسایگان رابطۀ معنادار دارد. همچنین پاتنام معتقد است هرچه وقت بیشتری را به تنهایی در ماشین بگذرانیم، وقت کمتری را برای دوستان و هم محله ای ها داریم .به عقیدۀ پاتنام ماشین برای زندگی اجتماع بد است )لیدن ،2011: 863(.  

 

پیشینۀ پژوهش

لیدن3 )2011( در مقالۀ «بررسی شادمانی در 10 شهر بزرگ»، سلامتی، ثروت و روابط اجتماعی را به عنوان پیش بینی کننده های شادمانی مطرح کرده است. از نظر او میان طرح و شرایط شهرها با شادمانی شهروندان در 10 منطقۀ شهری پیوستگی وجود دارد. هدف مقاله بررسی رابطۀ شادمانی فردی و فضاهای شهری است و به دنبال پاسخگویی به سؤالات زیر است: 

  • آیا ارتباط با مکان بر شادمانی اثر دارد؟
  • آیا طراحی شهر و محله ها و نحوۀ نگهداری آنها با شادمانی ارتباط دارد؟

                                                           

  1. Frey, Hildbrand
  2. Putnam
  3. Leyden

فرض بر این است که مسیر شهرها و محله های شهری می توانند روابط اجتماعی راتسهیل کنند زیرا مردم به مکان های سرزنده که فرهنگی و برجسته اند متصل می شوند. البتهبرخی از محله ها می توانند رابطه اجتماعی ایجاد کنند و آن دسته از محله هایی که جرم خیز یاضد اجتماعی اند، تأثیر معکوس دارند و موجب روابط اجتماعی نمی شوند .کوین از پیمایش کیفیت زندگی سال 2008 استفاده کرده است. در ابتدا به کیفیت زندگی 10 شهر توجه شده است. کیفیت زندگی شامل هفت عامل سنجش شادمانی است .یافته ها نشان می دهد روابط اجتماعی در شهر، جنبه های طراحی شهر و حفظ حوزۀ عمومی با شادمانی فردی در ارتباط اند .

در شهرهایی که دسترسی آسان به حمل و نقل عمومی مناسب و تسهیلات مربوط به فرهنگ و اوقات فراغت دارند، شادمانی افزایش می یابد. همچنین شهرهایی که مکان های مناسب برای پرورش کودکان اند، شهروندان شادتری دارد. برخی مکان ها با برانگیختن انواع روابط اجتماعی، بر میزان شادمانی می افزایند و بالاخره اینکه جذابیت زندگی در شهر را بالا می برند. همچنین، جنبه هایی از شهر هست که مردم  به آنها توجه می کنند مانند دستیابی به هنر، سرگرمی و به طور شگفت آوری دسترسی به حمل و نقل عمومی خوب. به طور کلی، زیباشناسی شهر و آنچه مربوط به پرورش فرزندان شان می شود، برای شادمانی مهم است .از منظر این مقاله کیفیت محیط های ساخته شدۀ شهری یا همسایگی )محله( با برنامه ریزی و طراحی و حفظ فضاهای شهری در ارتباط است.

ترانمر1 )2012( در مقالۀ مردم شاد یا مکان های شاد؟ با استفاده از مدل های چند سطحی ،از رویکرد علوم ناحیه ای و جغرافیایی برای تحلیل شادمانی و خوشبختی استفاده کرده است. او از مدل های چند سطحی داده های پیمایش پانل خانگی بریتانیا و از سرشماری جمعیت انگلستان برای رسیدن به ذات و گسترۀ شادمانی و خوشبختی برای تعیین نسبی اهمیت منطقه )ناحیه(، خانواده و خصوصیات فردی بر این پیامدها استفاده می کند. بر اساس یافته های مقاله تنوع زیادی از شادمانی و خوشبختی قابل استناد به سطوح فردی وجود دارد. با کنترل این ویژگی ها تنوع در شادمانی و خوشبختی به طور آماری، رابطۀ معناداری میان مناطق یافت نشد.

لولو و جیان بین شیه2 )2010( نیز در مقاله ای تحت عنوان «منابع شادمانی: یک تحقیق کیفی» به شناسایی منابع شادمانی پرداخته اند. نویسندگان از تحلیل کیفی برای گسترش

                                                           

  1. Tranmer. Luo Lu & Jian Bin Shih

سنخ شناسی استفاده کرده اند .9 گروه اصلی میان 180 منبع برای شادمانی پیدا کرده اند کهعبارتند از: 1. رضامندی از نیاز به احترام؛ 2. تناسب روابط میان فردی؛ 3. رضایت از نیازهایمادی؛ 4. دستیابی به کار؛ 5. آسان گرفتن زندگی؛ 6. لذت بردن در امور؛ 7. احساس خودکنترلی و خود مسلم؛ 8. لذت و احساسات مثبت و 9. سلامتی. پژوهش بر مبنای مصاحبه با 54 نفر از بزرگسالان 18 تا 60 سال ساکن کاسیونگ تایوان انجام شده است. بر اساس نتایج ،مفهوم غربی شادمانی تأکید بیشتری بر روابط بین شخصی یا ارزیابی درونی دارد. در مقابل مفهوم چینی از شادمانی تأکید بیشتری بر ارزیابی بیرونی دارد. همچنین مفهوم چینی شادمانی بخش منحصربه فردی مانند آسان گرفتن زندگی دارد .بر اساس نتایج این مقاله منابع شادمانی در میان ساکنان اجتماع در کاسیونگ1 تایوان و غرب به هم شبیه اند. 

موسوی )1387(، در پژوهشی با عنوان «بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر شادمانی در سطوح خرد و کلان» کوشش کرد ضمن مرور رویکردهای مختلف در باب شادمانی، با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی به بررسی شادمانی بپردازد. در این مطالعه از دو روش پیمایش و تطبیقی کمی استفاده شده است. بخش پیمایش با انتخاب 386 نفر از شهرهای تهران، یزد ،اردکان و میبد و با استفاده از پرسشنامۀ شادمانی آکسفورد انجام شده است. بخش تطبیقی پژوهش با استفاده از داده های ثانویۀ موج چهارم پیمایش ارزش های جهانیان اینگلهارت صورت گرفته است. نتایج نشان داد که متوسط سطح شادمانی نمونۀ ایران از بین 69 کشور در رتبۀ 61 قرار دارد. داده های پیمایش نیز میانگین شادمانی در چهار شهر مزبور را در سطحی پایین نشان می دهند یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که روابط اجتماعی توأم با اعتماد، بر شادمانی اثر تعیین کننده ای دارند و در این میان خانواده به عنوان عمده ترین تأمین کننده شادمانی افراد محسوب می شود.

مروستی) 1386( در پژوهش «سنجش میزان احساس خوشبختی شهروندان تهرانی و عوامل مؤثر بر آن» برای بررسی رابطۀ میان متغیرهای مستقل و وابسته از تئوری های مقایسۀ اجتماعی، تئوری شکاف اینگلهارت و تجربیات مؤثر استفاده کرده است و با روش پیمایش ،فرضیات آزمون شدند. جامعۀ آماری، شهروندان 18 سال به بالای تهرانی اند. نتایج نشان می دهد هرچه میزان احساس آزادی فردی، میزان دینداری، میزان حمایت اجتماعی، رضایت زناشویی و رضایت شغلی بیشتر، میزان احساس خوشبختی بیشتر خواهد بود و هرچه مقایسۀ

                                                           

  1. Kaohsiung

فرد با دیگران، با گذشته و وضعیت مطلوب و میزان تقدیرگرایی بیشتر، میزان احساسخوشبختی کمتر خواهد بود. در ضمن بین ویژگی های فردی، پایگاه اقتصادی و سن افراد بامیزان احساس خوشبختی آنها رابطه ای وجود ندارد. درحالی که وضعیت شغلی افراد و تأهلآنها با میزان احساس خوشبختی شان رابطه دارد. این بدان معناست که شاغلان و متأهلان بیش از سایر گروه ها احساس خوشبختی می کنند.

 

مدل تحلیلی تحقیق

در مدل تحلیلی تحقیق، تأثیر فضای شهری- با دو بعد کالبدی و غیر کالبدی- بر احساس شادمانی- با دو بعد عاطفی و شناختی- و همچنین تأثیر فضای شهری با ابعاد آن از طریق متغیر میانی- ارضای نیاز با شش بعد- بر احساس شادمانی و ابعاد آن بررسی شده است.

 

 

شکل 1. مدل تحلیلی تحقیق

 

فرضیات پژوهش

  • فضای شهری با احساس شادمانی رابطه دارد.
  • ارضای نیاز با احساس شادمانی رابطه دارد.
  • فضای شهری با ارضای نیاز رابطه دارد.
  • فضای شهری بر احساس شادمانی با کنترل متغیر ارضای نیاز مؤثر است.

 

روش پژوهش

اطلاعات این بررسی با استفاده از روش پیمایش و از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است .جامعۀ آماری تحقیق را ساکنان شهر تهران تشکیل می دهند. حجم نمونۀ مورد مطالعه با استفاده از جدول دواس )1376( با خطای 5 درصد 270 نفر برآورده شد. نمونه به صورت تصادفی از بین ساکنان بالای 18 سال محله های دروس، سید خندان و حسن آباد زرگنده از منطقۀ 3، محله های دروازه شمیران، کوثر و پامنار از منطقۀ 12 و محله های بلورسازی، امام زاده حسن شمالی و آذری از منطقۀ 17 شهر تهران انتخاب شد. 

نحوۀ سنجش متغیرها: متغیر احساس شادمانی در دو بعد، عاطفی- احساسی که خود از دو بعد درونی )شعف، هیجان مثبت و خشنودی( و بیرونی )تعداد وقایع لذت بخش( تشکیل شده است. بعد شناختی نیز در دو بعد رضایت از زندگی )رضایت شخصی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی( و رضایت از محل زندگی )رضایت از کشور، شهر، محله و مسکن( سنجش شده است )جدول 2(.  

جدول 2. تعریف عملیاتی احساس شادمانی

مؤلفۀ 4 مؤلفۀ 3 مؤلفۀ 2 مؤلفۀ 1 ابعاد متغیر وابسته
    شعف ،هیجان مثبت ،خشنودی درونی عاطفی-

احساسی

 

 

 

 

 

شادمانی

    تعداد وقایع لذت بخش بیرونی
     

 

 

 

 

رضایت از زندگی

 

 

رضایت ،خرسندی

 

 

شناختی

اعمال و رفتار شخصی
تحصیلات
شغل
درآمد خود شخص اقتصادی
وضع اقتصادی خانواده
حل مشکلات مردم سیاسی
صداقت مسئولین
تعهد
زندگی خانوادگی اجتماعی
دوستان
اقوام
وضع جامعه
  کشور  

 

 

 

 

رضایت از محل زندگی

  شهر
  محله
اهالی محله
همسایه
امکانات محله
  مسکن

متغیر فضای شهری نیز در دو بعد کالبدی و غیر کالبدی ،سنجش شد: بعد کالبدی فضای شهری شامل محیط فیزیکی انسان ساخت و طبیعی است و بعد غیر کالبدی فضای شهری که شامل محیط اجتماعی )میزان و نوع روابط اجتماعی( و محیط فرهنگی )اجرای برنامه ها و مراسم( می شود )جدول 3(.

 

جدول 3. تعریف عملیاتی فضای شهری

مؤلفۀ 4 مؤلفۀ 3 مؤلفۀ 2 مؤلفۀ 1 ابعاد 2 ابعاد 1 متغیر مستقل
تاکسی ،اتوبوس، مترو حمل و نقل عمومی  

ارتباطی

 

 

 

 

 

 

 

 

مصنوع انسان

ساخت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محیط

فیزیکی-زیستی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کالبدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فضای شهری

خیابان مسیرهای ارتباطی
پیاده رو
تجاری ساختمان )کاربری(  

 

 

 

 

 

 

 

 

ساختی

 

 

 

 

 

خدماتی
فرهنگی
تفریحی
درمانی
مواد غذایی
مذهبی
ایستگاه، نیمکت مبلمان شهری
وسایل روشنایی، صندوق پستی ،باجه تلفن ،دکه روزنامه فروشی و… تجهیزات شهری
مجسمه، آبنما، فواره، نقاشی دیواری، تابلوهای تبلیغاتی عناصر زیبایی بخش
    منابع آبی، رودخانه، قنات، فضای سبز ،درختان  

 

طبیعی

    میزان رابطه با همسایگان روابط

انسان با انسان

محیط اجتماعی غیر

کالبدی

     نوع رابطه با

همسایگان

  22 بهمن، دسته عزاداری ،نیمه شعبان جشن و عزاداری مراسم محیط

فرهنگی

  اجرای موسیقی زنده ،نمایش خیابانی، جشن، مسابقات جمعی   برنامه های فرهنگی

 

 

متغیر ارضای نیاز با شش بعد: نیاز فیزیولوژیکی، نیاز شناختی-زیبایی شناختی، نیاز امنیت ،نیاز تحقق خویشتن، نیاز احساس تعلق و نیاز عزت نفس، سنجش شد. ارضای نیاز فیزیولوژیکی 3 بعد مسکن )موقعیت مکانی مسکن(، غذا )نزدیکی به مراکز مواد خوراکی(  و بهداشت )به دور از آلودگی های صوتی، تصویری و هوایی( دارد. نیاز شناختی- زیبایی شناختی شامل دو بعد غنای حسی )فراهم بودن شرایط دیدن و شنیدن( و زیبایی بصری )هنری و طبیعی( است. نیاز به تحقق خویشتن دارای دو بعد آزادی در انتخاب )وجود تنوع( و مشارکت اجتماعی )مشارکت در روند طراحی و مدیریت محله و عضویت در گروه های داوطلبانه محله( است. نیاز به احساس تعلق از سه بعد فضایی )توجه به محله و آشنایی به محیط کالبدی( ،زمانی )وابستگی خاطره( و روانی )آرامش و پیوند احساسی( تشکیل شده است. نیاز به عزت نفس شامل دو بعد احساس احترام و احساس برابری و عدالت )میان محله ها و ساکنان محله( او نیاز به امنیت شامل 7 بعد) روانی، اجتماعی، مالی، سیاسی، جانی، ناموسی و کالبدی( است.

ضریب آلفای کرونباخ شاخص احساس شادمانی 917/0، فضای شهری 737/0 و ارضای نیاز 916/0 بیانگر سطح قابل قبولی از قابلیت اطمینان متغیرهای مورد بررسی است.

 

یافته های پژوهش

مشخصات نمونۀ مورد مطالعه: 8/ 54 درصد از پاسخگویان زن و 2/45 درصد از آنها مرداند. سن پاسخگویان بین 18 تا 80 سال و میانگین سنی برابر با 85/36 سال است .5/31 درصد از پاسخگویان مجرد و 6/65 درصد از آنها متأهل اند، بیشتر پاسخگویان شاغل مرد بوده اند و بیشترین فراوانی افراد شاغل در طبقۀ کارمند و کمترین آن متعلق به طبقۀ مدیر است .متوسط درآمد خانوارها در ماه تقریباً یک میلیون و هفتصد هزار تومان  و متوسط هزینه حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان است. 

احساس شادمانی: احساس شادمانی در دو بعد عاطفی- احساسی و شناختی سنجش شد. نتایج حاکی از آن است که میانگین احساس شادمانی افراد 2/4 یعنی در حد «متوسط» است. میانگین بعد عاطفی- احساسی شادمانی پاسخگویان در حد «زیاد» گزارش شده است. میزان احساس شادمانی حاصل از بعد عاطفی- احساسی ساکنان منطقۀ 12 از  دو منطقه دیگر بیشتر است. در صورتی که میان دو منطقۀ دیگر یعنی منطقۀ 3 و منطقۀ 17 تفاوت چندانیوجود ندارد .

بعد شناختی احساس شادمانی در دو بعد رضایت از زندگی با ابعاد رضایت شخصی ،اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و  رضایت از محل زندگی با ابعاد رضایت از کشور، شهر، محله و مسکن سنجیده شد. بعد شناختی احساس شادمانی پاسخگویان در حد متوسط تا زیاد است .احساس شادمانی حاصل از بعد شناختی ساکنان محلات منطقۀ 3 از دو منطقۀ دیگر بیشتر است و  احساس شادمانی حاصل از بعد شناختی ساکنان محلات منطقۀ 17 کمتر از دو منطقۀ دیگر است؛ و در کل احساس شادمانی ساکنان منطقۀ 12 بیش از دو منطقۀ دیگر و احساس شادمانی ساکنان منطقۀ 17 کمتر از دو منطقۀ دیگر است.

رضایت شخصی ساکنان محله های منطقۀ 3 بیش از دو منطقۀ دیگر و رضایت شخصی ساکنان منطقۀ 17 کمتر از دو منطقۀ دیگر است. رضایت اقتصادی ساکنان  محلههای منطقۀ 17 از دو منطقۀ دیگر کمتر است. رضایت سیاسی در مقایسه با سایر انواع رضایت در هر سه منطقه  پایینترین سطح رضایت را در بر داشت و رضایت سیاسی ساکنان محلات منطقۀ 3 از دو منطقۀ دیگر کمتر و ساکنان منطقۀ 12 از رضایت سیاسی بیشتری نسبت به دو منطقۀ دیگر برخوردارند. رضایت اجتماعی ساکنان منطقۀ 3 بیشتر از دو منطقۀ دیگر و رضایت اجتماعی ساکنان منطقۀ 17 کمتر از دو منطقۀ دیگر است. رضایت از محل زندگی که شامل رضایت از کشور، شهر، محله و مسکن است در  منطقۀ 17 از دو منطقۀ دیگر کمتر است.

فضای شهری: در این مطالعه به فضای شهری در دو بعد کالبدی و غیر کالبدی توجه شد. در بعد کالبدی بر طبق نتایج به دست آمده، افراد به طور میانگین حضور کل عناصر کالبدی و غیر کالبدی فضای شهریشان را  «کم» دانسته اند. از نظر پاسخگویان میانگین حضور عناصر کالبدی فضای شهری که شامل محیط فیزیکی شهر است  در سطح «متوسط» است .بیشترین کاربری موجود در محله های منطقۀ 3، کاربری مواد غذایی است و بیشترین کاربری موجود در محله های منطقۀ 12 و منطقۀ 17 کاربری مذهبی است. کاربری تجاری منطقۀ 3 از نظر پاسخگویان از دو منطقۀ دیگر با فاصلۀ زیادی بیشتر است. همچنین وجود عناصر زیباساز محیط اعم از طبیعی مانند رودخانه، قنات و درختان کهن و غیر طبیعی مانند تابلو تبلیغاتی ،نقاشی دیواری و … در منطقۀ 3 بیش از دو منطقۀ دیگر است. کاربری مذهبی منطقۀ 12 از نظر پاسخگویان از دو منطقۀ دیگر بیشتر است؛ بنابراین منطقۀ 17 از نظر حضور عناصر کالبدی از دو منطقۀ دیگر کمتر است به استثنای وجود تجهیزات شهری که به مقدار اندکی از دو منطقۀدیگر بیشتر است. میزان حضور عناصر کالبدی فضای شهری در منطقۀ 3 بیشتر از دو منطقۀ دیگر و در منطقۀ 17 کمتر از دو منطقۀ دیگر است.

نتایج بعد غیر کالبدی با دو محیط اجتماعی و فرهنگی حاکی از آن است که از نظر پاسخگویان میانگین حضور عناصر غیر کالبدی فضای شهری در حد متوسط رو به پایین است .میزان حضور عناصر غیر کالبدی از نظر افراد مورد مطالعه کمتر از میزان حضور عناصر کالبدی در فضای شهری است. بیشترین میزان حضور عناصر غیر کالبدی فضای شهری در محله های منطقۀ 12 و کمترین آن متعلق به محله های منطقۀ 3 است. دو محیط اجتماعی و فرهنگی در منطقۀ 3 نقش کمرنگ تر و در منطقۀ 12 نقش پر رنگ تری ایفا می کنند.  

ساکنان محله های منطقۀ 12 بیش از دو منطقۀ دیگر فضای شهری را از حیث کالبدی و غیر کالبدی غنی دانسته اند و ساکنان محله های منطقۀ 17 حضور مجموع عناصر کالبدی و غیر کالبدی فضای شهریشان را کمتر از دو منطقۀ دیگر دانسته اند.

 

جدول 4. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب فضای شهری کل به تفکیک منطقۀ سکونت

       فضای شهری کل      
جمع خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم اصلاً طبقات پاسخ
 90  0  14  28  23  15  10 فراوانی   منطقۀ 3  
 100  0  15.6  31.1  25.6  16.7  11.1 درصد  
 90  1  10  42  26  9  2 فراوانی   منطقۀ 12
 100  1.1  11.1  46.7  28.9  10  2.2 درصد  
 90  1  10  27  21  18  13 فراوانی   منطقۀ 17
 100  1.1  11.1  30  23.3  20  14.4 درصد  
 270  2  34  97  70  42  25 فراوانی   جمع  
 100  0.7  12.6  35.9  25.9  15.6  9.3 درصد  

 

ارضای نیاز: ارضای نیاز با شش بعدِ نیاز فیزیولوژیکی، نیاز شناختی- زیبایی شناختی ،نیاز امنیت، نیاز تحقق خویشتن، نیاز احساس تعلق و نیاز عزت نفس سنجش شد. افراد به طور میانگین میزان ارضای نیازشان را در سطح «متوسط» گزارش کرده اند .ارضای نیاز به امنیت بیشترین و ارضای نیاز به تحقق خویشتن کمترین میانگین را داراست .از نظر ساکنان هر سه منطقه، کمترین ارضای نیاز فیزیولوژیکی از حیث بهداشت )صوتی، تصویری و هوایی( بوده است؛ که از این میان فضای شهری منطقۀ 17 کمترین بهداشت را داشته است. همچنین فضایشهری محله های منطقۀ 17 از حیث مسکن و غذا در مقایسه با دو منطقۀ دیگر کمترین موفقیت را در ارضای نیاز فیزیولوژیکی داشته است. فضای شهری منطقۀ 12 از نظر ساکنان این منطقه بیش از دو منطقۀ دیگر در ارضای نیاز فیزیولوژیکی ساکنان اش موفق بوده است. فضای شهری هر سه منطقه در ارضای نیاز شناختی- زیبایی شناختی از حیث بعد زیبایی بصری کمتر از بعد غنای حسی موفق بوده است. همچنین ساکنان منطقۀ 17 غنای حسی و زیبایی بصری کمتری برای فضای شهری منطقه شان نسبت به دو منطقۀ دیگر ابراز کرده اند. منطقۀ 3 بیش از دو منطقۀ دیگر در ارضای نیاز شناختی- زیبایی شناختی ساکنان موفق بوده است. فضای شهری منطقۀ 3 بیشتر و فضای شهری منطقۀ 17 کمتر از دو منطقۀ دیگر آزادی انتخاب برای ساکنانشان فراهم کرده اند. مشارکت اجتماعی به عنوان بعد دیگر نیاز به تحقق خویشتن نشان داد که ساکنان منطقۀ 3 کمترین و ساکنان منطقۀ 17 بیشترین مشارکت را داشته اند. فضای شهری منطقۀ 12 شرایط لازم برای ارضای نیاز به تحقق خویشتن ساکنان این منطقه را بیش از دو منطقۀ دیگر فراهم کرده است. از نظر ارضای نیاز به امنیت،  منطقۀ 3 کمترین امنیت سیاسی و بیشترین امنیت کالبدی، روانی، مالی و جانی ،منطقۀ 12 کمترین امنیت کالبدی و بیشترین امنیت اجتماعی، سیاسی و ناموسی و منطقۀ 17 کمترین امنیت روانی، اجتماعی، مالی، ناموسی و جانی را دارد. در مجموع میزان ارضای نیاز به امنیت ساکنان محله های منطقۀ 12 توسط فضای شهری بیش از دو منطقۀ دیگر بوده است. نیاز به احساس تعلق از سه بعد تشکیل شده است .ساکنان منطقۀ 3 بیشترین و ساکنان منطقۀ 17 کمترین احساس تعلق از حیث بعد فضایی یعنی آشنایی و توجه به منطقه شان را دارند. ساکنان منطقۀ 3 بیشترین و ساکنان منطقۀ 17 کمترین احساس تعلق از حیث بعد زمانی یعنی خاطره انگیزی محیط را دارند. در آخر ساکنان منطقۀ 12 بیشترین و ساکنان منطقۀ 17 کمترین احساس تعلق از حیث بعد روانی به منطقه شان را دارند .

فضای شهری منطقۀ 3 بیش از دو منطقۀ دیگر در ارضای نیاز به احساس تعلق ساکنان اش موفق بوده است. نیاز به عزت نفس شامل دو بعد است. ساکنان منطقۀ 3 بیش از دو منطقۀ دیگر احساس احترام و احساس عدالت می کنند و ساکنان منطقۀ 17 با اختلاف زیادی بیش از دو منطقۀ دیگر احساس بی عدالتی می کنند. ارضای نیاز به عزت نفس ساکنان منطقۀ 3 بیش از دو منطقۀ دیگر است.

 

 جدول 5. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب ارضای نیاز به تفکیک منطقۀ سکونت

        ارضا نیاز    
جمع خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم اصلاً طبقات پاسخ
 90  3  39  37  10  1  0 فراوانی منطقۀ

 3

 
 100  3.3  43.3  41.1  11.1  1.1  0 درصد
 89  9  40  30  7  3  0 فراوانی منطقۀ

 12

 100  10.1  44.9  33.7  7.9  3.4  0 درصد
 89  3  21  38  21  6  0 فراوانی منطقۀ

 17

 100  3.4  23.6  42.7  23.6  6.7  0 درصد
 270  15  100  105  38  10  0 فراوانی جمع
 100  5.6  37.3  39.2  14.2  3.7  0 درصد

 

آزمون فرضیه های پژوهش  

رابطۀ فضای شهری و احساس شادمانی: برای بررسی فرض اصلی پژوهش، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، به بررسی رابطۀ فضای شهری و ابعاد آن و همچنین شاخص احساس شادمانی و ابعاد آن پرداخته شد. نتایج بیانگر هم جهت بودن تغییرات دو متغیر است به این معنا که با افزایش میزان حضور عناصر )کالبدی و غیر کالبدی( فضای شهری، میزان احساس شادمانی نیز افزایش می یابد. هرچه فضای شهری از نظر بعد کالبدی غنی تر باشد، احساس شادمانی نیز بیشتر می شود. بعد غیر کالبدی فضای شهری با بعد شناختی احساس شادمانی رابطۀ معناداری دارد.   

جدول 6. رابطۀ فضای شهری و ابعاد آن با احساس شادمانی و ابعاد آن

فضای شهری بعد غیر کالبدی بعد کالبدی نوع ضریب همبستگی پیرسون  
 0.167  0072  0.168 ضریب پیرسون بعد عاطفی-احساسی
 0.006  0.241  0.006 مقدار معناداری
 0.359  0.274  0.271 ضریب پیرسون بعد شناختی
 0.000  0.000  0.000 مقدار معنا داری
 0.286  0.182  0.244 ضریب پیرسون احساس شادمانی
 0.000  0.003  0.000 مقدار معنا داری

رابطۀ ارضای نیاز با احساس شادمانی: از آنجایی که شاخص ارضای نیاز و ابعاد آن و همچنین شاخص احساس شادمانی و ابعادش در سطح سنجش فاصله ای سنجیده شده  است، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده کرده ایم. بر اساس نتایج به دست آمده رابطۀ میان احساس شادمانی و ارضای نیاز و ابعاد آن مثبت است که نشان می دهد جهت تغییرات دو متغیر مستقیم است، به این معنا که هرچه میزان ارضای نیاز بیشتر باشد، میزان احساس شادمانی افزایش می یابد و بالعکس با کاهش ارضای نیاز میزان احساس شادمانی کاهش می یابد. تمام مقادیر همبستگی در سطح 0.000 معنا دار است. در بین ابعاد ارضای نیاز، نیاز به امنیت با احساس شادمانی، همبستگی بیشتری را نشان می دهد. میزان همبستگی ارضای نیاز و احساس شادمانی 562/0 است که همبستگی تقریباً زیادی را نشان می دهد.

 

جدول 7. رابطۀ ارضای نیاز و ابعاد آن با ابعاد احساس شادمانی و ابعاد آن

ارضای نیاز نیاز عزت نفس نیاز احساس تعلق نیاز

امنیت

نیاز

خودشکوفایی

نیاز شناختی-زیبایی شناختی نیاز

فیزیولوژیکی

نوع ضریب همبستگی پیرسون  
 0.373  0.291  0.303  0.342  0.084  0.133  0.315 ضریب پیرسون بعد عاطفی-احساسی
 0.000  0.000  0.000  0.000  0.168  0.029  0.000 مقدار معناداری
 0.643  0.383  0.472  0.562  0.278  0.382  0.462 ضریب پیرسون بعد شناختی
 0.000  0.000  0.000  0.000  0.000  0.000  0.000 مقدار معنا داری
 0.562  0.379  0.431  0.501  0.192  0.276  0.434 ضریب پیرسون احساس شادمانی
 0.000  0.000  0.000  0.000  0.002  0.000  0.000 مقدار معناداری

 

رابطۀ فضای شهری و احساس شادمانی با کنترل متغیر ارضای نیاز: با توجه به نتایج جدول 8، رابطۀ فضای شهری و احساس شادمانی با کنترل متغیر ارضای نیاز معنا دار نبوده است و نشان می دهد رابطۀ این دو متغیر به واسطۀ حضور متغیر ارضای نیاز معنا دار است یعنی فضای شهری از طریق ارضای نیاز بر احساس شادمانی تأثیر می گذارد.

 

جدول ٨. رابطۀ فضای شهری و احساس شادمانی با کنترل متغیر ارضای نیاز

فضای شهری بعد غیر کالبدی بعد کالبدی نوع ضریب همبستگی ابعاد متغیر وابسته
 -0.007  -0.083  0.052 ضریب پیرسون بعد عاطفی-

احساسی

 0.915  0.177  0.399 مقدار معنا داری
 0.092  0.040  0.084 ضریب پیرسون بعد شناختی
 0.132  0.514  0.171 مقدار معنا داری
 0.038  -0.042  0.076 ضریب پیرسون احساس شادمانی
 0.541  0.491  0.214 مقدار معنا داری

تحلیل رگرسیون چندمتغیره

با استفاده از روش تحلیل رگرسیون میتوان به اثر خالص هر متغیر و سهم نسبی آن در پیش بینی متغیر وابسته )احساس شادمانی( پی برد. استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه شرایط و ضوابطی دارد که در این بررسی به آن توجه شده است. در این پژوهش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش stepwise انجام گرفت. در ادامه جداول مربوط به نتایج رگرسیون احساس شادمانی بر اساس متغیرهای مستقل تحقیق را در میان کل پاسخگویان نشان می دهد .از ابعاد شاخص ها یعنی بعد کالبدی و غیر کالبدی و نیاز فیزیولوژیکی، نیاز شناختی- زیبایی شناختی ،نیاز به امنیت، نیاز به احساس تعلق و نیاز به عزت نفس و همچنین متغیرهای زمینه ای )به استثنای آنهایی که سطح سنجشان اسمی بوده است( رگرسیون گرفته شد .نرمافزار ورود 3 متغیر را به معادله رگرسیون مجاز دانسته است. اینها متغیرهایی اند که به ترتیب بیشترین تأثیر معنادار را بر افزایش ضریب تعیین مدل خواهند داشت و باقی متغیرهایی که از مدل حذف شدهاند، تأثیر معناداری بر افزایش ضریب تعیین نداشتهاند. همان گونه که از یافتههای جدول 9 برمیآید، مقدار ضریب تعیین مدل مذکور در نهایت با ورود متغیرهای صلاحیتدار 459/0 است. این بدان معناست که 3 متغیر نیاز به امنیت، نیاز به احساس تعلق و نیاز فیزیولوژیکی 45 درصد واریانس احساس شادمانی را تبیین می کنند.

 

جدول 9. بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته در هر گام

 Sig.  F Std. Error of the  Estimate Adjusted R  Square  R Square  R  Model
 0.000  135.362  13.00222  0.334  0.336  0.580 نیاز به امنیت
 0.000  87.485  12.42000  0.392  0.397  0.630 نیاز به احساس تعلق
 0.000  74.981  11.78294  0.453  0.459  0.678 نیاز فیزیولوژیکی

 

همچنین یافته های جدول 10 حاکی از آن است که اثر خالص متغیر نیاز به امنیت بر احساس شادمانی با مقدار بتای 323/0 و بعد از آن به ترتیب متغیر نیاز به احساس تعلق با بتای 292/0 و نیاز فیزیولوژیکی با بتای 281/0 بیشترین سهم خالص در توزیع متغیر وابسته یعنی احساس شادمانی را دارد.

 

 

جدول . بررسی رگرسیون متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته

 Sig.  T Standardized  Coefficients  Unstandardized Coefficients  Model  
 Beta  Std. Error  B
 0.000  3.681    3.602  13.258  (Constant)  3
 0.000  5.768  0.323  0.065  0.375 نیاز به امنیت
 0.000  5.778  0.292  0.040  0.231 نیاز به احساس تعلق
 0.000  5.526  0.281  0.046  0.253 نیاز فیزیولوژیکی

 

تحلیل مسیر

تحلیل مسیر گسترش مدل رگرسیون چند متغیری است که در آن میزان معنا داری ارتباط های علی فرض شده بین مجموعه ای از متغیرها بررسی شده است. تحلیل مسیر به عنوان روشی برای مطالعۀ تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرهایی که به عنوان علت در نظر گرفته شدهاند، در متغیرهایی که معلول فرض شدهاند، طراحی شده است. به عبارت دیگر روش تحلیل مسیر برای آزمون نظریه و نه ایجاد آن سودمند است و از مزایای آن این است که میتواند امکان مقایسۀ تطبیقی مدل نظری با واقعیت تجربی را ایجاب کند )کرلینجر و پدهاوزر، 416:1388( در پژوهش حاضر تحلیل مسیر بر روی مدل تحقیق انجام پذیرفتهاست. متغیر بعد کالبدی از طریق سه نیاز فیزیولوژیکی، نیاز به احساس تعلق و نیاز به امنیت بر احساس شادمانی اثر می گذارد و بعد غیر کالبدی فضای شهری از طریق دو نیاز احساس تعلق و نیاز به امنیت بر احساس شادمانی اثر می گذارد.

 

 

شکل 2. مدل تحلیل مسیر بر اساس ابعاد شاخص های کل

 

نتیجه گیری

نتایج این مطالعه نشان می دهد احساس شادمانی در بین ساکنان محلات مورد مطالعه در سطح «متوسط» است. نتایج این پژوهش نشان داد که فضای شهری از طریق ارضای نیازها بر احساس شادمانی ساکنان شهر اثرگذار است. در بین ابعاد ارضای نیاز ،نیاز به امنیت از سایر نیازها تأثیر می پذیرد و در عین حال بر سایر نیازها تأثیر می گذارد .ابعاد ارضای نیاز با ابعاد فضای شهری رابطۀ معناداری دارد. رابطۀ میان نیاز فیزیولوژیکی با بعد غیر کالبدی فضای شهری و نیاز به خودشکوفایی و نیاز به عزت نفس با بعد کالبدی معنادار نبودند. 

مقایسۀ مناطق مورد مطالعه نشان می دهد میزان احساس شادمانی در بین ساکنان محله های منطقۀ 12 تهران بیش از دو منطقۀ دیگر و میزان احساس شادمانی ساکنان محله های منطقۀ 17 تهران کمتر از دو منطقۀ دیگر است .علت این امر در تفاوتی است که منطقۀ 12 تهران از حیث کالبدی و غیر کالبدی دارد. از حیث کالبدی، ساکنان این منطقه وجود وسایل نقلیه عمومی، کاربری های خدماتی، درمانی و به ویژه کاربری مذهبی را بیش از دو منطقۀ دیگر دانسته اند و از طرف دیگر از حیث غیر کالبدی میزان برگزاری مراسم )به ویژه مراسم های مذهبی( و میزان روابط اجتماعی )رفت و آمد با همسایگان( بیش از دو منطقۀ دیگر است. در زمینۀ ارضای نیازها هم بین مناطق تفاوت وجود دارد. فضای شهری منطقۀ 12 تهران توانسته بود بیش از دو منطقۀ دیگر نیازهای ساکنان به ویژه نیاز فیزیولوژیکی و نیاز به امنیت را ارضا کند و میزان ارضای نیازها ساکنان محله های منطقۀ 17 تهران توسط فضای شهری کمتر از دو منطقۀ دیگر بود.

بر اساس یافته ها متغیر ارضای نیاز به امنیت در میان ابعاد مختلف ارضای نیاز ، بیشترین تأثیر را بر میزان احساس شادمانی دارد. این یافته مؤید این مطلب است که چنانچه همۀ شرایط و عوامل مؤثر بر کاهش احساس شادمانی در زندگی یک فرد وجود داشته باشد، که بتواند از شادمانی فرد بکاهد، با وجود ارضای نیاز به امنیت به وسیلۀ فضای شهری، میزان احساس شادمانی فرد افزایش می یابد .

دومین متغیر اثرگذار احساس شادمانی ارضای نیاز به احساس تعلق است. این متغیر شامل توجه و شناخت محل سکونت ،احساس یکرنگی و پیوند احساسی با محل سکونت و داشتن خاطره از محل سکونت است. سومین متغیر تأثیرگذار بر احساس شادمانی متغیر ارضای نیاز فیزیولوژیکی به وسیلۀ فضای شهری است. این متغیر شامل موقعیت محل سکونت فرد نسبت به ارضای نیازهایی همچون غذا، مسکن و بهداشت است.

این نتیجه که ارضای نیاز به امنیت و ارضای نیاز به احساس تعلق را به عنوان متغیرهای اثرگذار بر شادمانی می داند، با نظریات مطرح شده به ویژه نظر وینهوون، جان گل، جین جیکوبز، هیلد براند بری و ری اولدنبرگ همخوانی دارد و آنها را تأیید می کند.

علت اینکه سه نیاز دیگر یعنی نیاز به عزت نفس، نیاز به خودشکوفایی و نیاز شناختی- زیبایی شناختی اثری مستقیم بر احساس شادمانی ندارد را می توان اینگونه توضیح داد که در سلسله مراتب نیاز مازلو )به صورت: نیازهای جسمانی، نیاز به ایمنی، نیاز به تعلق داشتن، نیاز به حرمت و نیاز به خودشکوفایی( نیازهای ردۀ بالاتر ظاهر نمی شوند مگر اینکه نیازهای ردۀ پایین تر لااقل تا حدودی ارضا شده باشند. همچنین ارضای نیازهای سطوح بالاتر پیش آمادگی ها و پیچیدگی های بیشتری را می طلبد و ارضای نیازهای رده های بالاتر بیشتر مستلزم شرایط بیرونی بهتر )اجتماعی، اقتصادی و سیاسی( است تا ارضای نیازهای رده پایین تر. 

همچنین بنا به نظر نظریه پردازانی چون جان گل1 و هیلد براند فری2، نیاز به خودشکوفایی و نیاز شناختی- زیبایی شناختی بر دو نیاز به امنیت و نیاز به احساس تعلق اثر داشتند و بنابراین اثری غیر مستقیم بر شادمانی دارند و در کنار برآورده شدن سایر نیازها و کیفیات محیطی اند که می توانند اثرگذار باشند. به عنوان مثال جان گل معتقد است که زیبایی بصری در کنار سایر کیفیات در ایجاد سرزندگی و امنیت مؤثر است و یا هیلد براند فری شهری را از نظر زیبایی شناسی مطبوع می داند که در کنار سایر کیفیات موجب بالا رفتن رضایتمندی از محیط شهری شود.

ابعاد کالبدی و غیر کالبدی فضای شهری به طور غیر مستقیم بر شادمانی اثر دارند. بدین صورت که بعد کالبدی فضای شهری بر سه نیاز اثرگذار بر شادمانی اثر دارد و همچنین بعد غیر کالبدی فضای شهری بر نیاز به امنیت و نیاز به احساس تعلق تأثیر دارد. محیط اجتماعی فضای شهری با در نظر گرفتن نوع و میزان روابط اجتماعی افراد با همسایگانشان و محیط فرهنگی شامل برگزاری  مراسمهای ملی و مذهبی و اجرای برنامه های فرهنگی در محله بر

                                                           

  1. John Gehl
  2. Hildbrand Frey

احساس شادمانی تأثیر دارند. جامعه شناسان و طراحان شهری بر اهمیت روابط اجتماعی برای انسان ها و نقش فضای شهری در ایجاد، تسهیل و تقویت روابط اجتماعی تأکید دارند؛ تا جایی که کسانی چون پاتنام احساس شادمانی را حاصل از گذران وقت با دوستان و روابط همسایگی می دانند تا درآمد .

 

منابع  

بحرینی، سید حسین) 1375(. تحلیل فضای شهری. دانشگاه تهران.

براند فری، هیلدر )1383(. طراحی شهری به سوی یک شکل پایدارتر .شهر ترجمه: حسین بحرینی.

انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.

برزگر مروستی، فرزانه) 1386(. سنجش میزان احساس خوشبختی شهروندان تهرانی و عوامل مؤثر بر

      .آن پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا )  سلاما… علیها(.  

پاکزاد، جهانشاه) 1385(. مبانی نظری و فرآیند طراحی .شهری انتشارات شهیدی.

جیکوبز، جین) 1386(. مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی. ترجمه: حمیدرضا پارسی و آرزو افلاطونی. انتشارات دانشگاه تهران.

دواس ،دی، ای )1376(. پیمایش در تحقیقات .اجتماعی ترجمه: هوشنگ نایبی. نشر نی.

طاهر نشاط دوست، حمید و همکاران) 1388(. تعیین عوامل مؤثر در شادکامی کارکنان شرکت فولاد مبارکه .جامعه شناسی کاربردی، شماره پیاپی 33، شماره 1، 118-105.

عبدی، عباس) 1388(. نمونه گیری ،خوشه بندی محله های تهران: روش شناسی و روش های تحقیق. در

دست انتشار. )از این مقاله خلاصه ای در سایت انجمن جامعه شناسی ایران به نشانی www.isa.org.ir در دسترس است.(

علیزاده اصلی، افسانه؛ فرقانی رامندی، فاطمه؛ علیرضائی، نصرت الله؛ علیخانی، حسین آقا؛ قدیری ،حسن )1390(. عوامل  روانشناختی و جمعه شناختی مؤثر بر خودکشی در زنان شهرهای شال و دانسفهان استان قزوین. فصلنامه پژوهش های روان شناسی اجتماعی، سال 1، شماره 3.

غفاری، لیلا) 1390(. طراحی فضای شهری با امکان انتخاب رفتارهای چندگانه؛ راهنمای طراحی شهری معطوف به تقویت زندگی اجتماعی در خیابان شریعتی تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته طراحی شهری، دانشگاه شهید بهشتی تهران.

کار، الان) 1385(.  روانشناسی مثبت؛ علم شادمانی و نیرومندی های انسان. ترجمه: حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند. تهران: انتشارات سخن.

کوزر، لوئیس) 1379(. زندگی و اندیشه بزرگان جامعه .شناسی ترجمه: محسن ثلاثی. نشر علمی.

گلکار، کوروش) 1379(. مؤلفه های سازنده کیفیت طراحی شهری. نشریه صفه، شماره 32، صص 65-38. لنگ، جان) 1381(. آفرینش نظریه معماری، نقش علوم رفتاری در طراحی محیط. ترجمه: علیرضا  عینیفر. دانشگاه تهران.

لینچ، کوین )1381(. تئوری شکل خوب شهر. ترجمه: حسین بحرینی. دانشگاه تهران.

موسوی، سید محسن) 1387(. بررسی     جامعهشناختی عوامل مؤثر بر شادمانی در سطوح خرد و کلان.

مجله  جامعهشناسی ایران، دوره نهم، شماره 1 و 2، صص 34 – 57.

میر شاه جعفری، ابراهیم) 1381(. شادمانی و عوامل مؤثر بر آن. تازه های علوم ،شناختی سال 4، شماره

3، صص 58-50.

 

Cowan, R. (2005). The Dictionary of Urbanism. Streetwise press.

Giddens, A.  (1990). Sociology. New York: Polity press.

Lang, J. (1995). The Human Dimension of Urban Design. Urban Futures, No.17: 25-36.

Leyden, K, Goldberg, A and Michelbach, P. (2011). Understanding the Pursuit of Happiness in Major Cities. Urban Affairs Review, 47(6) 861-888.  

Moore, G. (1997). Advances in Environment, Behavior, and Design. Volume 4: Toward the Integration of Theory, Methods, Research, and Utilization. New York: Plenum Press.

Paumier, C. (2007). Creating a Vibrant City Center. (ULI) Urban Land Institute, Washington, D.C.

Rapoport, A. (1977). Human Aspects of Urban Form. New York: Pergamon Press.